سال هاست که این خاک غریب و زخم دیده، خاک خون و حماسه، به شوق دیدار دوباره ات، لحظه شماری می کند. بار دیگر، لاله ها از خاک پرخون شقایق های عاشق، سربرآورده اند و با شوقی وصف ناشدنی منتظر نسیم آشنایی هستند که از دور به سمت افق باختر، شروع به وزیدن کرده و همه عشاق این سرزمین را مدهوش خود ساخته. اینجا خاک و آسمان، بوی بهار می دهد و پاییز زرد، رخت بر بسته، زیرا قدوم مبارک آستان عشق قدم به این دیارخواهد گذاشت. مرغان چمن همه نغمه داودی سرداده اند و مژده باد صبا را می دهند. خون یحیی ها، بار دیگر جوشیدن گرفت و مادران این شقایق های پرپرِ گلگون کفن، در کوچه هایی که هنوز زخمی گلوله های دژخیم بعثی است، به انتظار نائب بر حق امام زمان(عج)، یعقوب وار نشسته اند.
آری بوی یار می آید، شمیم و عطر یاس ازکربلا می آید...
اکنون ما وارثان خمینی کبیر(ره) و فرزندان دیار صبر و مقاومت و ایثار کرمانشاه، با ایمانی کامل و قلبی مالامال از عشق به ولایت و رهبر خویش، و به پاسداشت فداکاری شهدای هشت سال دفاع مقدس،می خواهیم بار دیگر، با آرمان های بزرگ امام خامنه ای تجدید میثاق کنیم، تا حماسه ی پدران و مادران دلیر و غیور خود را برای ابد جاودان ساخته و مُهری بر دهان همه یاوه گویان و منافقان زده تا آنها بدانند، که ذره ای از محبت ما، نسبت به امام و رهبرعزیزمان کاسته نخواهد شد.
ز روی دوست دل دشمن چه دریابد چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا
«إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَةُ أَلاّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ»
فهرست حمایت کنندگان از این حرکت: (لطفاً بنرهای زیر را در وبلاگ با وبسایت خود قرار دهید و در بخش نظرات اطلاع رسانی نمایید تا لینک شما درج شود)

|
|

|
|
جناب آقای آملی لاریجانی!
اتفاقات چند روز گذشته در دانشگاه بيرجند که بي شک به بهانه خرابي دستگاه تصفيه آب دو خوابگاه در اين دانشگاه اتفاق افتاد و به تحصن چند صد نفري دانشجويان اين دانشگاه و اتفاقات بعدي منجر شد جدا از نقدهاي جدي ما به نوع مواجه دانشجويان به اين قضيه نکات مهمي داشت که بايد با ديدي منصفانه به آن نگريست 1- مديريت بسيار ضعيف رياست دانشگاه که به گواره بسياري از آگاهان از ابتدا انتصابش اشتباه بود. وي که در جريان انتخابات دور نهم رياست جمهوري از حاميان معين بود و در دور دوم براي به خطر افتادن مصالح نظام(!) از هاشمي حمايت کرده بود. روشن است شخصي که دغدغه اصلييش چيزي جز موفقيت و ايجاد رضايت مندي مردم از دولت اصولگراست خيلي براي رسيدن به اين اتفاق تلاش نمي کند.البته از منظر ما هر مديري که با عملکرد خود باعث نارضايتي مردم شود صلاحيت خدمت را در اين دولت را از دست داده است جدا از نوع نگاه ايشان به مسائل سياسي بايد اعتراف کنيم وي به شکل عجيبي از اعتماد به نفس بسيار بالايي برخوردار است.اگر مصاحبه ايشان با روزنامه آوا بعد از جريان اعتراض دانشجويان را بخوانيم خواهيم ديد که ايشان با کمال خونسردي رسانه ها را دعوت به شرکت در يک کنفرانس مطبوعاتي مي کند! گويا آقاي رئيس اصلا متوجه نيست چه اتفاقي افتاده است.البته ايشان از منظري حق دارند.وقتي در مدت اين چهار سال بودجه دانشگاه بيرجند حداقل 10 برابر شده باشد و با عين حال با مديريت ايشان بعد از اين مدت نيمي از دانشجويان عملکرد مهم ترين مجموعه آموزش عالي استان را بسيار ضعيف بدانند و تقريبا هيچ دانشجويي حاضر به حمايت از ايشان نباشد و در عين حال ايشان چهار سال تمام رييس بمانند طبيعي است که بايد اين گونه با اعتماد به نفس سخن بگويد. بي شک قبول استعفا بيشترين لطف مجموعه به ايشان است.آقاي رئيس بايد سالها پيش عزل مي شد تا امروز شاهد بروز اين اتفاقات نباشيم نکته جالب ماجرا اين است که وقتي با برخي مسئولان دانشگاه يبرجند در جريان اعتراض دانشجويان سخن مي گفتيم تقريبا همه اعتراف مي کردند بخش مهمي از انتقادات دانشجويان به حق است؟! اما بايد دانست به چندين دليل نوع برخورد دانشجويان با اين قضيه بسيار اشتباه بود اول آنکه بستن مسير ورودي دانشگاه و عدم اجازه براي تردد وسايل نقليه اقدام ناپسندي بود که دانشجويان مرتکب آن شدند. ثانيا با توجه به شرايط دانشگاه و حضور عناصر افراطي انجمن اسلامي که سوابق فراواني در ايجاد اغتشاش و درگيري دارند و توجه به اين نکته مهم که شيوه برخورد ليدر هاي اين تحصن احساسي و بدور از منطق بود، هر لحظه احتمال به حاشيه رفتن و درگيري در اين تجمع مي رفت. آيا دانشجوياني که به قصد اصلاح دست به اين اقدام زدند تبعات احتمالي درگيري و به حاشيه رفتن اين قضيه را مي پذيرفتند؟ و از همه مهمتر آنکه دشمن داخلي و خارجي نظام اسلامي که در جريان فتنه بعد از انتخابات نشان دادند از هر اتفاق ساده استفاده دلخواه خود را مي برند آيا سوء استفاده از تجمع دو روز پيش داشجويان کار سختي براي آنان است؟کافي است سري به چند سايت ضد انقلاب بزنيد تا عمق ماجرا بيشتر روشن شود.و البته بايد هشدار داد که در صورت ادامه اين رويه از طرف دانشجويان بايد آنها تبعات احتمالي هر اتفاقي را در اين باره پذيرا باشند و بدانند بالا بردن چند تابلو که تجمع ما صنفي است و سياسي نيست دردي را دوا نمي کند! از طرفي دانشجويان بايد بدانند انتخاب اين گونه روش ها براي نشان دادن اعتراض نه تنها به استعفا يا عزل رئيس دانشگاه منجر نخواهد شد بلکه مسئولان را براي انتصاب جديد دچار مشکل خواهد کرد.دليل اين اتفاق هم خيلي روشن است اگر فرض کنيم طي يکي دو روز آينده انتصاب جديدي در دانشگاه بيرجند اتفاق بيفتد، احتمالا دانشجويان محترم دچار اين اشتباه خواهند شد که اعتراض آنها باعث عزل رئيس دانشگاه شده است.البته که اين فرضي اشتباه است.حالا تصور کنيم دانشجويان با اين تصور اشتباه که اعتراض آنها باعث اين اتفاق شده است فردا براي هر موضوع ساده ديگر در دانشگاه خواستار تغيير رئيس شوند!! بايد دانست که دانشجوياني که خواستار استعفاي رياست دانشگاه هستند به هيچ عنوان نبايد اتفاقات دو روز پيش را تکرار کنند زيرا با توجه به نکات بالا تنها به طولاني تر شدن عمر رو به پايان رياست دانشگاه بيرجند منجر خواهد شد بي شک مجموعه مديريتي استان با رصد دقيق اوضاع در زمان مقتضي تصميم درست را خواهد گرفت و به هيچ عنوان نبايد به گونه اي رفتار کرد تا اين تصميم حساس در شرايط غير منطقي اتخاذ شود
به گزارش کاج نيوز يکي از اعضاي شاخه جوانان حزب مشارکت در استان خراسان جنوبي(م-ر) چندي پيش در وبلاگ خود به نام "آش ايروني"در مطلبي با عنوان "روح منتظري..."به بهانه درگذشت آن شيخ مطرود مطالبي را منتشر و در آن به هتاکي به مقام عظماي ولايت پرداخته است وجسارت را به جايي رسانده که با زير سوال بردن عمود خيمه انقلاب يعني ولايت فقيه و تمسخر آن به اين اصل مترقي اهانت کرده است
او با بي شرمي تمام از جسارت هاي منتظري دفاع نموده و از او به عنوان بزرگترين مرجع آزاد انديش جهان تشيع نام برده است!! در اين مجال قصد نقد تراوشات ذهني اين شخص معلوم الحال را نداريم و ارزش قلم خود را بالاتر از آن مي دانيم که به نقد چنين مطلب بي مايه و بي منطق و البته طنز گونه اي بپردازيم زيرا که جاي جاي مطالب سخيف او جاي بحث و نقد جدي دارد
اما فقط براي يادآوري نامه امام (ره) در تاريخ ششم فروردين 1367 خطاب به وي را بازخواني مي کنيم: «از آنجا كه روشن شده است كه شما اين كشور و انقلاب اسلامي عزيز مردم مسلمان ايران را پس از من به دست ليبرالها و از كانال آنها به منافقين ميسپاريد، صلاحيت و مشروعيت رهبري آينده نظام را از دست دادهايد، شما در اكثر نامهها و صحبتها و موضعگيريهايتان نشان داديد كه معتقديد ليبرالها و منافقين بايد بر كشور حكومت كنند؛ به قدري مطالبي كه ميگفتيد ديكته شده منافقين بود كه من فايدهاي براي جواب به آنها نميديدم. مثلا در همين دفاعيه شما از منافقين، تعداد بسيار معدودي كه در جنگ مسلحانه عليه اسلام و انقلاب محكوم به اعدام شده بودند را منافقين از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و ميبينيد كه چه خدمت ارزندهاي به استكبار كردهايد. در مسأله مهدي هاشمي قاتل، شما او را از همه متدينين متدينتر ميدانستيد و با اينكه برايتان ثابت شده بود كه او قاتل است مرتب پيام ميداديد كه او را نكشيد... شما از اين پس وكيل من نيستيد و به طلابي كه پول براي شما ميآورند بگوييد به قم منزل آقاي پسنديده و يا در تهران به جماران مراجعه كنند...»
امام خميني (ره) در اين نامه تاريخي پيش بيني ميكند كه «منتظري مشغول به نوشتن چيزهايي ميشود كه آخرتش را خرابتر ميكند» و لذا ضمن توصيههايي از او ميخواهد: «از آنجا كه ساده لوح هستيد و سريعاً تحريك ميشويد، در هيچ كار سياسي دخالت نكنيد، شايد خدا از سر تقصيرات شما بگذرد». رهبر كبير انقلاب اسلامي در همين نامه خطاب به افكار عمومي ميگويند: «تاريخ پر است از خيانت بزرگانش به اسلام؛ سعي كنند تحت تأثير دروغهاي ديكته شده كه اين روزها راديوهاي بيگانه آن را با شور و شوق و شعف پخش ميكنند نگردند».
نامبرده(م-ر)البته از حاميان جدي کانديدي بود که در ايام انتخابات مي خواست جامعه را به آرمانهاي انقلاب و امام نزديک کند!!
اما در اينجا روي سخن ما با دستگاه هاي قضايي استان است.امروز که به همراه يکي از دوستان مطلب مورد اشاره را مطالعه مي کرديم دوستي مي گفت:به خاطر دارم مدير وقت سازمان ميراث استان فقط به واسطه درج يک کاريکاتور در سايت يک هنرمند نامبرده را راهي دادگاه کرد. اما حال چگونه است که دادستان استان و ديگر دستگاههاي مربوط که وظيفه برخورد با اين افرد معلوم الحال را دارند کوتاهي مي کنند.
اينجا يک سوال روشن پيش مي آيد.آيا مسئولان مربوط از اين موضوع اطلاع دارند؟اگر ندارند که خوب ما بحثي نداريم! و اگر دارند هم باز بحثي نداريم!!
ما که مطالب امثال اين فرد را حتي در حد نقد هم نمي دانيم اما سوال اينجاست مگر رياست محترم قوه قضاييه اخيرا دستور برخورد با اهانت کنندگان به سران قوا را ندادند؟حال فردي که به خود اجازه مي دهد به مهم ترين رکن جمهوري اسلامي بي احترامي کند بايد چه پاسخي به او داد؟
آيا مسئوليني که با اين کم توجهي با اين قضايا برخورد مي کنند به اين فکر نمي کنند اين امر باعث مي شود افراد ديگري هم با جسارت بيشتر بدون ترس از سوال و جواب با درج اسم و تصوير خودبه تمام مقدسات ملت توهين کنند؟حال که اين فرد به روشني مسئوليت درج اين مطالب را بر عهده گرفته بايد مسئول عواقب آن را هم باشد.البته در کارنامه اين فرد تا دلتان بخواهد توهين به دولت و شخص رئيس جمهور هم وجود دارد که گويا ديگر براي مسئولان اين مسئله طبيعي شده است!!اما وقتي در آن زمان برخوردي با اين افراد صورت نگرفت عاقبت همين خواهد شد که مي بينيم.
بحث ما خيلي روشن است ما انتقادي به مطالب اين شخص در حمايت از منتظري نداريم.زيرا که در اظهار نظر همه آزادند. اما اين که کسي به خود اجازه دهد به رهبري نظام اسلامي کوچکترين بي احترامي بکند با آن شديدا مخالف و خواستار برخورد مسئولين مربوط با آن هستيم
اما اگر باز هم بيش از اين شاهد کوتاهي در اين زمينه باشيم به عنوان شاکي خصوصي به زودي عليه نامبرده در محاکم صالحه استان طرح شکايت خواهيم کرد .اميد است کار البته به آنجا نرسد.
