!عكس يادگاري
حكايت طيف وسيعي از مخالفان دولت و برنامه هاي عدالت گرايانه آن شبيه «مخالف خوان»هاي مراسم تعزيه شده كه منتظرند كلام موافق خوان ادا شده و نشده، شمشير نقد خود را بر سر بچرخانند، دوري بزنند و بر سپر دروغين «دلسوزي براي مردم» بكوبند و با فرياد وامردما... وامردما...! مخالف خواني با دولت را از سر بگيرند!
اين روزها كافي است دولت در عرصه سياست خارجي و يا در يكي از بخش هاي اجتماعي يا اقتصادي جامعه وارد عمل شود، حرفي بزند يا كاري بكند تا به بهانه نقد-بخوانيد تخريب- دولت «مخالف خوان»هايي كه حاضر به يراق، دائم در كمين نشسته اند، درشيپور مخالفت با دولت بدمند.
هرچه به انتخابات مجلس هشتم نزديك مي شويم، اين جريان روند رو به فزاينده اي مي يابد؛ چرا كه جريانات مخالف دولت به اميد پيروزي در انتخابات پيش روي و با حربه تخريب دولت در اذهان عمومي جامعه، قصد دارند براي خود يارگيري كنند. اين جريان مي كوشد با القاء فضايي سياه و وهم آلود از عملكرد دولتي كه حالا نيمي از عمر خود را پشت سرگذاشته است، وعده هاي عدالت خواهانه دولت احمدي نژاد را در حد شعارهايي معرفي كند كه عموماً با هدف فريب اقشار متوسط جامعه و كسب راي آنها در انتخابات، مطرح مي شود!
به نظر مي رسد تيترها، سرمقاله ها، يادداشت و تحليل و حتي خبرهايي كه با نگاهي خاص تنظيم و در روزنامه ها و سايت هاي مخالف دولت منتشر مي شود و سخنرانيها و مصاحبه هايي كه يك طرفه به قاضي رفته و طي آن به خيال خود پنبه دولت را مي زنند و مشي سياه نمايي و ياس پراكني كه در پيش گرفته اند، خط تعريف شده و هدايت يافته اي است كه مي توان نام «نهضت مخالف خواني با دولت» بر آن نهاد؛ پديده اي كه هدفي جز تضعيف و در نهايت تخريب اصولگرايان در پي ندارد. دراين باره چند نكته گفتني است؛
1-طيف مخالف دولت سعي دارد با تبليغات سوء عليه قوه اجرايي كشور آن را ناكارآمد و بي برنامه جلوه داده و افقي تيره فراروي عمر باقيمانده دولت ترسيم كند. بعضي از تيترهاي روزنامه هاي اصلاح طلب چند وقت اخير را مرور كنيم:«دولت نهم فاقد نظريه منسجم اقتصادي است»، «هشدار كارشناسان اقتصادي: سيرصعودي نرخ تورم نگران كننده است»، «گراني بيداد مي كند، صداي مردم درآمده است»، «افزايش بي سابقه قيمت زمين و مسكن، دولت دست روي دست نگذارد» و دهها نمونه از اين دست آتش تهيه حمله به برنامه هاي احمدي نژاد و با هدف تخريب اصولگرايان است.
در كنار دستاوردهاي مثبت و عملكرد قابل قبول دولت، كاستي ها و ضعف هايي نيز وجود دارد كه در جاي خود پذيرفتني است ولي مخالفان به وضوح تلاش مي كنند تا موجبات سلب اعتماد مردم به دولت را به نفع خود فراهم آورند و از اين نمد براي خود كلاهي دست و پا نمايند. اينان-هرچند در نظريه اي بي پايه دولت نهم را حاصل راي مردم نمي دانند، اما- به گمان خود اگر بتوانند دولت را در تحقق وعده هايش ناكام جلوه دهند، مي توانند مردمي كه رويكرد خود به اصولگرائي را با رأي به احمدي نژاد به منصه ظهور گذاشتند، جذب جبهه خود كنند.
آنچه مسلم است نتيجه عدم رضايت و اعتماد مردم به دولت، لزوماً گرايش و تمايل آنان به اصلاح طلبان نيست؛ چرا كه مردم حاصل شعارها، برنامه ها و عملكرد دولت اصلاحات و ياران كارگزاراني آنها را -كه اكنون زيربيرق انتقاد و در كنار هم ديگ مخالفت با دولت را هم مي زنند- ديده و چشيده اند. تجربه حاكميت اين گروهها چيزي نيست كه از حافظه ملت هوشيار پاك شده باشد.
يادمان نرفته زماني يكي از مسئولان در دولت اصلاحات ادعا مي كرد؛ اگر مردم از خاتمي روي برگردانند، چاره اي ندارند جز آنكه از انقلاب برگشته و در چارچوبي خارج از نظام قرار گيرند. اما مردم در جريان انتخابات رياست جمهوري نشان دادند كه عبور از خاتمي، عبور از مرزهاي نظام نيست بلكه فردي كارآمدتر سراغ دارند؛ كسي كه تحقق آرمانهاي اصيل انقلاب را در دستان او جستجو مي كنند و سودايي جز خدمت به خلق ندارد.
رهبرمعظم انقلاب طي دو سال عمر دولت اصولگرا كراراً به تعريف و تمجيد از خدمات بي نظير و عدالت مدارانه دولت و مشخصاً رئيس جمهور پرداخته اند، به گونه اي كه مي توان گفت پس از انقلاب اسلامي اين گونه حمايت هاي مستمر از يك دولت بسيار كم سابقه بوده است. ايشان در خطبه هاي نماز اولين جمعه ماه مبارك رمضان ضمن اشاره به ناكامي دشمنان نظام مبني بر ناكارآمد نشان دادن دولت فرمودند:«به همت ملت ايران و ياري پروردگار، جمهوري اسلامي امروز در همه عرصه هاي سياسي، اقتصادي، علمي و اجتماعي قوي تر از سالهاي گذشته است.» اين در حالي است كه همانهايي كه در سالهاي گذشته زمام امور كشور را - به گفته خود در چند دولت- در دست داشته اند، امروز با ادبياتي كينه توزانه ادعا مي كنند دولت در هيچ كدام از حوزه هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي و سياست خارجي موفق نبوده و هيچ شاخص مثبتي در عملكرد دولت نمي بينند!
2- در حاشيه اخبار انتخاباتي، آنچه اين روزها شايع شده اين است كه شعار انتخاباتي اصلاح طلبان «رأي عدم كفايت به رئيس جمهور» است. هر چند اين موضوع از سوي برخي محافل اصلاح طلب شايعه تلقي و تكذيب شد، اما اگر اين شعار را صراحتاً هم نپذيرند با هجمه اي كه عليه سياست هاي دولت و عملكرد آن صورت داده اند تا آنجا كه حتي يك نكته مثبت قابل طرح در كارنامه 2 ساله احمدي نژاد هم نمي بينند، باطن عمل و واقعيت رفتار آنان چيزي جز همين شعار نيست. اين روزها برخي از زعماي اين قوم كار را به جايي رسانده اند كه پا از دايره انصاف بيرون گذاشته، زبان به گزاف گشوده و دكتر احمدي نژاد را بي سواد(!) خوانده اند.
آنچه عملاً در اين دو سال اتفاق افتاده، فقط نق زدن جريان مخالف دولت و بيان يكسري حرفهاي تكراري است؛ گاهي در بين برخي از مطبوعات و شخصيت ها با ادبيات و عباراتي متفاوت و بسياري مواقع با تيترها و عكس هايي كاملاً شبيه هم!
مردم ما از شنيدن اين قبيل حرفهاي تكراري خسته شده اند و نه تنها جذابيتي برايشان ندارد، بلكه باعث دلزدگي و روز به روز دوري شان از تفكر آنها نيز شده است به چند دليل؛ اولاً؛ بسياري از وصله هاي مخالفان به اين دولت نمي چسبد. ثانياً؛ مردم تفكر و عملكرد بسياري از مخالفان را مستقل نمي دانند. وابستگي برخي از عناصر داخلي به مراكز قدرت بيگانه و صرف دلارهايي كه با نيت براندازانه در جيب بعضي از آنان ريخته شده، چيزي نيست كه بتوان لاپوشاني كرد. دم خروس آشكارتر از اينكه جان كري ادعا كرده با نماينده اصلاح طلبان ايران 4 ساعت مذاكره داشته و آنها تقاضا كرده اند كه آمريكا قدر اصلاح طلبان را دانسته و از آنان حمايت بيشتري كند! و نهايت آنكه؛ مردم در جريان اين مخالفت ها و نق زدن ها آشكارا مي بينند كه چگونه رئيس جمهور و دولت مظلوم واقع شده اند. انگ ها و تهمت هايي كه در جهت تضعيف و تخريب دولت در پوسته نقد به خورد مردم داده مي شود و بعضاً هم از سوي دولتمردان بدون پاسخ مي مانند به علاوه عدم اطلاع رساني دقيق، فراگير و به موقع از عملكرد دولت توسط دستگاه اجرايي، رنگي از مظلوميت بر پيكره احمدي نژاد و كابينه اش پاشيده است. هر چند تاريخ اين كشور نشان داده كه مردم ظلم ستيز ايران همواره پاي مظلوم ايستاده اند.
3- در اين قصه مخالف خواني، هم آوايي غريبي بين گروههاي اصلاح طلب و كارگزاران ايجاد شده است. نقد سازنده بايستي دلسوزانه و مشفقانه باشد. اين روزها مكرر شاهد بوده ايم عيب جويي و انتقاد از دولت با لحني كه اين چنين نيست و متأسفانه بوي دشمني و كينه توزي از آن به مشام مي رسد، زبان مشتركي بين اين گروهها يافته است.
زمان زيادي سپري نشده و اگر در عرصه سياسي كشور نيم نگاهي به گذشته و روابط و مناسبات بين اصلاح طلبان و كارگزاران بيندازيم، قطعاً نقاط افتراق و اختلاف بيش از تلاقي و اشتراك به چشم مي خورد. تكنوكرات هايي كه 8 سال كشور را با محوريت توسعه اقتصادي اداره كردند با اصلاح طلباني كه چند سال از دوره اول حاكميت خود را به بحث بي حاصل و فرصت سوز تقدم توسعه سياسي بر اقتصادي گذراندند، چه نقطه پيوندي مي توانند داشته باشند؟!
بهتر است خودشان را گول نزنند. همين هايي كه امروز دم از ائتلاف وليست مشترك مي زنند تا ديروز چشم ديدن هم را نداشتند. بد نيست آقايان بيايند و در عرصه سياسي كشور و مواضع حزبي خود يك عكس يادگاري در كنار هم، به مردم نشان دهند. هر چند خودشان هم مي دانند كه اين ائتلاف دست يافتني نيست و شايد به همين دليل باشد كه مهدي كروبي در آخرين اظهارنظر خود مي گويد كه «ما به عنوان حزب اعتماد ملي كارمان را مستقل انجام مي دهيم و آنها ]ساير گروههاي اصلاح طلب[ نيز فعاليت هاي خود را به صورت مستقل ادامه مي دهند...» و با پيش بيني عقب نشيني ادامه مي دهد «ما با ساير گروههاي اصلاح طلب استقلال خود را حفظ مي كنيم تا گره نخوريم و آنها نيز به ما گره نخورند و اگر روزي هم ما و هم آنها خواستيم عقب بكشيم يا بمانيم هيچ مانع و مزاحمتي ايجاد نشود»!
4- امروز سي و يكم شهريور سالروز شروع جنگ تحميلي و آغاز هفته دفاع مقدس است. وظيفه امروز ما حفظ و پاسداشت انقلاب و نظامي است كه ثمره خون هزاران شهيد والامقام است. اتحاد ملي، حفظ وحدت كلمه و پرهيز از اختلاف و شكاف بين مردم و مسئولان از ضروريات به شمار مي آيد. در شرايط فعلي اين تخريب ها از آنجا كه به ايجاد فضاي يأس و نااميدي مي انجامد، بدون ترديد آب در آسياب دشمن ريختن است كه بدون شك هيچ يك از شخصيت هاي انقلابي و دلسوز آن را برنمي تابند و هرگز دلخواه جريانات سياسي همراه انقلاب و نظام نبوده و نيست.
مردم ما آينده روشن خود و كشورشان را در گرو تحقق آرمان هاي بلند حضرت امام راحل(ره) و رهبري و ارزش هاي اسلام و نظام مي بينند؛ همان هدف والايي كه تابلوي اصولگرايي شده است و پرواضح است كه با وجود كاستي ها و عليرغم باد مخالفي كه مي وزد، دست از آن نخواهند شست
(حمید امیدی)





.jpg)




