اصلاحطلبانی که همیشه آرای خاموش را برگ برنده خود می دانستند اینبار با حضور 85 درصدی یعنی حضور اکثریت آرای خاموش تنها 35 درصد از کل آرا به آنها اختصاص داده شده است. آنها که فکر می کردند اینبار با تجمیع آرای خاموش و آرای طرفدارن خود پیروز مطلق انتخابات خواهند بود، به ناگاه جمعه شب با آماری مواجه شدند که آنها را بی نهایت متعجب کرد. این نوشتار در مورد صحت یا رد نتایج منتشره و بحثهای پس از انتخابات نیست. هدف، تحلیل وضعیت موجود جریان اصلاح طلبی در ایران است.
اصلاحطلبان بعد از انتخابات مانند مشت زنی در درون رینگ بوکس شده اند که مشتی محکم خورده باشد، گیج شده و بی اختیار به هر طرف مشت می زند ، آنها با وضعیتی روبرو بودند که اصلاً انتظار آن را نداشتند. درست یا غلط، آقای میرحسین موسوی مصاحبه میکند و خود را پیروز این رقابت مینامد. عدهای از اصلاح طلبان دستگیر شدهاند، فضای کشور کمی امنیتی شده است. نیروی انتظامی مانور اقتدار گذاشته و ... اصلاح طلبان کاملاً گیج شده اند. چه باید کرد؟ در شرایط موجود، فشار از پایین و امتیازگیری از بالا شاید بهترین راه فرار باشد، حداقل فضا را به نفع اصلاح طلبان تلطیف می کند. برخی از طرفداران هم آمده اند همکاری می کنند.
موج اعتراضات خیابانی آغاز میشود. سوال اینجاست برنده این رقابت جدید کیست؟ آیا اصلاح طلبان با این رویه میتوانند پیروز شوند یا خیر؟
ابتدا فرض میکنیم اصلاح طلبان و معترضان به حرکت خود ادامه میدهند، البته کمی محال است. به دلیل نبود ایدئولوژی منسجم و سازماندهی، مردم خسته میشوند، اقتصاد خوابیده است، درآمد کم شده. ادامه این وضعیت به نفع هیچکس نیست، چرخ زندگی باید بچرخد. کمکم طرفداران از دور اصلاح طلبان پراکنده میشوند. با این حال به فرض خود در مورد حمایت کامل طرفداران مردمی از اصلاح طلبان تا انتها ادامه میدهیم.
"شورای نگهبان باید انتخابات را منحل کند". بعید به نظر میرسد. شورای نگهبان فرصت برای اصلاح نتایج داده است اما انحلال انتخابات ممکن نیست، شاید کمی از آرای آقای احمدینژاد کم شود و چند صندوق باطل شود و آرای آقای میرحسین موسوی افزایش یابد اما ابطال انتخابات ممکن نیست، شورای نگهبان تاکید کرده است. مقام معظم رهبری هم بر این موضوع باور و تاکید دارند. پس در نهایت دستاورد همه پافشارها کمی افزایش آرا است، اعتراضات مردمی به هر نحو که باشد آرام میشود، تنها تعداد نفرات دستگیر شده، مجروح و مضروب بیشتر میشود.
این دستگیریها و سایر اتفاقات موجب رد صلاحیت آنها در انتخاباتهای پیش رو هم خواهد شد. انگار اصلاح طلبان دارند از جیب میخورند، همه اعتباراتشان خرج خواهد شد. اعتراضها آرام میشود اما تنها آنچه در ذهن طرفدارانشان باقی خواهد ماند یک نکته است، انتخابات در ایران اعتبار ندارد.
"شرکت نخواهیم کرد"، "انتخابات تحریم است." در دورههای بعدی انتخاباتها اصلاح طلبان با رد صلاحیتهای فراوان و همچنین عدم استقبال طرفداران روبهرو خواهند بود. اگر بتوانند کاندیدایی داشته باشند، طرفداران آنها رای نخواهند داد. پس باید پیروز انتخاباتهای آتی را نیز اصولگرایان دانست و رقابتهای بعدی درون جناحی خواهد بود.
این دوران حساسترین دوران برای اصلاح طلبان است و اعتراض آنان به شورای نگهبان بعید به نظر میرسد نتیجه مطلوبی برایشان داشته باشد.
اصلاحطلبی ایرانی سردرگم است. اصلاحطلبان در انتخاباتهای بعد با رد صلاحیت گسترده نیروهای خود روبهرو خواهند بود و طرفداران آنها در انتخاباتها شرکت نخواهد کرد. شاید این پایان اصلاح طلبی و آغاز دگراندیشی باشد.
آقای میرحسین!کاش یک سند ارائه میکردید
سازمان مجاهدين انقلاب روز يكشنبه با صدور بيانيه اي عصباني و غيرمتعادل اوج كينه خود را نسبت به انتخاب ملت بزرگ ايران در روز 22 خرداد نشان داد. اين سازمان در بيانيه خود انتخابات 22 خرداد را «راي سازي» خوانده و با تلاش فراوان- كه البته به دليل خالي بودن دست آقايان فرجامي نداشته- خود را به در و ديوار زده است تا نتيجه بگيرد كه انتخابات 22 خرداد مخدوش بوده و بايد مجدداً برگزار شود. ميرحسين موسوي هم با نگارش نامه اي به شوراي نگهبان پس از ارائه يك سلسله كليات كه اصرار دارد نام آن را «مستندات» بگذارد، و بدون ارائه حتي يك برگ سند خواهان ابطال انتخابات شده است.
اعضاي سازمان كه ظاهراً ديگر به آخر خط رسيده اند طي چند هفته منتهي به انتخابات با دروغ پردازي هاي مكرر از اين قبيل كه امانت راي مردم حفظ نخواهد شد سعي در نااميد كردن مردم از حضور پاي صندوق هاي راي داشتند. علاوه بر اين همين جماعت، مسلسل وار مي گفتند كه نظام علاقه اي به مشاركت گسترده مردم در انتخابات ندارد و ترجيح مي دهد با حضور «هواداران اندك» خود، «نتيجه اي تضمين شده» را شاهد باشد. دروغ و فريبكاري از آب درآمدن همه اين پرگويي ها طبيعي است كه ذهن آقايان را پريشان و زبانشان را آلوده به هذيان ساخته باشد. مردم ايران برخلاف تصور آقايان به شكل بي سابقه اي در انتخابات شركت كردند و اين مشاركت قبل از آنكه راي به اين يا آن كانديدا باشد، تاييد صريح و قاطع نظام سياسي بود كه اين انتخابات در چارچوب آن برگزار شده است. نظام جمهوري اسلامي نه فقط هيچ مانعي بر سر راه مشاركت هرچه بيشتر مردم ايجاد نكرد بلكه با روي گشاده از آن استقبال نمود و مقدمات و امكانات لازم براي آن را مهيا كرد. مردم ايران لابد از حفظ امانت خود توسط مسئولان مطمئن بودند كه چنين مشتاقانه و پرشور پاي صندوق هاي راي آمدند مگر اينكه آقايان بخواهند بگويند مردم ندانستند و نفهميدند و... - و در گفتن اين حرف ها سابقه دارند- كه آن وقت ديگر بحثي در ميان باقي نمي ماند. سازمان پريشان مجاهدين در توجيه سخنان مسخره خود درباره مخدوش بودن انتخابات به مواردي متوسل شده كه عميقاً حاكي از خالي بودن دست آقايان در مستند كردن اين بافته هاي دم دستي است.
در بيانيه سازمان ادعا شده وزارت كشور در مورد حضور نمايندگان موسوي پاي صندوق هاي رأي همكاري لازم را به عمل نياورده است. موسوي هم در نامه خود به شوراي نگهبان گفته است «نمايندگان او و كروبي هيچگونه نظارتي بر انتخابات نداشته اند»! اشكالي ندارد كه يك كانديدا و دوستانش كه توهماتشان غلط از آب درآمده به نتيجه انتخابات اعتراض داشته باشند اما حقيقت جاي تأسف دارد كه آقايان در روز روشن آفتاب را انكار كنند. اولاً وزارت كشور در چند مرحله پي در پي كتبي و حضوري از كانديداها خواست مدارك ناظران خود را به فرمانداري ها تحويل بدهند و نهايتاً فقط براي بخش اندكي از آنها كه پس از چند هفته حاضر به ارائه مدارك خود نشدند كارت صادر نشد، ثانياً رأي دهندگان خود مي توانند شهادت بدهند كه تقريباً در تمامي حوزه هايي كه براي راي دادن به آنها مراجعه كردند نمايندگان آقاي موسوي حاضر بوده اند، ثالثاً اسم و مشخصات بيش از 3800 ناظر آقاي موسوي در تهران و 50000 ناظر وي در شهرستان ها كه براي آنها كارت صادر شده و به شهادت اعضاي هيئت هاي اجرايي و نظارت تا دقيقه آخر تنظيم صورتجلسه صندوق ها در شعب حضور داشته اند هم اكنون موجود و قابل ارائه است رابعاً نه تنها هيچكدام از ناظران آقاي موسوي در حين رأي گيري و بعد شمارش آرا به فرايند كار اعتراضي نكردند بلكه در موارد متعدد از جمله در مصاحبه با صدا و سيما و در حضور اعضاي ستاد انتخاباتي آقاي موسوي- چنانكه مستندات آن موجود است- تأكيد كرده اند. انتخابات در كمال صحت و سلامت برگزار شده است و خامساً دقيقاً برخلاف دروغ گويي آشكار آقايان، آقاي احمدي مدير كل سابق امنيتي وزارت كشور به عنوان نماينده موسوي تا لحظه آخر تجميع آرا در وزارت كشور حضور داشته است و ما هنوز كلمه اي از ايشان در مورد تخلف در انتخابات نشنيده ايم.
اينها كه گفته شد ملاحظاتي است فقط در مورد يكي از فقرات نامه موسوي به شوراي نگهبان و بيانيه سازمان مجاهدين كه البته فرق چنداني هم با يكديگر ندارند. الباقي مطالبي هم كه موسوي و دوستانش مدعي آنند وضعي بهتر از اين ندارد. موسوي اساساً در نامه خود به فرايند انتخابات نمي پردازد و فقط مي گويد احمدي نژاد در هنگام مبارزات انتخاباتي و در برنامه هاي تلويزيوني حرف هايي زده كه رأي او را ريخته پس انتخابات مخدوش است!! مسائله اين نيست كه ما مدعي هستيم حتي يك مورد تخلف جزئي هم در انتخابات رخ نداده، بلكه مسئله اين است كه اولا براي رسيدگي به هر نوع تخلف مكانيسم هاي كاملا قانوني وجود دارد ولي ظاهرا آقاي موسوي و دوستانشان علاقه اي به طي مسير قانوني ندارند و ثانيا مهم تر از همه اينكه كساني كه ادعا مي كنند به اندازه 12 ميليون راي تقلب شده حتي يك برگ سند براي ارائه كردن ندارند! به راستي اين چگونه تقلبي است كه در ابعاد ميليوني انجام شده اما آقاي موسوي در توصيف آن جز سرهم كردن كليات چيز دندان گيري در چنته ندارد و ستاد او هم تازه يكي دو روز است به فكر جمع آوري به اصطلاح مستندات براي توجيه آن افتاده و براي آن كميته تشكيل داده است؟!
وقتي جريان اصولگرا انتخابات دوم خرداد 76 را به اصلاح طلبان باخت، كانديداي اصولگرايان در آن مقطع به فاصله چند ساعت بعد از اعلام راي گيري شكست خود را پذيرفت و به برنده انتخابات تبريك گفت؛ در سال 80 هم دوباره همين اتفاق به شكل مشابه رخ داد. اصلاح طلبان اما در دو انتخابات 84 و 88 به خوبي نشان داده اند كه نيروهايي كم ظرفيت و فاقد اخلاق حرفه اي لازم براي كار سياسي هستند. هر وقت انتخابات را بردند به بدترين شكل ممكن با رقباي خود برخورد كردند و هرگاه انتخابات را باختند مانند كودكان به شلتاق و جرزني روي آوردند كه ما نباختيم ما را بازاندند! همه ملت ايران اكنون منتظر است كه اولا آقاي موسوي مستندات ادعايي خود را به طور علني منتشر كند ثانيا اگر واقعا چيزي براي ارائه دارد از مراجعه به نهادهاي قانوني نترسد و ثالثا حساب خود را از آشوبگراني كه اين روزها در پي تلخ كردن كام شيرين مردم هستند، سوا كند. اين سروصداها بالاخره خواهد خوابيد و در اين ميان روسياهي فقط براي كساني باقي خواهد ماند كه در مقابل راي ملت ايستادند و با شعار قانون و صداقت، جز بي قانوني و دروغ كاري نكردند

اینجا می توانید سایت طلای سرخ را ببینید

