!خداحافظی موقت

وبلاگ نسل بیدار تا مدت کوتاهی به روز نخواهد شد که البته دلیل اصلیش مشغله های زیاد و رسیدن به برخی کارهای مهم تر است

انشا الله که این وقفه طولانی مدت نشود!

تا بعد ....

التماس دعا-خدا نگهدار

شعبان بی مخ های جاسبی همه جا هستند!

شعبان بی مخ های جاسبی همه جا هستند!

چند روزی بود خبر داشتیم که روز جمعه بیرجند میزبان آقای سلیمی نمین است. دوستان مجمع عدالت خواه از ایشان دعوت کرده بودند که در جلسه نقد و احیانا مناظره! با مسولین دانشگاه آزاد به بحث بنشیند که البته ما احتمال این نکته که مسولین دانشگاه از عرش ملوکانه خود ساخته قدم رنجه کنند بسیار بعید می دانستیم

جلسه چون هیچ دانشگاهی اعم از آزاد و دولتی اجازه تشکیل آن را نداده بود در حسینیه مسجد امام حسن برگذار شد دیگر توضیح نمی دهیم  که چرا چون موضوع خیلی روشن است

در این فرصت قصد ندارم در باب اینکه سلیمی نمین چه گفت چیزی بگویم زیرا گزارش کامل سخنرانی ایشان را در انتهای همین یاداشت گذاشتم تا به بحث خودمان بیردازیم

اما طبق معمول برگذاری جلسات سلیمی نمین که چند هفته ایست در دانشگاها برگزار می شود یک عده دست بوس  حاظرند- به مدد صدای کلفتشان- در روند جلسات ایشان اخلال ایجاد کنند که البته این قضییه شامل حال این جلسه ما هم شد ولی با این تفاوت که در تهران آقایان چند نفر را می فرستادند که لااقل از ابتدایی ترین مسائل سیاسی روز مطلع باشد یا اصولا روش بحث کردن را بداند.

حتما شما هم با من موافقید که اگر خواستی کسی را ضایع کنی از او بد دفاع کن که البته ما حد اکمل این نوع دفاع کردن را در این جلسه شاهد بودیم

 

متاسفانه دست بوسان جاسبی به قدری در جلسه افتضاح به بار آوردند که حتی اجازه گرفتن یک عکس خشک و خالی را به ما ندادند و الا می دیدید این چاکران دربار چگونه به حیثیت لااقل کسی که آنها را مامور شر کت در جلسه کرده بود رحم نکردند!

گویا آقایان محیط جلسه را با کلاس های درس خود!!در دانشگاه آزاد  اشتباه گرفته بودند، در این جلسه ظاهرا از منطق خبری نبود، شاید البته مامور بودند از حیثیت جاسبی دفاع کنند حالا اگر قرار باشد ناسزا بگویند توهین کنند، تهمت بزنند اما خوب است اینجا اعتراف کنم که از این کارها هم فقط دلقک بازی هایش را خوب بلد بودند

فردی که هنوز نمی داند تحقیق و تفحص  از صدا و سیما در مجلس ششم بود و گزارش آن هم در همان مجلس به رویت نمایندگان رسیده ، هنوز تعریف مالکیت خصوصی و غیر خصوصی را نمی داند ، یا در جلسه تمام مدیریت کشور را فاسد می داند ،به شخص رئیس جمهور توهین می کند و باز در انتهای جلسه می گوید  ما دراین جلسه آزادی بیان نداشتیم !!-معنای آزادی بیان را هم البته در سیستم مدیریتی جناب جاسبی به خوبی فهمیدیم!!-انصافا  چه خوب حیثیت جاسبی و آقایانی که او را مامور شرکت در جلسه کرده بودند به باد داد  

یا آن خانمی که می گوید ما اگر از جاسبی دعوت کنیم در جلسه شرکت کند او خواهد آمد!!-سبحان الله- ولی لازم نیست از او دعوت کنیم!!

یا آن آقای دیگر می گوید در همه جای کشور فساد داریم و تمام مدیریت کشور فساد دارد! چرا شما گیر داده اید به جاسبی ! و اضافه می کند ما در دبی  چرا !؟ ماشین ارزان می فروشیم و این یعنی ایران خودرو فاسد است برویم به ایران خودرو گیر بدهیم! و سپس قبول می کند جاسبی به نمایندگان مجلس دکترا می دهد و استدلال می کند چون ایران خودرو ماشین می دهد جاسبی هم حق دارد مدرک بدهد !

برادر بزرگوار دیگر که می گوید سید حسین خمینی دست راست رهبر است! و موسوی لاری دست چپ آقا!- بهتر از لاری نمی شناخته لابد! و آقای ولایتی و حبیبی همه از نزدیکان رهبری هستند! و سپس فوری نتیجه می گیرد که جاسبی مورد تایید مقام معظم رهبری است!!-خوب الحمد الله که زنده بودیم  و نسبت به ارتباط آقا با جاسبی هم روشن شدیم!!

 و البته تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل....

 استدلال های سینه چاکان جاسبی به قدری در این جلسه افتضاح بود که  قطعا اگر گزارش مستند و واقعی این جلسه یا  حتی فیلم جلسه به رویت جاسبی برسد به او حق می دهم که از شدت ناراحتی سکته کند!

اصولا حد مباحث  و مطرح شده و توع برخورد ها از  سوی دانشجویان حامی جاسبی  در این جلسه در  حدی پایین بود که نمی دانم آقای سلیمی نمین پیش خودش در باره دانشجویان دانشگاه آزاد بیرجند چه فکری خواهد کرد 

البته به نظرم بضاعت اقایان در فرستادن آدم ها یشان به جلسه در همین حد بود و از این بابت نمی شود آنها را خیلی مورد شماتت قرار داد

در باب میزان  افتضاح رفقای! هم دانشگاهی یمان همین قدر بگویم گه خیلی از دانشجویان حاضر در جلسه  از این که دانشجوی دانشگاه آزاد هستند اظهار پشیمانی کردند! (شما دیگر تا انتهای کار را نگاه کن!)

جلسه تمام شد و روسیاهی ماند برای کسانی که نمی دانند که را برای چه کاری به کجا بفرستند!

 

و در پایان یک توصیه برادرانه به جاسبی

آقای دکتر!  لطفا از این به بعد کسی را برای دفاع از خود به جایی نفرستید

----------------------------------------------------- 

گزارش کامل جلسه :

اخراج استاد دانشگاه آزاد به خاطر انتقاد از جاسبي

و این لینک را هم ببینید

برخي ديگر از تخلفات اقتصادي جاسبي را به دادستاني تهران ارائه مي دهم 

!من خاتمی هستم،به من حمله کنید

من خاتمی هستم،به من حمله کنید!

 

(آقای خاتمی كه جمعه گذشته در جمع دانشجویان دانشگاه گیلان گفته بود: "امام چه می‏‌خواست و منظورش از صدور انقلاب چه بود؟ اینکه ما اسلحه بگیریم و در دیگر کشورها انفجار ایجاد کنیم و گروههایی درست کنیم که در دیگر کشورها خرابکاری کنند؟ امام بشدت با این رفتارها مخالف بود و برخورد می‏‌کرد)این سخنان چند روزی است که جنجالی رسانه ای به پا کرده است و اقای خاتمی نیز تلاش نموده است به نوعی مظلوم نمایی در مقابل این جنجال نماید لیکن برای یافتن چرایی بیان این سخنان باید کمی به گذشته بازگشت وچند مورد را بررسی نمود.

1_ در حسینیه جماران ومرحله دوم انتخابات مجلس هشتم زمانی که اقای خاتمی خود را در مقابل خبرنگاران دید به شوخی سخن از بازنشستگی خود از سیاست گفت ولی شاید خود نیز باور نداشت این گونه تحلیل شود وخیلی ازیاران خود نیز در مجامع خصوصی خیلی سریع از ان این گونه استقبال نمایند.

2_ اغاز انتخابات مجلس هشتم اقای خاتمی تلاش داشت نقش محور جبهه اصلاحات برعهده بگیرد اما از ابتدا کروبی از محوریت وی فاصله گرفت وبرخی چون حزب همبستگی و مردم سالاری و... نیز اطرافیان وی را تندرو نامیدند و راه خود جدا نمودند وخاتمی ماند ویاران خاتمی (جبهه مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب، کارگزاران و موسسه باران ).

 

من خاتمی هستم،به من حمله کنید!

 

انتخابات برگزار شد و شکست بزرگ لیست یاران خاتمی بسیار برای وی گران تمام شد به گونه ای که نام یاران خاتمی تغییر کرد تا در مرحله دوم انتخابات شاید تئفیقی حاصل شود ولی بازهم نتیجه ای در بر نداشت، پس خاتمی باید راهی دگر بر میگزید، راهی که یک بار امتحان شده بود، «من خاتمی هستم به من حمله کنید!»

3_مطمئنن مردم فراموش نکرده اند که روزی روزگاری در جشنی در تهران خاتمی که در مقابل دختری قرار گرفته بود بی اختیار بازوی او را فشورد و در اروپا نیز با چند زن ایتالیایی دست داد دوباره این چنین جنجال به پا شد همه فریاد زدند اما اقای خاتمی باز هم مظلوم نمایی نمود وموسسه باران اطلاعیه داد و فیلم‌ها‌ را ساختگی دانست ولی اثر ان جذاب بود دوباره مطرح شدن خاتمی در اذهان به عنوان یک خط شکن !

4_بنیاد موسوم به باران كه با ریاست آقای سیدمحمد خاتمی تبدیل به پایگاه اصلی تندروهای اصلاح طلب پس از رویگردانی عمیق مردم از آنها طی سال‌ها‌ی اخیر شده، با انتشار بیانیه ای از اظهارات رئیس خود دفاع كرد. جوابیه بنیاد باران این سوال را به وجود می‌آورد كه آیا -نستجیربالله- امام بزرگوار ما كه همه وجودش عشق به اسلام و انقلاب بود با اظهاراتی چنین بی پایه همراه می‌باشد؟! جوابیه نویسان بنیاد باران به رغم همه تلاشی كه كرده اند فقط توانسته اند چند نقل قول از امام بزرگوار پیدا كنند كه بر ضرورت الگوسازی و نفی حضور نظامی در دیگر كشورها تأكید می‌كند.  

به جز عدم محبوبیت و بی وزنی سیاسی اصلاح طلبان عامل دیگری كه خاتمی را می ترساند عدم اطمینان او به وفاداری دوستانش در درون جبهه اصلاحات است. به جز داستان بی پایان مهدی كروبی، خاتمی اكنون كسانی چون محمد رضا عارف را هم رویاروی خود می‌بیند و تازه معلوم نیست در ماه‌ها‌ی آینده مدعیانی دیگر ظهور نكنند. واكنش خاتمی به اعلام آمادگی معاون سابقش برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری –خاتمی گفته بود:«مبارك است!»- نشان داد كه او هم به میدان آمدن رقیبان جدید را چندان خوش نمی‏دارد و به همین دلیل اكنون علاوه بر جبهه اصولگرایان از درون جبهه اصلاحات هم احساس خطر می‌كند. این خطر بویژه از ناحیه كسانی مانند محمد رضا عارف است كه به دلیل امتناع از سپردن عنان و اخنیار خود به دست حلقه كوچك سوپر افراطی‌ها‌ ی دور و بر خاتمی، خیلی زود كارشان با او به اوقات تلخی كشید و نهایتا هم راهشان را سوا كردند.

حال بعد از بررسی این موارد باید نتیجه گرفت خاتمی تلاش دارد نام خود را مطرح کند وراهی جز استفاده شعار همیشگی خویش، «من خاتمی هستم به من حمله کنید!» ندارد تا باردیگر نام خود را به زبانها بی اندازد وحرف جرج بوش را ثابت کند که اصلاح طلبان دوستی بهتر از جرج بوش را ندارند

منبع:sepehrnewsir

نکات مهم سخنان رهبری با دانشجویان

 نکات مهم سخنان رهبری با دانشجویان(در دیدار شیراز)

سخنان رهبری با دانشجویان شیرازی، حاوی نکات فراوانی بود که محل تامل و بررسی دقیق تر است. برخی از آن نکات از این قرار اند: 

 

نکات مهم سخنان رهبری با دانشجویان

* جنبش اجتماعی پیشرو: نگرش رهبری به جنبش دانشجویی، بعنوان پیشروترین جریان اجتماعی است تا جایی که حتی قبل از طرح مسائل مهم و حیاتی کشور با مسوولین و اساتید و مردم، مخاطب اصلی ایشان، دانشجوست و این یعنی جنبش دانشجویی یک جنبش پیشرو فرهنگ ساز است. 

* تصمیم سازی: یعنی گفتمان سازی و این تاکید دیگری است بر مضمون فوق و براستی اگر دانشجویان بدانند که می توانند تا این حد نقش آفرین باشند و بر تصمیمات مسوولان کشور اثر بگذارند، باید رسالتی سنگین را بر دوش خویش احساس نمایند. 

* رهبری، حامی عدالت خواهی: لحن سخن رهبری در باب عدالت، به گونه ای است که گویی ایشان، روش های مقابله با متخلفان و مسوولان را به آنان می آموزند! و این یعنی بزرگترین پشتوانه عدالت خواهی، خود رهبری است، چیزی که باید آن را قدر نهاد. 

* عدم مصداق زدگی: شاید شان جنبش دانشجویی این نیست که هدف از عدالت خواهی اش را افشای فرد خاصی قرار دهد و در عوض باید مطالبات را به نحوی طرح کرد که به سطحی گسترده تر مربوط گردد مثلا به مساله ای فراگیر یا ارگانی و نهادی مربوط بشود و این برای آن است که قدرتمندان نتوانند مانعی جدی برای دانشجویان ایجاد کنند وگرنه به تعبیر رهبری "مشکلی در کار شما نیست". فقط باید بدانیم که صرف بلند شدن پرچم عدالت خواهی، نتیجه است اگر نخواهیم نتایج را به صورت عینی و به "سرعت" مشاهده کنیم. 

* ادامه مسیر: خسته نشدن از کار و ادامه دادن راه صعب عدالت خواهی، مساله ای مهم است که اتفاقا ضامن اثر دادن کار نیز هست. 

* عدم جزئی نگری: نگرش کلان به انقلاب اسلامی و دستاوردها و مسیر آن، این کمک را می کند که اولا همه ابعاد را ببینیم و ثانیا جزئیات ما را از آن مسیر اصلی غافل نکنند. آشنایی با مبانی دینی انقلاب و زمینه های تاریخی شکل گیری آن از ضروریات است. 

* اتحاد و تحمل هم: در راستای آن اهداف کلان، باید همه در کنار هم کار کنیم و نباید برخوردهای تند و تقابل ها به سویی پیش برود که بخشی از بدنه دانشجویی را به طرف دشمنان بکشاند. رقابت همراه با رفاقت خوب است

بخوانید و به کار بندید

قدیمی ترین سند مبارزاتی امام خمینی :

«بخوانید و به کار بندید»

بسم الله الرحمن الرحیم
(بخوانید و بکار بندید)

قال الله تعالی: «قل انما اعظكم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادا» خدای تعالی در این كلام شریف، از سرمنزل تاریك طبیعت تا منتهای سیر انسانیت را بیان كرده و بهترین موعظه هایی است كه خدای عالم از میان تمام مواعظ انتخاب فرموده و این یك كلمه را پیشنهاد بشر فرموده، این كلمه تنها راه اصلاح در جهان است. قیام برای خداست كه ابراهیم خلیل الرحمن را به منزل خلت رسانده و از جلوه های گوناگون عالم طبیعت رهانده. خلیل آسا در علم الیقین زن- ندای لااحب الافلین زن. قیام لله است كه موسی كلیم را با یك عصا به فرعونیان چیره كرد و تمام تخت و تاج آنها را به باد فنا داد و نیز او را به میقات محبوب رساند و به مقام صعق و صحو كشاند. قیام برای خداست كه خاتم النبیین صلی الله علیه وله را یك تنه بر تمام عادات و عقاید جاهلیت غلبه داد و بت ها را از خانه خدا برانداخت و به جای آن توحید و تقوا را گذاشت و نیز آن ذات مقدس را به مقام قاب قوسین او ادنی رساند.

خودخواهی و ترك قیام برای خدا ما را به این روزگار سیاه رسانده و همه جهانیان را بر ما چیره كرده و كشورهای اسلامی را زیر نفوذ دیگران درآورده. قیام برای منافع شخصی است كه روح وحدت و برادری را در ملت اسلامی خفه كرده. قیام برای نفس است كه بیش از دهها میلیون جمعیت شیعه را به طوری از هم متفرق و جدا كرده كه طعمه مشتی شهوت پرست پشت میزنشین شدند. قیام برای شخص است كه یك نفر مازندرانی بیسواد را بر یك گروه چندین میلیونی چیره می كند كه حرث و نسل آنها را دستخوش شهوات خود كند. قیام برای نفع شخصی است كه الان هم چند نفر كودك خیابانگرد را در تمام كشور بر اموال و نفوس و اعراض مسلمانان حكومت داده. قیام برای نفس اماره است كه مدارس علم و دانش را تسلیم مشتی كودك ساده كرده و مراكز علم قرآن را مركز فحشا كرده. قیام برای خود است كه موقوفات مدارس و محافل دینی را به رایگان تسلیم مشتی هرزه گرد بی شرف كرده و نفس از هیچ كس در نمی آید.

قیام برای نفس است كه چادر عفت را از سر زن های عفیف مسلمان برداشت و الان هم این امر خلاف دین و قانون در مملكت جاری است و كسی بر علیه آن سخن نمی گوید. قیام برای نفع های شخصی است كه روزنامه ها كه كالای پخش فساد اخلاق است، امروز هم همان نقشه ها را كه از مغز خشك رضاخان بی شرف تراوش كرده تعقیب می كنند و در میان توده پخش می كنند. قیام برای خود است كه مجال به بعضی از این وكلای قاچاق داده كه در پارلمان بر علیه دین و روحانیت هر چه می خواهند بگویند و كسی نفس نكشد.

هان ای روحانیین اسلامی! ای علمای ربانی! ای دانشمندان دیندار! ای گویندگان آیین دوست! ای دینداران خداخواه! ای خداخواهان حق پرست! ای حق پرستان شرافتمند! ای شرافتمندان وطنخواه! ای وطنخواهان باناموس! موعظت خدای جهان را بخوانید و یگانه راه اصلاحی را كه پیشنهاد فرموده بپذیرید و ترك نفع های شخصی كرده تا به همه سعادتهای دو جهان نائل شوید و با زندگانی شرافتمندانه دو عالم دست در آغوش شوید. ((ان لله فی ایام دهركم نفحاث الافتعر ضوالها))

امروز روزی است كه نسیم روحانی الهی وزیدن گرفته و برای قیام اصلاحی بهترین روز است، اگر مجال را از دست بدهید و قیام برای خدا نكنید و مراسم دینی را عودت ندهید، فرداست كه مشتی هرزه گرد شهوتران بر شما چیره شوند و تمام آیین و شرف شما را دستخوش اغراض باطله خود كنند. امروز شماها در پیشگاه خدای عالم چه عذری دارید همه دیدید كتاب های یك نفر تبریزی بی سروپا را كه تمام آیین شماها را دستخوش ناسزا كرد و در مركز تشیع به امام صادق و امام غایب روحی له- الفدا آن همه جسارت ها كرد و هیچ كلمه از شماها صادر نشد. امروز چه عذری در محكمه خدا دارید این چه ضعف و بیچارگی است كه شماها را فرا گرفته ای آقای محترم كه این صفحات را جمع آوری نمودید و به نظر علمای بلاد و گویندگان رساندید، خوب است یك كتابی هم فراهم آورید كه جمع تفرقه آنان را كند و همه آنان را در مقاصد اسلامی همراه كرده، از همه امضا می گرفتید كه اگر در یك گوشه مملكت به دین جسارتی می شد، همه یك دل و یك جهت از تمام كشور قیام می كردند.

خوب است دینداری را دست كم از بهائیان یاد بگیرید كه اگر یك نفر آنها در یك دیه زندگی كند، از مراكز حساس آنها با او رابطه دارند و اگر جزئی تعدی به او شود، برای او قیام كنند شماها كه به حق مشروع خود قیام نكردید، خیره سران بیدین از جای برخاستند و در گوشه زمزمه بیدینی را آغاز كردند، به همین زودی بر شما تفرقه زده ها چنان چیره شوند كه از زمان رضاخان روزگارتان سخت تر شود: «و من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدركه الموت فقد وقع اجره علی الله»

11شهر جمادی الاولی 1363 [15اردیبهشت 1323]
سید روح الله خمینی

منبع:irdc.ir

!بهارستان ؛ بدون شرح

بهارستان ؛ بدون شرح!

 

با برگزاري دور دوم انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي ملت كار را تمام كردند و با انتخاب 82 نماينده درمرحله دوم، كرسي هاي بهارستان را بدست نمايندگان سپردند.
دردور اول انتخابات 24اسفند و در شرايطي كه مردم خود را براي بهار طبيعت آماده مي كردند پيشاپيش با بهار سبز حضورشان حماسه ديگري را رقم زدند و بار ديگر نشان دادند كه همچنان به آرمان ها و ارزش هاي اصيل انقلاب اسلامي پايبند و وفادارند و توطئه ها و تحريم هاي دشمنان ذره اي بر اراده مصمم آنها خللي وارد نمي آورد.
آحاد ملت علاوه بر حضور حداكثري شان با اعتماد و انتخاب گفتمان اصولگرايي، نمايندگان اصولگرا را برگزيدند بطوريكه در همان دوراول بيش از 70 درصد منتخبين و راه يافتگان به «خانه ملت» نامزدها و كانديداهاي اصولگرا بودند.
از سويي ديگر رقابت براي دور دوم انتخابات مجلس ميان جريان هاي سياسي اعم از اصولگرا و اصلاح طلب درحالي صورت گرفت كه اكثريت چهره ها و شخصيت هاي برجسته اصولگرا در همان مرحله اول با اقبال مردمي مواجه شده و به بهارستان راه پيدا كرده بودند. درحوزه انتخابيه تهران - كه ازنظر وزن سياسي از اهميت شاياني برخوردارا ست- نيز 19 نامزد اصولگرا لباس وكالت بر قامتشان دوخته شد.
اما بالعكس همه چهره ها وشخصيت هاي مشهور جريان اصلاحات درمرحله اول درحوزه انتخابيه تهران درراه يافتن به مجلس ناكام ماندند به گونه اي كه سر ليست ستاد ائتلاف اصلاح طلبان - مجيد انصاري-رتبه اي بهتر از بيست و نهم را بدست نياورد.
از همين رو اصلاح طلبان اميد مضاعفي داشتند در دور دوم انتخابات با تبليغات گسترده و وسيع و با اين گمان كه دراين مرحله نامزدهايشان چهره تر و شناخته شده تر از نامزدهاي باقي مانده اصولگر هستند به مجلس راه پيدا خواهند كرد. ضمن آنكه اصولگرايان چون بيشترين كرسي هاي مجلس را از آن خود كرده بودند دردور دوم تبليغ كمتري را از اصلاح طلبان انجام داده بودند و مجموع اين گمان ها و رويدادها، ظن رأي آوردن اصلاح طلبان را پررنگ تر مي نمود.
اما مشاركت مردم درمرحله دوم انتخابات مجلس و رأي دوباره شان به نامزدهاي باقي مانده اصولگرا نشان داد كه مردم به گفتمان و ادبيات اصولگرايي باور دارند و سازو كار جبهه متحد اصولگرايان كه همانا خدمت صادقانه و بي منت به ملت است را به ديگر گفتمان ها ترجيح مي دهند ضمن آنكه شهرت وچهره بودن براي مردم حجت و دليل قانع كننده نيست بلكه از نظر مردم نامزدهايي شأن نمايندگي را دارند كه به دور از هياهو و فضاسازي هاي كاذب سياسي درجاده خدمت به مردم گام بردارند.
حال بايد به نظاره نشست و ديد آيا اصلاح طلبان كه درچندين دوره از انتخابات هاي اخير با بي اقبالي مردم مواجه شده اند آيا حداقل بر ادعاها وشعارهاي خود پيرامون احترام به «آراي مردمي» قائل هستند؟ يا اينكه پس از شكست و بي آنكه واقعيت هاي موجود را دريابند به فكر مطرح كردن ترفندهاي تكراري و نخ نما شده هستند.
مردم در 6 ارديبهشت با تكميل كردن اراده و نظر قاطع شان در اعتماد به گفتمان اصولگرايي و انتخاب نامزدهاي اصولگرايان راه هرگونه تفسير و تأويل فرصت طلبان را مسدود و جاي هيچ شرح و حاشيه اي را باقي نگذاشتند.

فراموشی تاسف بار اتفاقات بزرگ انقلاب

فراموشی تاسف بار اتفاقات بزرگ انقلاب 

هنوز انقلاب ما به دو سالگي خود نرسيده بود و دشمن كه موقعيت و جايگاه خود را در خاورميانه در خطر مي ديد سريعاً با يك برنامه ريزي دقيق و حساب شده به خاك ميهمان هجوم آورد اين هجوم كه بسي ناجوانمردانه و موزيانه صورت گرفته بود پيامدهايي چنان غيرقابل پيش بيني و ناگوار براي متجاوز به دنبال داشت كه رئيس جمهور وقت آمريكا جيمي كارتر را به هراس افكند و جايگاهش متزلزل و ادامه رياستش به چالشي جدي افتاد كه اين اتفاقات همگي در كتاب 444 روز او منعكس است. (444 روز خاطرات جيمي كارتر در كشورمان ترجمه و توسط نشر اطلاعات منتشر شده است

 

علاوه بر آن فرمانده اين عمليات سرهنگ چارلز بكويت كه فرماندهي عملياتي بزرگ را بر عهده داشت از ترسيم، توضيح و تفسير آنچه در طبس رخ داد عاجز ماند و از سوي پنتاگون سخت مورد شماتت و اعراض واقع شد و حتي بعدها اين فرمانده نگون بخت مورد غضب قرار گرفته و سرانجامي شوم يافت به طوري كه بعد از چاپ كتاب خاطراتش تحت عنوان دلتا فورس (كتاب ياد شده تحت عنوان نيروي دلتا در ايران ترجمه و توسط انتشارات اطلاعات منتشر شده است) او به آنچه به نقل از او منتشر شده بود معترض شد ولي اين اعتراضات سرانجام شومي براي او رقم زد به طوري كه چندي بعد جسد او را در خانه اش يافتند علت مرگ سكته قلبي اعلام شد در حالي كه خانواده او در مصاحبه با نشريات آمريكايي به سلامت كامل او معترف بودند. 

دولت مردان آمريكايي بعد از اين شكست مفتضحانه براي پاسخگويي به افكار عمومي بر آن شدند اين تجاوز به حريم كشورمان را توجيه كنند و توجيه آنها آزادسازي گروگان هاي آمريكايي بود كه شواهد و قراين به دست آمده مشخص كرد انگيزه و مقصود اصلي آنها از اين تجاوز سرنگوي نظام نوپاي جمهوري اسلامي ايران بود نه آزادسازي گروگانها بلكه اين ادعا بعد از شكست آنها در طبس مطرح و در رسانه هاي آنها به بحث كشيده شد. 

هجوم نيروهاي آمريكايي به خاك ما در همان زمان پيامدهاي مختلفي به همراه داشت كه از جمله آنها مي توان به نحوي به تثبيت انقلاب و تبليغ آن در خارج مرزها اشاره كرد كه اين موضوع دشمنان انقلاب را به تكاپو واداشت تا تصميمي جدي تر براي خاموش كردن انقلاب اسلامي در ايران بگيرند و راه اندازي و تحميل جنگ يكي از اين اقدامات و پيامدهاي واقعه طبس بود

متأسفانه با اينكه نزديك به سه دهه از اتفاق عظيم كه به معجزه مي ماند گذشته ما كار اندكي كرده ايم ولي آمريكايي ها براي همين واقعه تاكنون كتابها و فيلمهاي بسياري ساخته و پرداخته اند تا تمام آنچه گذشت را به نفع خود مصادره كنند در حالي كه ما تنها و تنها يك فيلم سينمايي كه يك ورژن سريال هم از آن تهيه شده بود تحت عنوان طوفان شن ساختيم كه به يقين كافي نبود. 

هر چند زحمات و هزينه بسياري براي ساخت آن صرف شد اما به علت عدم تحقيق و پژوهش كافي در مورد اين واقعه، قسمت اعظم آن همچنان پنهان و در مصادره دشمن باقي ماند. مي طلبد ارگانها و سازمانها و حتي وزارتخانه هايي چون ارشاد در اين زمينه پيش قدم شده متولي نگارش كارهاي پژوهشي و يا خلق آثار ادبي و هنري با موضوع واقعه طبس شود چرا كه اين برگ از تاريخ معاصر ما كه براي نسل امروز غبار گرفته و بيگانه جلوه مي كند، يكي از اوراق زرين و افتخارآفرين تاريخ انقلاب اسلامي ايران است. 

....آرامشان نگذاريد

آرامشان نگذاريد...

 

«... درنظرم است در يك روايتي است كه رسول خدا كه مبعوث شد، آن شيطان بزرگ فرياد كرد و شيطانها را دور خودش جمع كرد و اينكه مشكل شد كار بر ما(1) در اين انقلاب شيطان بزرگ آمريكاست، شياطين را با فرياد دور خودش دارد جمع مي كند، چه بچه شيطانهايي كه در ايران هستند و چه بچه شيطان هايي كه در خارج هستند، جمع كرده است و هياهو به راه انداخته است...»(2)
دادن لقب حزب شيطان به استكبار جهاني و مزدورانش و ناميدن آمريكا بعنوان شيطان بزرگ نشان از انديشه سياسي الهي امام و در نتيجه بهترين راه تعامل امام با امت اسلامي بر اساس فرهنگ اسلام ناب محمدي(ص) است. چرا كه در قرآن مجيد آمده است:
«اي مردم بي ترديد وعده خدا حق است، پس مبادا زندگي دنيا شما را فريب دهد و مبادا شيطان فريبكار شما را به خدا مغرور كند. بي شك شيطان دشمن شماست، پس همه او را دشمن خود بگيريد. او حزب خود را با اين هدف فرا مي خواند كه آنان از اهل آتش برافروخته دوزخ شوند» (3)

امام خميني با تحليلي دقيق از اوضاع كنوني عالم تحت عنوان «عصر شيطانها» و لزوم مبارزه با آن مي فرمايند

 


«... من گمان نمي كنم كه دنيا تاكنون به مثل دوره اي كه ما در آن زندگي مي كنيم شيطان داشته است. بوده است البته شيطان در همه وقت، شيطان هاي انسي در همه طول تاريخ بوده است اما هرچه دنيا پيشرفت كرده است، شيطان ها هم در كارهاي شيطانيشان پيشرفت كرده اند.

امروز كه به اصطلاح عصر تمدن و ترقي و پيشرفت است عصر شيطانهاست اگر سستي بشود. شياطين همه عالم را مي بلعند. ... بايد انسانها همان طوري كه انبياي عظام و اولياي خدا قيام كردند و جانفشاني كردند بايد در اين عصر هم همه شما، همه ما، همه روحانيون، همه ملت ها، همه ستمديده هاي تاريخ قد علم كنند و جلوي اين شياطين بايستند.آنها به اسم صلح و دوستي جنگ افروز اول جهانند، آنها به اسم حقوق بشر بالاترين كساني هستند كه حقوق بشر را پايمال مي كنند. آنها در عين ادعاي خيرخواهي، آنچه را براي ديگران مي خواهند جز شر نيست...»(4) برملاشدن چهره كريه و ضد بشري شيطان بزرگ در دنيا بحدي است كه افرادي نظير آقاي هوشنگ اميراحمدي در مسافرت اخيرش به ايران، براي به ثمررساندن ماموريتش در راستاي منافع آمريكا و به منظور به رخ كشيدن قدرت شيطاني آمريكا و سياست هاي معطوف به جهانخواري اش صريحا اعلام مي كند:
«... شما فكر كنيد مگر صدام حسين جز خوش خدمتي چه كار براي آمريكا كرده بود كه اين گونه نابودش كردند. بنابراين دنيا براساس راست و دروغ نمي چرخد، بر اساس منافع مي چرخد، كشورها نه دوست دارند و نه دشمن، منافع دارند. آمريكا مانند گرگي است كه وقتي پا روي دمش بگذاريد حمله مي كند...» (5)
ايشان در بزرگنمايي قدرت آمريكاي گرگ صفت در مقابل رئيس جمهور سابق ايران، در زماني كه مورد مشورت آقاي خاتمي قرار مي گيرد مي گويد:
«... آمريكا خودش را سمبل دموكراسي دنيا مي داند و مي گويد كه حاضر نيستم كشور ديگري كه مخالف من است دموكراتيك باشد. يعني نمي خواهد اجازه بدهد كه كشور ديگري كه مخالف ايالات متحده است، سمبل دموكراسي باشد. بحث شان خيلي ساده است. به همين دليل آمريكا بهترين و دموكرات ترين نيروهاي هرجا و هر كشوري را كه ضد خودش بوده و با ايالات متحده رابطه نداشته را زده است. در ايران عليه مصدق كودتا كرد و هيچ فرصتي براي جلو بردن دموكراسي به آقاي خاتمي نداد! من يادم هست روز اول كه آقاي خاتمي را پس از سفرشان به نيويورك ديدم ايشان از من پرسيدند آقاي دكتر، حالا بايد چه كرد؟ گفتم بايد رابطه با آمريكا را عادي كرد. گفت نه منظورم اين نبود. منظورم داخل كشور است. من تكرار كردم و گفتم بايد رابطه با آمريكا را عادي كنيد. گفت منظورم جامعه مدني و دموكراسي و اصلاحات است و من باز هم گفتم رابطه با آمريكا را درست كنيد...(6)
با توجه به ديدگاههاي فوق كه نشان از فرعونيت سياست هاي آمريكا دارد، نبايد پرسيد آقاي بوش بعنوان مجري اهداف جهانخواران و صهيونيست ها در مصاحبه نوروزي خود با شبكه خبري فارسي صداي آمريكا ضمن تاييد و تمجيد و اعلام حمايت از اصلاح طلبان (پس از شكست انتخاباتي آنان) بدنبال چيست؟ بوش مي گويد:
«... اولا عقيده من اين است كه طرفداران اصلاحات در ايران افراد شجاعي هستند. آنها دوستي بهتر از جرج بوش ندارند و من براي آنها از خداوند بزرگ طلب خير و بركت و موفقيت مي كنم. دوم اينكه من هيچ عملي انجام نمي دهم كه به تلاش آنها آسيب برساند...»
گويا امام خميني با پيش بيني اين روزها و معيار و محك زدن به مدعيان خط امام، در آخرين پانزده شعبان (تولد امام زمان(عج)
1368.1.2) و آخرين روزها از حيات طيبه خويش مي فرمايند؛ «... من از مسئولان بالاي نظام جمهوري اسلامي مي خواهم كه از هيچ كس و از هيچ چيز جز خداي بزرگ نترسند و كمربندها را ببندند و دست از مبارزه و جهاد عليه فساد و فحشاي سرمايه داري غرب و پوچي و تجاوز كمونيزم نكشند كه ما هنوز در قدمهاي اول مبارزه جهاني خود عليه غرب و شرقيم... امروز خداوند ما را مسئول كرده است، نبايد غفلت نمود. امروز با جمود و سكون و سكوت بايد مبارزه كرد و شور و حال حركت انقلاب را پابرجا داشت. من باز مي گويم همه مسئولان نظام و مردم ايران بايد بدانند كه غرب و شرق تا شما را از هويت اسلامي تان- به خيال خودشان- بيرون نبرند آرام نخواهند نشست نه از ارتباط با متجاوزان خشنود شويد و نه از قطع ارتباط با آنان رنجور، هميشه با بصيرت و چشماني باز به دشمنان خيره شويد و آنان را آرام نگذاريد، كه اگر آرام گذاريد، لحظه اي آرامتان نمي گذارند...» (7)

--------------------------------------------------------------------------------
1-نهج البلاغه خطبه قاصعه 234
2-صحيفه امام ج10ص 489
3-قرآن مجيد سوره فاطر آيه 6و5
4- صحيفه امام ج 19 ص 235
 5- مصاحبه با روزنامه اعتماد 1387.1.21
6-مصاحبه با روزنامه اعتماد ملي 1387.1.24
7-صحيفه امام ج21 ص328

(به نقل از کیهان)

رسته جان! آنقدر هم مهم نیستی

رسته جان! آنقدر هم مهم نیستی

 

قصد داشتم در یاداشت قبلی که به بحث انتخابات در خراسان جنوبی پرداختم اشاره ای به این موضوع که حال در یک پست مستقل به آن خواهم پرداخت بپردازم اما منصرف شدم چون به نظرم این بحث ارزش پرداخت در یک پست مستقل را نداشت اما شد!

موضوع به فیلترینگ وبلاگ یکی از اعضای حزب مشارکت استان برمی گردد که البته ما دور آدور نسبت به ایشان آشنایی داریم!

می خواهم  در این باره کمی صریح صحبت کنم و از دوستانی که نسبت به همه یشان ارادت ویژه دارم یک سوال بپرسم و آن این که با عرض پوزش با  کدام معیار دست به این اقدام زدید؟

آیا همه جوانب کار را با دقت دیده بودید؟ و یا اینکه اصولا با چه معیارهایی اقدام به فیلترینگ سایتهای محلی می کنید؟

وبلاگی که در پربیننده ترین حالت خود روزانه 20 تا 30 بازدید دارد و با نگاهی ساده به مطالبش از شدت بی در و پیکری و بی منطق بودن مدتهاست جای طنز های مرحوم گل آقا را برای ما به خوبی پر کرده بود چه لوزومی به فیلتر کردن داشت؟ آیا شما فکر می کنید تراوشات ذهنی این شخص را کسی غیر از دوستانش که البته آن هم از فرط بیکاری به خواندن این قبیل مهملات ذهنی مشغولند کسی اعتنا می کند؟

من قبل بر این هم برای بعضی از دوستان توضیح دادم که ابدا فیلتر وبلاگ قبلی ایشان هم صحیح نبود و نتیجه اش هم این است که هم اکنون مشاهده می کنید!

این کار شما تنها این توهم را در ذهن او ایجاد می کند که خیلی آدم مهمی است؟! دلیل این امر هم در نوشته اخیرش به خوبی مشهود بود !ایشان فکر می کند فیلتر وبلاگش به دستور استاندار انجام شده!!(سبحان الله)

ولی من هنوز هم نفهمیدم-حتما از ایشان خواهم پرسید- ایشان چگونه به این نتیجه رسید که آقای مرتضوی دستور فیلتریگ وبلاگش را صادر کرده ؟! آیا به نظر او وقت یک استاندار این قدر زیاد است که روزانه وبلاگ وی را چک کند و پس از آن دستور فیلترینگ بدهد!

البته قصد نداشتم ایشان را از این توهم که فکر کند خیلی آدم مهمی است و استاندار یک استان گیر داده تا ایشان را فیلتر کند! -ببخشید منظور وبلاگش بود-در بیاورم اما با  خواندن مطلب اخیرش لازم دیدم کمی به ایشان در این باره توضیح دهم و ایشان را از این توهم فانتزی بیرون بیاورم

همینجا هم به جناب رسته مقدم قول می دهم استاندار خراسان جنوبی اصلا از این که شما وبلاگ داری یا نه هم خبر ندارد خیالت راحت راحت!!

امید وارم از این بعد با دقت بیشتری به این قبیل مسائل پرداخته شود و با در نظر گرفتن همه جوانب کار اقدامات لازم انجام گیرد تا نه ما را از خواندن مطالب شیرین دوست خوبمان محروم شویم  و نه جناب رسته مدام خواب ببینند!