تبليغاتX
كار مسلمان ها با آن دسته منافقيني كه اظهار اسلام ميكنند و كمر اسلام را ميخواهند بشكنند، بسيار مشكل است. ( صحيفه ج 10 ص 287 ) ‏::::::::: چنان بر استكبار غرب سيلي زنيد كه برق آن چشمان استكبار شرق را كور كند. صحيفه ج 20 ص 194::::::::: سازش با ابر قدرت ها، ظلم بر بشر است.آنهايي كه به ما ميگويند سازش كنيد، يا جاهل هستند يا مزدور. ::::::::: آمريكا دشمن شماره يك مردم محرو و مستضعف جهان است. صحيفه ج 13 ص 212 حضرت روح الله ::::::::: فرياد برائت ما از مشركان و كافران، فرياد امتي است كه جانشان از تجاوزات شرق و غرب و در راس آن آمريكا به لب رسيده است صحيفه ج 20 ص 11 ::::::::: خدا نياورد آن روزي را كه سياست ما و مسئولين كشور پشت به كردن به دفاع از محرومين و رو آوردن به حمايت از سرمايه دار ها گردد. صحيفه ج 20 ص 341 ::::::::اين معنا «كه نمي شود با قدرت هاي بزرگ طرف شد» را از گوش هايتان بيرون كنيد.شما بخواهيد، مي توانيد، زيرا پشتيبان شما خداست. صحيفه ج 15 ص 209 :::::::::فقرا و متدينين بي بضاعت،گردانندگان و برپاكنندگان واقعي انقلاب ها هستند. صحيفه ج 20 ص 235 :::::::مي گويند مغز ها فرار كرده اند،بگذار فرار كنند،جهنم كه فرار كردند،مغزهاي علمي نبودند اين مغزها،مغزهاي خيانتكار بودند. صحيفه ج 10 ص 84 ::::::::: بايد تلاش كنيم زهد و قدس اسلام ناب محمدي را از زنگارهاي تقدس مابي و تحجر گرايي اسلام آمركايي جدا كرده و به مردم مستضعفمان نشان دهيم. صحيفه ج 21 ص 21 ::::::::: حضرت روح الله::::::: نسل بیدار
  

به گزارش کاج نيوز يکي از اعضاي شاخه جوانان حزب مشارکت در استان خراسان جنوبي(م-ر) چندي پيش در وبلاگ خود به نام "آش ايروني"در مطلبي با عنوان "روح منتظري..."به بهانه درگذشت آن شيخ مطرود مطالبي را منتشر و در آن به هتاکي به مقام عظماي ولايت پرداخته است وجسارت را به جايي رسانده که با زير سوال بردن عمود خيمه انقلاب يعني ولايت فقيه و تمسخر آن به اين اصل مترقي اهانت کرده است

او با بي شرمي تمام از جسارت هاي منتظري دفاع نموده و از او به عنوان بزرگترين مرجع آزاد انديش جهان تشيع نام برده است!! در اين مجال قصد نقد تراوشات ذهني اين شخص معلوم الحال را نداريم و ارزش قلم خود را بالاتر از آن مي دانيم که به نقد چنين مطلب بي مايه و بي منطق و البته طنز گونه اي بپردازيم زيرا که جاي جاي مطالب سخيف او جاي بحث و نقد جدي دارد

اما فقط براي يادآوري نامه امام (ره) در تاريخ ششم فروردين 1367 خطاب به وي را بازخواني مي کنيم:‌ «از آنجا كه روشن شده است كه شما اين كشور و انقلاب اسلامي عزيز مردم مسلمان ايران را پس از من به دست ليبرال‌ها و از كانال آنها به منافقين مي‌سپاريد، صلاحيت و مشروعيت رهبري آينده نظام را از دست داده‌ايد، شما در اكثر نامه‌ها و صحبت‌ها و موضع‌گيري‌هايتان نشان داديد كه معتقديد ليبرال‌ها و منافقين بايد بر كشور حكومت كنند؛ به قدري مطالبي كه مي‌گفتيد ديكته شده منافقين بود كه من فايده‌اي براي جواب به آنها نمي‌ديدم. مثلا در همين دفاعيه شما از منافقين، تعداد بسيار معدودي كه در جنگ مسلحانه عليه ‌اسلام و انقلاب محكوم به اعدام شده بودند را منافقين از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و مي‌بينيد كه چه خدمت ارزنده‌اي به استكبار كرده‌ايد. در مسأله مهدي هاشمي قاتل، شما او را از همه متدينين متدين‌تر مي‌دانستيد و با اينكه برايتان ثابت شده بود كه او قاتل است مرتب پيام مي‌داديد كه او را نكشيد... شما از اين پس وكيل من نيستيد و به طلابي كه پول براي شما مي‌آورند بگوييد به قم منزل آقاي پسنديده و يا در تهران به جماران مراجعه كنند...»

امام خميني (ره) در اين نامه تاريخي پيش بيني مي‌كند كه «منتظري مشغول به نوشتن چيزهايي مي‌شود كه آخرتش را خراب‌تر مي‌كند» و لذا ضمن توصيه‌هايي از او مي‌‌خواهد: «از آنجا كه ساده لوح هستيد و سريعاً تحريك مي‌شويد، در هيچ كار سياسي دخالت نكنيد، شايد خدا از سر تقصيرات شما بگذرد». رهبر كبير انقلاب اسلامي در همين نامه خطاب به افكار عمومي مي‌گويند: «تاريخ پر است از خيانت بزرگانش به اسلام؛ سعي كنند تحت تأثير دروغ‌هاي ديكته شده كه اين روزها راديوهاي بيگانه آن را با شور و شوق و شعف پخش مي‌كنند نگردند».

نامبرده(م-ر)البته از حاميان جدي کانديدي بود که در ايام انتخابات  مي خواست جامعه را به آرمانهاي انقلاب و امام نزديک کند!!

اما در اينجا روي سخن ما با دستگاه هاي قضايي استان است.امروز که به همراه يکي از دوستان مطلب مورد اشاره را مطالعه مي کرديم دوستي مي گفت:به خاطر دارم مدير وقت سازمان ميراث استان فقط به واسطه درج يک کاريکاتور در سايت يک هنرمند نامبرده را راهي دادگاه کرد. اما حال چگونه است که دادستان استان و ديگر دستگاههاي مربوط که وظيفه برخورد با اين افرد معلوم الحال را دارند کوتاهي مي کنند.

اينجا يک سوال روشن پيش مي آيد.آيا مسئولان مربوط از اين موضوع اطلاع دارند؟اگر ندارند که خوب ما بحثي نداريم! و اگر دارند هم باز بحثي نداريم!!

ما که مطالب امثال اين فرد را حتي در حد نقد هم نمي دانيم اما سوال اينجاست مگر رياست محترم قوه قضاييه اخيرا دستور برخورد با اهانت کنندگان به سران قوا را ندادند؟حال فردي که به خود اجازه مي دهد به مهم ترين رکن جمهوري اسلامي بي احترامي کند بايد چه پاسخي به او داد؟

آيا مسئوليني که با اين کم توجهي با اين قضايا برخورد مي کنند به اين فکر نمي کنند اين امر باعث مي شود افراد ديگري هم با جسارت بيشتر بدون ترس از سوال و جواب با درج اسم و تصوير خودبه تمام مقدسات ملت توهين کنند؟حال که اين فرد به روشني مسئوليت درج اين مطالب را بر عهده گرفته بايد مسئول عواقب آن را هم باشد.البته در کارنامه اين فرد تا دلتان بخواهد توهين به دولت و شخص رئيس جمهور هم وجود دارد که گويا ديگر براي مسئولان اين مسئله طبيعي شده است!!اما وقتي در آن زمان برخوردي با اين افراد صورت نگرفت عاقبت همين خواهد شد که مي بينيم.

بحث ما خيلي روشن است ما انتقادي به مطالب اين شخص در حمايت از منتظري نداريم.زيرا که در اظهار نظر همه آزادند. اما اين که کسي به خود اجازه دهد به رهبري نظام اسلامي کوچکترين بي احترامي بکند با آن شديدا مخالف و خواستار برخورد مسئولين مربوط با آن هستيم
اما اگر باز هم  بيش از اين شاهد  کوتاهي در اين زمينه باشيم به عنوان شاکي خصوصي به زودي عليه نامبرده در محاکم صالحه استان طرح شکايت خواهيم کرد .اميد است کار البته به آنجا نرسد.

نوشته شده توسط سید مجید علوی در جمعه دوم بهمن 1388 ساعت 18:10 | لینک ثابت |
هر روز با کاج نیوز!


www.kajnews.com
نوشته شده توسط سید مجید علوی در پنجشنبه سی ام مهر 1388 ساعت 11:24 | لینک ثابت |

www.kajnews.com


کاج نیوز هر روز با جدیدترین اخبار کشور و استان را حتما ببینید!

(به دوستان خود هم بگویید)

نوشته شده توسط سید مجید علوی در پنجشنبه سی ام مهر 1388 ساعت 10:14 | لینک ثابت |

يكي از بركات انتخابات 22 خرداد كه از روز 23 خرداد به بعد بروز بي سابقه اي يافت، فاش و شفاف شدن خط و مرزهاي عقيدتي و سياسي برخي از مدعيان است. اين تحول بزرگ را بايد كوره خالص سازي صف انقلاب اسلامي و عمليات پاكسازي در پشت جبهه انقلاب و نظام ناميد. عده اي از آن، تعبير به پوست اندازي و جوان شدن مجدد، و عده اي تعبير به جراحي و خارج سازي غده چركين از بدن نظام كرده اند. تعبير، خيلي مهم نيست، ممكن است برخي تعابير، دقيق تر و زيباتر و برخي كمتر دقيق باشند ولي آنچه واقعيت دارد آن است كه پس از سال هاي دفاع مقدس، يك رگه انحرافي در حاشيه نظام جمهوري اسلامي با گرايش به غرب، به سكولاريزم، به فرهنگ سرمايه داري و مادي و حتي به گروههاي ضد انقلاب و ضد امام، بتدريج رشد كرده بود و حتي در دهه گذشته، وارد سطوح بالاي نظام در دولت و مجلس (ششم) شده بود. اين خط انحرافي، زيرپوشش قانون اساسي و سوء استفاده از امكانات نظام و فرصت هاي قانوني جمهوري اسلامي، همچون انتخابات، بارها براي غصب نظام و جامعه، هجوم آوردند و نتوانستند.
ترفند مورد استفاده آنها و ابزار اصلي اين دوچهرگي و نفاق سياسي، نوعي ادبيات پنهانكار و زبان دو پهلو بود كه تظاهر به اسلام، قانون اساسي و التزام به امام و مقام معظم رهبري مي كردند و در پشت صحنه، بدنبال مصادره انقلاب بودند. جريان فتنه، همچنين تا پيش از انتخابات تاريخي 22 خرداد، بويژه تظاهر به قانونمداري و طرفداري از جمهوريت و دموكراسي كرده و با ادعاي جمهوريت، عليه تفكر ولايت و اسلاميت، هجوم مي كرد و در جهت تفكيك مردمسالاري از دين و ولايت و تقابل ميان جمهوريت و اسلاميت مي كوشيد اما از فرداي 22 خرداد، فاش شد كه مشكل اصلي آقايان با همان جمهوريت و رأي مردم بوده و تعارض اصلي آنان با توده هاي مردم ايران است كه به نظام اسلامي وفادار مانده اند.
مي گويند صحراي محشر، «يوم تبلي السرائر» است و ديگر امكان ظاهرسازي و ادامه نفاق و عوامفريبي نخواهد بود. گرچه تا دنيا، دنياست، خط نفاق، خواهد بود ولي بلاتشبيه بايد گفت در سه ماه اخير، نوعي حشر سياسي در جبهه انقلاب، اتفاق افتاد و بسياري دستها رو شد، پرده هاي نفاق، تا حدودي كنار رفت و باطن برخي آشكارتر شد كه به چند نمونه اشاره مي كنيم:
1- چه كسي موسوي را پس از 20 سال سكوت و كناره گيري از سياست، بدرستي مي شناخت؟! بسياري گمان مي كردند كه او شخصي منطقي، داراي سلامت نفس و متانت سياسي است و گرچه احتمالاً منتقد بعضي مسايل است اما دغدغه دين و انقلاب و ارزشهاي جمهوري اسلامي را دارد و اكثر 13 ميليوني كه به وي رأي دادند (بجز يك اقليت كوچك كه همچنان با او ممكن است موافق باشند)، براستي گمان مي كردند به يك اصولگراي اصلاح طلب و قانون پذير كه از خاتمي و كروبي هم، مواضع صحيح تر و قابل دفاع تري دارد، رأي داده اند. او حتي در تبليغات انتخاباتي نيز دائماً از قانون، منطق و اصولگرائي روشنفكرانه و نيز اصلاح طلبي اصولگرايانه و التزام به ولايت فقيه سخن مي گفت و همين ادبيات مبتني بر دروغ و نفاق بود كه 13 ميليون رأي براي او به همراه داشت گرچه اكثريت قاطع به او «نه» قاطعي گفتند و او را زودتر شناختند. اما رخدادهاي بعد از انتخابات، نشان داد كه او، موسوي 20 سال قبل نيست و يك موجود سياسي مملو از كينه و خودبزرگ بيني و قانون شكني است و حاضر است براي دسترسي به اهداف شوم خود و يا اهداف كساني كه او را مديريت مي كنند با جان و مال مردم و آبروي انقلاب و نظام براحتي بازي كند.
امروز از مسعود رجوي تا رضا پهلوي و مقامات آمريكا و انگليس و رسانه هاي صهيونيستي و از چريكهاي فدائي و توده اي ها تا نهضت آزادي و برخي گروههاي سلطنت طلب يكصدا «راي ما موسوي» مي گويند زيرا خوب مي دانند كه او، از سردمداران خط خيانت به خميني بزرگ شده است يعني همان خواسته برزمين مانده دشمنان داخلي و بيروني اسلام و انقلاب.
2- تا پيش از انتخابات 22 خرداد، چه كسي باور مي كرد كروبي به حدي سقوط كرده و دچار استحاله فكري و شخصيتي شده باشد كه به چهره مطلوب همه گروهكهاي فاسد ضد امام و رسانه هاي غربي تبديل شود؟ و همه اتهامات زشت و مشمئزكننده دشمنان اسلام و امام(ره) از دهان او بيرون آمده و عناصر وابسته اي چون عبدالكريم سروش و مجتهد شبستري و ساير چهره هاي سكولار و فاسد كه اصل نبوت و قرآن را هم منكر شده اند و بسياري گروههاي لائيك خارج كشور، عاشق سينه چاك او شوند و او نيز از طرفداران جديدش، نه تنها ناراحت نيست بلكه لذت مي برد. سخنان و مواضع كروبي در زمان امام راحل را با سخنان و ديدگاههايش در اين انتخابات، مقايسه كنيد تا به ميزان ابتذال و سقوط او پي ببريم.
3- چه كسي باور مي كرد آقاي يوسف صانعي كه زماني خشن ترين ادبيات انقلابي را عليه ضد انقلابيون به كار مي برد و در دوران دادستاني انقلاب، همه گروههاي چپ و راست و غير انقلابي از او مي ترسيدند، اينك افتخار كند كه در كنار منتظري (مطرود امام خميني كه امام صريحاً او را نه تنها ساده لوح، بلكه فاسق و فاسد ناميد) قرار گرفته و عناصر فاسدي چون سازگارا را كه در خدمت سازمان سيا در واشنگتن است، متدين بخواند و كلمات زشتي چون «حرامزاده» را به مخالفان خود نسبت دهد و عليه مراجع تقليد دست به اتهامات آنچناني بزند، صرفاً به اين علت كه چرا در كنار او و پشت موسوي نايستاده اند؟!
رفتار امروز صانعي و كروبي، دقيقاً كپي برداري از رفتار منتظري و شيخ علي تهراني در عصر امام است كه ناگهان تبديل به «روحاني واقعي»!! و «مرجع تقليد»!! گروههاي ضد انقلاب و امام ستيز مي شدند.
4- چه كسي باور مي كرد كه محمد خاتمي كه دو دوره رئيس جمهور ايران بود و ادعاي قانونگرايي مي كرد، ناگهان در خط مقدم ساختارشكنان بايستد و ملاقات با سوروس (رهبر سازمان جاسوسي براندازي مخملي) را نيز عليرغم گزارش دقيقي كه سوروس از جزئيات هر دو ملاقات مي دهد و عليرغم تأييد مترجم خاتمي انكار كند؟! براستي كه خدا عاقبت همه ما را ختم به خير كند.

نوشته شده توسط سید مجید علوی در پنجشنبه شانزدهم مهر 1388 ساعت 12:54 | لینک ثابت |