!!آرزوهای بر بادرفته شیخ حسن
آن روز که جامعه روحانیت تصمیم گرفت علی اکبر ناطق نوری را به عنوان تنها کاندیدای ریاست جمهوری این جامعه و تشکلهای همسو انتخاب نماید یکی از کسانی که در آن جمع از نامزدی ناطق نوری حمایت قاطعی داشت حسن روحانی بود. وی آن روزها نایب رئیس مجلس هم بود و به مدد ارادت و رفاقتی که با رئیس جمهور اسبق داشت، جایگاه دبیری شورای عالی امنیت ملی را نیز با خود به یدک میکشید. رئیس جمهور شدن ناطق نوری برای حسن روحانی به یک آزو تبدیل شده بود، اگر آقای ناطق رئیس جمهور میشد، حسن روحانی در جایگاه ریاست مجلس قرار میگرفت و این مقدمه ای بود برای یک هدف بالاتر.
اما این اتفاق هیچگاه نیفتاد و نایب رئیس آن روز مجلس، همچنان سایه سنگین ناطق نوری را به عنوان رئیس مجلس پنجم بر سر خود احساس نمود. حسن روحانی در انتخابات مجلس ششم هم در ائتلاف تشکلهای همسو قرار گرفت و هم زیر بیرق نامهاشمی در فهرست کارگزارانیها گزارده شد. در آن ایام، شاید آقای روحانی در این اندیشه بود که حداقل در مجلس ششم پس ازهاشمی و کروبی در نیابت رئیسی دوم قرار گیرد. اما این بخت هم یار نشد و نههاشمی و نه روحانی هیچکدام به مجلس ششم راه نیافتند. پس از آن، روحانی در پی نزدیکتر شدنهاشمی و خاتمی و همچنین رایزنیهای کارگزاران به پیشنهادهاشمی و موافقت خاتمی مسئولیت مذاکرات پرونده هسته ای را به دست گرفت. 
روحانی در این اندیشه بود که از فرصت رسانه ای و بین المللی این مسئولیت، نهایت استفاده را ببرد و این بار سودای رئیس جمهور شدن را در مخیله خود جای داد. با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری نهم در حالیکه در محافل اصولگرایان سخن از ولایتی به میان آمده بود، فریدون روحانی، برادر حسن روحانی در محافل سیاسی و رسانه ای خبر از تاسیس ستادهای انتخاباتی برای شیخ حسن روحانی داد. اما این شروع شیخ برای رئیس جمهور شدن در همان آغاز در نطفه خفه شد. وقتی حرف از آقای رئیس به میان آمد دیگر جایی برای مطرح شدن یک وابسته حرف گوش کن چون شیخ حسن نمیماند. حسن روحانی منتظر ماند کههاشمی تصمیم بگیرد که آیا میآید یا نمیآید، اما خیلی زود متوجه شد که میآید و باید تدبیری تازه اندیشید. در همین وضعیت لرزان و نامشخص، کارگزارانیها برای شیخ حسن از جانب عالیجناب پیغام آوردند: «آقای روحانی! حاج آقا فرمودند آقای روحانی وزیر خارجه ارزشمندی برای دولت ما میتوانند باشند».
این همان پیامی بود که در افکار دکتر روحانی مانند یک آرزوی جدید درخشید و وی تمام تلاش خود را برای رئیس جمهور شدنهاشمی به کار بست.
..... اما این هم نشد چون حاج آقا رئیس جمهور نشد و سودای سفرهای خارجی نیز نقش بر آب گشت.
اکنون حسن روحانی در چه اندیشه ای است؟ آیا او مقصد تازه ای را هدف گرفته است؟ به هر حال، آینده همه چیز را عیان میکند، اما اکنون نیز با نگاهی گذرا به مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع و سایت وابسته به آن میفهمیم که حسن آقا هنوز هم در آرزوهایی به سر میبرد. تا امروز آقای روحانی همیشه در زیر سایههاشمی، ناطق نوری و خاتمی به سیاست مینگریست. باید دید آیا بالاخره آقای دکتر روحانی یک رئیس مستقل میشود؟!!