www.kajnews.com
www.kajnews.com
کاج نیوز هر روز با جدیدترین اخبار کشور و استان را حتما ببینید!
(به دوستان خود هم بگویید)
يكي از بركات انتخابات 22 خرداد كه از روز 23 خرداد به بعد بروز بي سابقه اي يافت، فاش و شفاف شدن خط و مرزهاي عقيدتي و سياسي برخي از مدعيان است. اين تحول بزرگ را بايد كوره خالص سازي صف انقلاب اسلامي و عمليات پاكسازي در پشت جبهه انقلاب و نظام ناميد. عده اي از آن، تعبير به پوست اندازي و جوان شدن مجدد، و عده اي تعبير به جراحي و خارج سازي غده چركين از بدن نظام كرده اند. تعبير، خيلي مهم نيست، ممكن است برخي تعابير، دقيق تر و زيباتر و برخي كمتر دقيق باشند ولي آنچه واقعيت دارد آن است كه پس از سال هاي دفاع مقدس، يك رگه انحرافي در حاشيه نظام جمهوري اسلامي با گرايش به غرب، به سكولاريزم، به فرهنگ سرمايه داري و مادي و حتي به گروههاي ضد انقلاب و ضد امام، بتدريج رشد كرده بود و حتي در دهه گذشته، وارد سطوح بالاي نظام در دولت و مجلس (ششم) شده بود. اين خط انحرافي، زيرپوشش قانون اساسي و سوء استفاده از امكانات نظام و فرصت هاي قانوني جمهوري اسلامي، همچون انتخابات، بارها براي غصب نظام و جامعه، هجوم آوردند و نتوانستند.
ترفند مورد استفاده آنها و ابزار اصلي اين دوچهرگي و نفاق سياسي، نوعي ادبيات پنهانكار و زبان دو پهلو بود كه تظاهر به اسلام، قانون اساسي و التزام به امام و مقام معظم رهبري مي كردند و در پشت صحنه، بدنبال مصادره انقلاب بودند. جريان فتنه، همچنين تا پيش از انتخابات تاريخي 22 خرداد، بويژه تظاهر به قانونمداري و طرفداري از جمهوريت و دموكراسي كرده و با ادعاي جمهوريت، عليه تفكر ولايت و اسلاميت، هجوم مي كرد و در جهت تفكيك مردمسالاري از دين و ولايت و تقابل ميان جمهوريت و اسلاميت مي كوشيد اما از فرداي 22 خرداد، فاش شد كه مشكل اصلي آقايان با همان جمهوريت و رأي مردم بوده و تعارض اصلي آنان با توده هاي مردم ايران است كه به نظام اسلامي وفادار مانده اند.
مي گويند صحراي محشر، «يوم تبلي السرائر» است و ديگر امكان ظاهرسازي و ادامه نفاق و عوامفريبي نخواهد بود. گرچه تا دنيا، دنياست، خط نفاق، خواهد بود ولي بلاتشبيه بايد گفت در سه ماه اخير، نوعي حشر سياسي در جبهه انقلاب، اتفاق افتاد و بسياري دستها رو شد، پرده هاي نفاق، تا حدودي كنار رفت و باطن برخي آشكارتر شد كه به چند نمونه اشاره مي كنيم:
1- چه كسي موسوي را پس از 20 سال سكوت و كناره گيري از سياست، بدرستي مي شناخت؟! بسياري گمان مي كردند كه او شخصي منطقي، داراي سلامت نفس و متانت سياسي است و گرچه احتمالاً منتقد بعضي مسايل است اما دغدغه دين و انقلاب و ارزشهاي جمهوري اسلامي را دارد و اكثر 13 ميليوني كه به وي رأي دادند (بجز يك اقليت كوچك كه همچنان با او ممكن است موافق باشند)، براستي گمان مي كردند به يك اصولگراي اصلاح طلب و قانون پذير كه از خاتمي و كروبي هم، مواضع صحيح تر و قابل دفاع تري دارد، رأي داده اند. او حتي در تبليغات انتخاباتي نيز دائماً از قانون، منطق و اصولگرائي روشنفكرانه و نيز اصلاح طلبي اصولگرايانه و التزام به ولايت فقيه سخن مي گفت و همين ادبيات مبتني بر دروغ و نفاق بود كه 13 ميليون رأي براي او به همراه داشت گرچه اكثريت قاطع به او «نه» قاطعي گفتند و او را زودتر شناختند. اما رخدادهاي بعد از انتخابات، نشان داد كه او، موسوي 20 سال قبل نيست و يك موجود سياسي مملو از كينه و خودبزرگ بيني و قانون شكني است و حاضر است براي دسترسي به اهداف شوم خود و يا اهداف كساني كه او را مديريت مي كنند با جان و مال مردم و آبروي انقلاب و نظام براحتي بازي كند.
امروز از مسعود رجوي تا رضا پهلوي و مقامات آمريكا و انگليس و رسانه هاي صهيونيستي و از چريكهاي فدائي و توده اي ها تا نهضت آزادي و برخي گروههاي سلطنت طلب يكصدا «راي ما موسوي» مي گويند زيرا خوب مي دانند كه او، از سردمداران خط خيانت به خميني بزرگ شده است يعني همان خواسته برزمين مانده دشمنان داخلي و بيروني اسلام و انقلاب.
2- تا پيش از انتخابات 22 خرداد، چه كسي باور مي كرد كروبي به حدي سقوط كرده و دچار استحاله فكري و شخصيتي شده باشد كه به چهره مطلوب همه گروهكهاي فاسد ضد امام و رسانه هاي غربي تبديل شود؟ و همه اتهامات زشت و مشمئزكننده دشمنان اسلام و امام(ره) از دهان او بيرون آمده و عناصر وابسته اي چون عبدالكريم سروش و مجتهد شبستري و ساير چهره هاي سكولار و فاسد كه اصل نبوت و قرآن را هم منكر شده اند و بسياري گروههاي لائيك خارج كشور، عاشق سينه چاك او شوند و او نيز از طرفداران جديدش، نه تنها ناراحت نيست بلكه لذت مي برد. سخنان و مواضع كروبي در زمان امام راحل را با سخنان و ديدگاههايش در اين انتخابات، مقايسه كنيد تا به ميزان ابتذال و سقوط او پي ببريم.
3- چه كسي باور مي كرد آقاي يوسف صانعي كه زماني خشن ترين ادبيات انقلابي را عليه ضد انقلابيون به كار مي برد و در دوران دادستاني انقلاب، همه گروههاي چپ و راست و غير انقلابي از او مي ترسيدند، اينك افتخار كند كه در كنار منتظري (مطرود امام خميني كه امام صريحاً او را نه تنها ساده لوح، بلكه فاسق و فاسد ناميد) قرار گرفته و عناصر فاسدي چون سازگارا را كه در خدمت سازمان سيا در واشنگتن است، متدين بخواند و كلمات زشتي چون «حرامزاده» را به مخالفان خود نسبت دهد و عليه مراجع تقليد دست به اتهامات آنچناني بزند، صرفاً به اين علت كه چرا در كنار او و پشت موسوي نايستاده اند؟!
رفتار امروز صانعي و كروبي، دقيقاً كپي برداري از رفتار منتظري و شيخ علي تهراني در عصر امام است كه ناگهان تبديل به «روحاني واقعي»!! و «مرجع تقليد»!! گروههاي ضد انقلاب و امام ستيز مي شدند.
4- چه كسي باور مي كرد كه محمد خاتمي كه دو دوره رئيس جمهور ايران بود و ادعاي قانونگرايي مي كرد، ناگهان در خط مقدم ساختارشكنان بايستد و ملاقات با سوروس (رهبر سازمان جاسوسي براندازي مخملي) را نيز عليرغم گزارش دقيقي كه سوروس از جزئيات هر دو ملاقات مي دهد و عليرغم تأييد مترجم خاتمي انكار كند؟! براستي كه خدا عاقبت همه ما را ختم به خير كند.

