!کجای شرایط ویژه است؟

کجای شرایط ویژه است؟!

طي هفته هاي اخير و در آستانه ارائه گزارش البرادعي به آژانس و شوراي امنيت، برخي از مطبوعات، خبرگزاري ها و سايت هاي اينترنتي، با استناد به جنگ رواني غرب از يك طرف و اظهارنظر تعدادي از شخصيت هاي سياسي و عناصر برجسته برخي از گروه هاي سياسي، تلاش فراواني به عمل آوردند تا شرايط كشور را در مقطع كنوني ويژه جلوه دهند.

 

آيا شرايط كشور واقعا ويژه است؟

 

لب كلام و مطلب كساني كه در داخل كشور اين موضوع را دنبال مي كنند بر افزايش تهديدات آمريكا عليه جمهوري اسلامي ايران و احتمال اقدام نظامي اين كشور استوار است. بنابراين براي پاسخ به سوال مذكور بايد تهديدات آمريكا را مرور و تحليل كرد. سياست ها، راهبردها و رفتارهاي آمريكا در قبال انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي ايران طي 28 سال گذشته در يك مسير و امتداد بوده است.

 اين سياست مبتني بر دشمني با اسلام، انقلاب اسلامي، ملت مسلمان ايران و نظام جمهوري اسلامي ايران است و آمريكا در چارچوب اين سياست به صورت مستمر و به طرق مختلف به دنبال ضربه و آسيب رساندن به ايران اسلامي بوده است. از سال 1358 آمريكا تحريم هاي يك جانبه اي را عليه جمهوري اسلامي اعمال، اموال و دارايي هاي ايران را بلوكه و حمايت از جريان هاي ضد انقلاب را در دستور كار قرار داد. در سال 9531 طي حادثه طبس، آمريكا دست به اقدام مستقيم نظامي عليه ايران زد و در جنگ هشت ساله به طور كامل در كنار عراق قرار داشت و در اواخر جنگ به صورت مستقيم وارد عرصه مقابله نظامي با ايران شد. بعد از حادثه يازده سپتامبر و رويكرد جديد آمريكا در چارچوب دكترين اقدام پيشدستانه، تهديدات آمريكا عليه جمهوري اسلامي افزايش يافت. پس از حمله به افغانستان و در آستانه اشغال عراق و با توجه قرار دادن نام ايران در محور شرارت از سوي بوش، عده اي اينگونه پنداشتند كه پس از عراق، كشور ايران نيز از سوي آمريكا و متحدينش اشغال خواهد شد.

با چنين تحليلي بود كه در سال 1381 حدود نيمي از نمايندگان دوم خردادي مجلس موسوم به اصلاحات، با مديريت جبهه مشاركت، سازمان مجاهدين و... طي نامه اي سرگشاده به رهبر معظم انقلاب اسلامي، زنگ هاي هشدار و خطر را به صدا درآورده و به عنوان دلسوزان منجي كشور و ملت، از رهبري خواستند تا با نوشيدن جام زهري ديگر چون امام(ره) و با كوتاه آمدن در برابر كشور آمريكا و عدول از برخي اصول و آرمان ها، از حمله به ايران و اشغال كشور جلوگيري كنند. در آن هنگام، رهبر معظم انقلاب اسلامي، اينگونه تحليل ها را غيرواقعي و با ناديده گرفتن ضعف ها و آسيب پذيري هاي دشمن از يك سو و ناديده گرفتن قدرت ملي در مواجهه با دشمن از سوي ديگر دانسته و فرمودند: اين نوع نگرش ها ريشه در ضعف ايمان دارد. از آن زمان تاكنون پنج سال مي گذرد و آمريكا در عراق زمينگير شده و حتي براي رهايي از باتلاق عراق دست كمك به سوي ايران دراز كرده، در صحنه لبنان و فلسطين اشغالي سياست هاي آمريكا و متحدينش با شكست مواجه شده و ناتواني ناتو در اداره و تامين امنيت در افغانستان آشكار شده است.

 تيم نئومحافظه كار جنگ طلب در آمريكا منزوي گشته و آمريكا تقريبا تمامي متحدين خود در حمله به عراق را از دست داده است. در واقع دكترين اقدام پيشدستانه آمريكا با به دست نيامدن سلاح هاي كشتار جمعي در عراق از يك سو و گرفتار آمدن اين كشور در عراق از سوي ديگر، به شدت زير سوال رفته و با شكست مواجه شده است.

در خلال اين مدت موضوع هسته اي ايران نيز فراز و فرودهاي خاصي را داشت. با فشار آمريكايي ها پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت رفت ولي به دليل مقاومت و ايستادگي ملت ايران در برابر فشارها، عمليات رواني و قطعنامه هاي صادره در شوراي امنيت، اهداف مورد نظر از كشاندن موضوع هسته اي ايران به شوراي امنيت حاصل نشد. ترديدي نيست كه كشورهاي 1+5 با يك هدف مشترك مسئله هسته اي ايران را به شوراي امنيت بردند و آن هدف، واداشتن ايران به عقب نشيني هسته اي از طريق مرعوب سازي با ابزار شوراي امنيت بود. در شوراي امنيت قطعنامه ها با اجماع تصويب شد، لكن اكنون گروه 1+5 براي تصويب قطعنامه سوم از درون با ديدگاه هاي متفاوت روبه رو شده است. چين و روسيه با صدور قطعنامه هاي شديدتر مخالف هستند. دليل اين مخالفت را بايد در اظهارنظرهاي پوتين قبل از سفر به تهران جست وجو كرد. وي با صراحت اعلام كرد، تهديد فايده اي ندارد، رهبري و ملت ايران از تهديد نمي ترسند و بهترين راه مذاكره براي حل مسايل است.

 تحليل اين سخنان به خوبي منويات روس ها از همراهي با آمريكا در بردن پرونده هسته اي از آژانس به شوراي امنيت را بيان مي دارد. با قرار گرفتن موضوع هسته اي ايران در شوراي امنيت در مسير منتهي به بن بست، دور جديد همكاري ها و مذاكرات ايران و آژانس آغاز و در نهايت گزارش البرادعي روز پنج شنبه (24/8/1386) منتشر گشت.

گزارشي كه صلح آميز بودن فعاليت هاي هسته اي ايران را به اثبات رساند و دست آمريكايي ها را براي بهانه جويي عليه ايران تهي ساخت. در چنين شرايطي كه چين و روسيه بر گسترش سطح همكاري ها با ايران تاكيد مي ورزند و آمريكايي ها در اعمال فشار عليه ايران منزوي تر از قبل شده اند، طرح شرايط ويژه براي كشور چه مستندي را دارد. آيا مستند اين تحليل، مواضع برخي از دولتمردان جنگ طلب آمريكا و متعاقب آن تشديد جنگ رواني رسانه هاي غربي عليه ايران است؟ اين نوع اظهارنظرها و تبليغات رسانه اي غرب در گذشته هم بود. در سال 1384 و به دنبال قرار گرفتن موضوع هسته اي كشورمان در دستور كار شوراي امنيت، با اظهارنظر برخي از اعضاي تيم جنگ طلب بوش، رسانه هاي غربي آنچنان به اجراي سناريوي جنگ رواني عليه ملت ايران پرداختند كه حتي از آغاز شمارش معكوس براي حمله به ايران سخن به ميان آورده و برخي از اين رسانه ها، حتي از ششم و هفتم فروردين سال 1385 به عنوان زمان آغاز حمله نظامي آمريكا به ايران ياد كردند!

با اين حال، سوال اين است كه چرا در شرايط كنوني عده اي به دنبال اين هستند كه شرايط را ويژه و كشور را در آستانه خطر و بحران ناشي از اقدام نظامي آمريكا جلوه دهند؟ دقت در نوع و چگونگي مواجه اين افراد با اين شرايط ويژه خودساخته، نشان مي دهد كه آنان چه مقصد و منظوري دارند.

 بر فرض كه شرايط كشور ويژه باشد و تهديد آمريكا افزايش يافته باشد. در اين صورت افراد دلسوز و معتقد به منافع ملي و آرمان هاي انقلاب اسلامي، بايد پشت سر رهبري، سخن از مقاومت و ايستادگي ملت بر زبان جاري نموده و به دشمن هشدار دهند كه هرگونه خطا و اشتباهي از ناحيه وي، با عكس العمل قاطع، جدي و كوبنده ملت ايران مواجه خواهد شد و او را از كرده خود پشيمان مي سازد.

اما عجيب اين است كه اين جريان سياسي، با پرداختن به تهديدات آمريكا و طرح شرايط ويژه كشور، به مسئولين نظام و دولتمردان هشدار مي دهد و بر اين نكته تاكيد مي كند كه نبايد كاري كنيم كه ملت به زحمت افتد و كشور دچار مشكل گردد! گويا اين مسئولين كنوني در نظام هستند كه با سياست هايشان كشور را به سمت بحران مي برند و بايد در اين سياست ها تجديدنظر گردد. چرايي اين نوع تحليل كردن از اوضاع كشور از سوي يك جريان سياسي موقعي قابل فهم مي شود كه ارتباط اين نوع تحليل ها با انتخابات مجلس هشتم را مدنظر قرار دهيم. انتخاباتي كه يك جريان سياسي با اين نوع تحليل ها مي خواهد با مرعوب ساختن ملت، خود را ناجي كشور معرفي كرده، تا شايد از اين رهگذر آرايي به دست آورد.

(از یدالله جوانی)

!!انصاف با شرايط ويژه

انصاف با شرايط ويژه!!

كشور در شرايط ويژه به سر مى برد». اين گزاره اى است كه يكى از شخصيت هاى مشهور سياسى مدتى است در تريبون هاى مختلف مطرح مى كند و برخى اطرافيان ايشان نيز در رسانه ها تكرار نموده و به آن دامن مى زنند. عمده ترين موضوعى نيز كه به عنوان زمينه و دليل ويژه بودن شرايط كشور مطرح مى شود، تهديدات و فشارهاى دشمنان سنتى ايران يعنى آمريكا و رژيم صهيونيستى و تبليغات جهانى آنها عليه جمهورى اسلامى است. متأسفانه مبلغين شرايط ويژه، به صورت آشكار نيز تلاش مى كنند تا عملكرد دولت نهم و مواضع رئيس جمهور را عامل ويژه شدن شرايط كشور قلمداد نموده و از اين رهگذر، برخى اهداف سياسى خاص را دنبال نمايند. گو اين كه براى نخستين بار در دولت دكتر احمدى نژاد است كه آمريكا و رژيم صهيونيستى رجزخوانى و تهديد عليه ملت ايران را آغاز كرده اند.

 البته هيچ ترديدى نيست كه به دليل وجود روحيه انقلابى و ابتكار در سياست خارجى دولت نهم، دفاع قاطع دكتر احمدى نژاد از حقوق مسلم ملت ايران و ملل مظلوم جهان و نيز انتقادات صريح او از روابط ناعادلانه فعلى حاكم بر نظام بين الملل، سردمداران نظام سلطه دشمنى ويژه اى با اين دولت و رئيس جمهور دارند.

 اما حقيقت اين است كه خصومت آمريكا و رژيم صهيونيستى و برخى دولت هاى متحد آنها با ايران اسلامى، چيزى نيست كه جديداً و با روى كار آمدن دولت نهم پديد آمده باشد بلكه اين دشمنى، سابقه اى به قدمت انقلاب دارد. متأسفانه برخى بزرگوارانى كه مدام بر طبل شرايط ويژه مى كوبند، يا خود دچار فراموشى شده اند و يا حافظه تاريخى مردم را دست كم گرفته اند وگرنه بسيارى از مردم ايران، موج فشار ها و تهديدات و تبليغات آمريكا، رژيم نامشروع اسرائيل و برخى كشورهاى اروپايى عليه ايران اسلامى را در مقاطعى چون تسخير لانه جاسوسى، ۸ سال جنگ تحميلى، صدور حكم اعدام سلمان رشدى مرتد و... به ياد دارند.

انصاف با شرائط ویژه

 در هيچ كدام از اين مقاطع به رغم فشارهاى وارده و تهديدات بالقوه و بالفعل، در كشور، اعلام شرايط ويژه نشد و هم ملت و هم نظام، بر مواضع اصولى خود پافشارى كردند. شخصيت محترمى كه مدام بحث شرايط ويژه را مطرح مى كنند احتمالاً به خاطر دارند كه در زمان رياست جمهورى ايشان، تهديدات دولت آمريكا و متحدان اروپايى اش عليه ايران بار ها و بار ها تكرار شد و تبليغات رژيم صهيونيستى درباره آنچه كه خطر ايران مى ناميد، حتى پررنگ تر از امروز مطرح مى گرديد. برخى مؤتلفين امروزى اين شخصيت سياسى كه به عنوان جريان دوم خرداد شناخته مى شوند، بار ها اعلام كرده اند كه در سال ۷۶ كشور را در حالى تحويل گرفتيم كه ايران با بحران ديپلماتيك مواجه بود؛ سفراى كشورهاى اروپايى از تهران به حالت قهر رفته بودند؛ روابط ايران و همسايگان به شدت متشنج بود؛ دولت ده ها ميليارد دلار استقراض خارجى داشت و موشك هاى آمريكايى براى شروع حمله نظامى، به سمت ايران نشانه رفته بود.

حال جاى سؤال است اگر كشور در چنان وضعيتى قرار داشت چرا آن هنگام، اعلام شرايط ويژه نشد به راستى زمان اعلام شرايط ويژه، موقعى بود كه بعد از رأى بى پايه دستگاه قضايى آلمان عليه مسئولين بلندپايه كشورمان از جمله رئيس جمهور وقت در پرونده قهوه خانه ميكونوس، سفراى كشورهاى اروپايى به حالت اعتراض ايران را ترك كردند؛ يا اكنون كه همه سفارتخانه هاى خارجى در تهران در عالى ترين سطوح مشغول به فعاليتند و رفت و آمدهاى ديپلماتيك به تهران در عالى ترين شرايط بعد از انقلاب قرار دارد

 اگر تهديدات و تبليغات رژيم صهيونيستى و كارتل هاى رسانه اى آن در دنيا به بهانه ۲ سؤال منطقى دكتر احمدى نژاد درباره هولوكاست عامل ويژه شدن شرايط شناخته مى شود، پس چرا زمانى كه رژيم صهيونيستى بعد از مطرح شدن «بمب اتمى اسلامى» در نماز جمعه تهران از سوى رئيس جمهور وقت ، شديدترين تهاجم تبليغاتى را عليه ايران به راه انداخت، اعلام شرايط ويژه نشد در همان مقطع، چرا زمانى كه رئيس جمهور وقت - باز هم در نماز جمعه تهران- ترور اسحق رابين نخست وزير معدوم رژيم نامشروع اسرائيل را انتقام الهى ناميد و رسانه هاى صهيونيستى و غربى به اين بهانه جنجال تبليغاتى شديدى عليه كشورمان بپا كردند، اعلام شرايط ويژه نشد اگر بحث تحريم ها و تهديدات دولت كنونى آمريكا زمينه ساز طرح موضوع شرايط ويژه است، اين سؤال پيش مى آيد كه مگر اين تحريم و تهديد ها با روى كار آمدن دولت نهم آغاز شده است در زمان رياست جمهورى همين شخصيت محترمى كه بحث شرايط ويژه را مطرح مى كند چندين قانون سفت و سخت تحريم ايران توسط كاخ سفيد و كنگره آمريكا تصويب شد. سياست «مهار دوجانبه» آمريكا در زمان رياست جمهورى كدام شخصيت براى فشار همزمان بر ايران و عراق در دستور كار قرار گرفت قانون «داماتو» كه تحريم هاى گسترده اى را عليه ايران در بر داشت و هدف آن تضعيف توانمندى هاى استراتژيك و بخش نفت ايران و محروم كردن ايران از ذخاير مالى بود، در زمان كدام دولت ايران و كدام رئيس جمهور تصويب و اجرا شد

 آيا غير از اين است كه در همان مقطع نيز، اين قوانين ضدايرانى با ادعاى فعاليت تروريستى ايران، تهديد صلح و امنيت جهانى، و تلاش ايران براى دستيابى به سلاح هاى كشتار جمعى تصويب مى شد حال جاى سؤال است چرا در آن زمان كه اين شخصيت محترم ، سكان قوه مجريه و رياست جمهورى را بر عهده داشتند در كشور اعلام شرايط ويژه نشد چرا در دوره رئيس جمهور محترم بعد از ايشان و قبل از دكتر احمدى نژاد كه به رغم همه همكارى هاى دولت وقت با آمريكا در اجلاس بن، جرج بوش ايران را در جرگه «محور شرارت» قرار داد كسى به فكر اعلام شرايط ويژه نيفتاد اين سؤالاتى اوليه و ابتدايى است كه نه تنها مردم، بلكه خود افرادى كه موضوع شرايط ويژه را مطرح مى كنند به خوبى جواب آنها را مى دانند.

 اما گويى در شرايط كنونى، انصاف به اكسيرى كمياب نزد برخى جريانات تبديل شده است. وگرنه حتى اگر در كشور شرايط ويژه هم حاكم مى بود، طبعاً راه منطقى در مواجهه با چنين وضعيتى، حمايت قاطع همه جريان ها و عناصر تأثيرگذار سياسى از دولت و ترجيح دادن منافع ملى بر منافع جناحى و شخصى است (نظير آنچه كه ملت و جريان هاى پايبند به منافع كشور و انقلاب در تمام اين ۳ دهه در برابر تهديدات دشمنان انجام داده اند) نه اين كه با همه ابزارهاى سياسى و تبليغاتى، دولت و رئيس جمهورى كه شجاعانه براى احقاق حق ملت در برابر زورگويان جهانى ايستاده اند، مورد حمله و نقد غيرمنصفانه و هجوآميز قرار گيرند. و نه اين كه عده اى در داخل، براى دشمنان كشور و نظام پيغام بفرستند كه شرايط مهياست، بر فشار و تهديد افزون كن! (محمد رضا عابدی)

!!وقتی یک جاسوس عزیز می شود

وقتی یک جاسوس عزیز می شود!!

 

پس از آنکه حدود چند ماه پیش خبر دستگیری حسین موسویان معاون آقای روحانی در مرکز بررسی‌ها‌ی استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام و نیز سخنگوی تیم مذاکره کننده ی هسته ای ایران به سرپرستی وی در دولت اصلاحات، به اتهام جاسوسی، تقریبا تا هفته‌ها‌ خبر اول و تیتر درشت اکثر رسانه‌ها‌ی کشور به غیر از رسانه‌ها‌ی منتسب به اصلاحات بود، و نیز به تبع آن اعتراضاتی از سوی برخی جریانات سیاسی و نیز تعدادی از نمایندگان مجلس به دلیل آزادی نامبرده با قرار وثیقه ای 200 میلیون تومانی و رفت و آمد به محل کارش در مجمع تشخیص مصلحت نظام، صورت گرفت، رفته رفته این اتفاق مهم و نامیمون از سوی برخی از جریان‌ها‌ی ذی نفوذ و گروههای پر قدرت می‏رفت تا رنگ فراموشی بگیرد.تا جایی که این فرد را همین چند روز پیش در همایش اتحاد ملی راهبردها وسیاست ها!!در کنار حجت الاسلام هاشمی همگان دیدند!

وقتی یک جاسوس عزیز می شود!

پوشیده نیست همان کانال‌ها‌یی که باعث آزادی غیر قانونی این متهم به جاسوسی شده اند، سعی در کم رنگ کردن این موضوع و پاک کردن آن از حافظه ی مردم داشته و دارند و در این راه با غوغا سالاری و هیاهو و به راه انداختن جنگ‌ها‌ی رسانه ای، در صدد منحرف کردن اذهان به سمت و سوی دلخواه خود هستند

 این کانالهای ارتباطی که سر منشاء آنها مراکز و اشخاص قدرتمند هستند، اما هدف اصلی اشان سر پوش گذاشتن به این موضوع در همین مرحله و عقیم کردن روند رسیدگی به پرونده ی موسویان است، چرا که در روزهای ابتدایی دستگیری موسویان منابع آگاه از احتمال دستگیری عده ای دیگر از افراد مرتبط با این پرونده خبر می‏دادند. تا آنجا که وزیر محترم اطلاعات در جلسه ای با اعضا کمیسیون امنیت ملی جرم موسویان را محرز دانست و گفت :حداقل 10 سال زندان انتظار او را می کشد!

 اینکه یک شخص به تنهایی و آن هم در یکی از مراکز مهم و اثر گذار نظام بتواند به راحتی با سرویس‌ها‌ی اطلاعاتی انگلیس و... ارتباط برقرار کند و اطلاعات مهم و مدارک فوق محرمانه ی کشور را در اختیار آنها قرار دهد و در عوض به غیر از خدماتی از قبیل وجه نقد و ویزا و... مساعدت آنها را برای کسب کرسی‌ها‌ی مجلس هشتم طلب کند، صد البته مورد پذیرش نیست و مطمئنا از ساپورت‌ها‌ی مورد اطمینانی برخوردار بوده است.

در این شرایط هر چند که عزم و اراده ی ملی و نیز خواست جریانها و شخصیت‌ها‌ی دلسوز نظام ایران اسلامی رسیدگی هر چه سریعتر به این پرونده و نیز سلامت در روند پیگیری آن می‏باشد، اما متاسفانه شاهدیم که نه تنها هر روز اخبار جدیدی از کشف ابعاد تازه ای از این پرونده به گوش نمی‏رسد، بلکه روز به روز می‏رود تا این موضوع یعنی جاسوسی و وطن فروشی آن هم در شرایطی که استکبار به هر شیوه ای در صدد فشار به ملت و دولت ایران است، رنگ نسیان به خود می‏گیرد و محو شود.

شمع و گل و پروانه همه جمع اند و یار نیست!!

شاید هیچگاه انتظار نداشتیم شخصی با این پرونده کثیف که روز به روز ابعاد تازه تری از فساد اقتصادی و سیاسیش برای مردم رو می شود را در کنار آقای هاشمی ببینیم!،یا انتظار نداشتیم باز پای این جاسوس به مرکز بررسی‌ها‌ی استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام ! باز شود 

اما مطمئنا آنچه از حافظه ی تاریخی این مردم پاک نخواهد شد، خیانت و خنجر از پشت زدن وطن فروشان و ناهم میهنانی است که منافع آنها و اربابانشان هیچ نقطه ی اشتراکی با منافع این ملت مظلوم و مبارز ندارد.

آقای مرعشی، خوب ببین و گوش كن

آقای مرعشی، خوب ببین و گوش كن

لطفا به توضیحات پی نوشت این یاداشت هم توجه کنید!

با سفر رئیس جمهور و هیأت دولت به خراسان جنوبی، دور دوم سفرهای استانی آغاز شد. در آغاز سفر چهارشنبه دولت نهم به بیرجند كه با سازوكاری متفاوت از سفر اول انجام شد، نخستین موضوعی كه بسیار برجسته و حائز اهمیت بود، اعلام تكمیل و راه اندازی بیش از 95 درصد پروژه‌ها‌ی مصوب هیأت دولت در سفر 2سال پیش به این استان محروم بود.
قطعاً این موضوع بیش از هر چیز دیگر، تلاش و پشتكار مسئولین و نیز اراده ی راسخ آنها در خدمت رسانی به محرومین را آشكار می‌كند، اما موضوع دیگری كه در طلیعه ی دور دوم سفرهای استانی هیأت دولت نمودار شد، استقبال فراوان و پر شور مردم بیرجند از رئیس جمهور بود. مطمئناً تنها دلیل برای چنین استقبالی از سوی مردمی كه 2 سال پیش رئیس جمهور خود را از نزدیك ملاقات كردند، محسوس و ملموس بودن اثرات مصوبات هیأت دولت در نخستین حضور در این استان است.
واضح است مردمی كه 2 سال پیش تحقق مطالبات خود را در قالب صدها طرح عمرانی، فرهنگی، اجتماعی، ورزشی و... از دولت نهم خواستار شدند و دولت نیز در همین راستا عملی شدن برآورده ساختن آنها را وعده داده بود، در صورت عدم تحقق و برآورده شدن این مطالبات چهارشنبه ی گذشته این چنین از رئیس جمهور استقبال نمی‏كردند.

استقبال پر شكوه مردم بیرجند از رئیس جمهور بیش از هر چیز دیگر تأییدی بود بر اجرای خدمات و صداقت دولت نهم و به همین خاطر بیراه نیست اگر بگوئیم استقبال مردم استانهای كشور از رئیس جمهور در دور دوم سفرهای استانی می‌تواند به مثابه میزان پایبندی دولت نهم به وعده‌ها‌ و برنامه‌ها‌ی ارائه شده و نیز میزان محبوبیت این دولت در میان ملت باشد.

رئيس جمهور دريكي از محرومترين روستاهاي خراسان جنوبي
اما روز چهارشنبه آن تعداد از اصحاب رسانه و پیگیران اخبار كشور كه استقبال از رئیس جمهور و نیز حضور صادقانه ی هیأت دولت در میان مردم محروم خراسان جنوبی را نظاره گر بودند، بدون شك صحبت‌ها‌ی اخیر حسین مرعشی را به یاد آوردند كه پیروز دكتر احمدی نژاد در سوم تیر را اتفاقی دانسته بود.
حكایت عجیبی است اوج كینه و عداوت قوم كارگزاران از فردی كه نه فقط در سخن كه در عمل هم بارها نشان داده تمام افتخاراتش خدمت به كسانی است كه در اندیشه ی لیبرالیستی اقتصاد كارگزارانی هیچ نشان و جایگاهی نداشته و نخواهد داشت.
صحبت‌ها‌ی مرعشی البته به گوشمان تازگی نمی‏كند چرا كه برادر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هم كه آوازه ی كینه توزی اش نسبت به رئیس جمهور محدود به درون كشور نمی‏شود، چندی پیش گفت: "احمدی نژاد را مردم انتخاب نكردند."
غرض، اثبات بی اساسی و ناپختگی این گفته‌ها‌ – صحبت‌ها‌ی حسین مرعشی و محمد‌ها‌شمی – نیست چرا كه دلیل كینه توزی و نفرت این افراد و دیگر همپیاله‌ها‌ی آنها از رئیس جمهور و دولت نهم بر همگان آشكار است.
گزافه نگفته ایم اگر بگوییم دلیل تلاش شبانه روزی رئیس جمهور و دولت نهم برای محرومیت زدایی و رخت بربستن فقر از چهره ی جامعه نیز اصلاح زیر ساخت‌ها‌ در قالب سفرهای طاقت فرسا و دشوار استانی، بی تدبیری‌ها‌ و سیاست‌ها‌ی غلط اقتصادی در دوران به اصطلاح سازندگی و مثلاً اصلاحات است كه نقطه ی اشتراك آنها نگرش و تفكر لیبرالیستی به اقتصاد بود.
بیراه نیست اگر مدعی شویم دلیل این همه تفقد رئیس جمهور از محرومین و نزدیكی فوق العاده ی وی به آنها، بی مهری‌ها‌ و بی توجهی مسئولین گذشته نسبت به این صاحبان اصلی انقلاب است.


مطمئناً یكی از دلایلی كه رئیس دولت نهم ترجیح داد به جای كاخ سعد آباد، پاستور را برگزیند و نظارت و اهتمام ویژ ه ای بر عدم ریخت و پاش در مجموعه‌ها‌ی  دولت داشته باشد، تلاش برای جلوگیری از سلب اطمینان مردم به نظامی است كه مسئولین آن در چهار دولت گذشته بدون هیچ دغدغه ای دربرج‌ها‌ و تفرج گاه‌ها‌ی مجلل و مرفه خود سكنی می‌گزیدند و فردا روز فرزندانشان را از برای تحصیل- بخوانید.... – روانه ی دیار فرنگ می‌كردند در حالیكه در بسیاری از مناطق دور افتاده ی این كشور، هموطنانشان توانایی تأمین هزینه‌ها‌ی تحصیل فرزندشان را نه در دانشگاه‌ها‌ی معتبر دنیا كه درهمان روستای خودشان نداشتند.
مواردی اینچنین بسیار است. مواردی كه ذكر بیش از آنها بیش از هر چیز تأسف و ندامت را به بار خواهد آورد، اما نادیده انگاشتن آنها در واقع گام برداشتن در همان مسیری است كه اكنون حماسه ی سوم تیر را اتفاقی و عوامل غیررأیی را دخیل در پیروزی دكتر احمدی نژاد می‌داند.
حزب كارگزاران، بویژه حسین مرعشی باید بداند كه حماسه ی سوم تیر بواسطه ی درك مردم از صداقت و یكرنگی احمدی نژاد و نیز عبرت آنها از گذشته بوده است.
حسین مرعشی نباید از درك این مهم غافل باشد كه حماسه ی سوم تیر نتیجه ی پذیرش گفتمان عدالت خواهی و نفرت مردم از گفتمان پراگماتیسمی دوران به اصطلاح سازندگی و اباحه گری دولت دوم خرداد بود.
و بالاخره سوم تیر ندای حق طلبی و پذیرش خودی‌ها‌ و نیز اعلام كینه و نفرت از كاخ نشینان بی دغدغه بود.
آقای مرعشی اكنون نیز این ندا رساتر از گذشته به گوش می‌رسد. خوب گوش کن ...

(از سپهر)

پی نوشت:دوستانی که مایلند رئیس جمهور شان جرء تاثیر گذارترین شخصیت دنیا در سال ۲۰۰۷ باشد به این لینک  سر بزنند و به ایشان رای بدهند .لازم است به توضیحات توجه کنید که رای شما به دکتر درست منظور شود

!به احمدی نژاد رای دهید

به احمدی نژاد رای دهید!

هفته نامه معتبر تایم که هر ساله در یک نظر سنجی به مخاطبان خود اجازه می دهد تا از بین 10 شخصیت تاثیرگذار دنیا در سال 2007 به انتخاب برترین آنها بپردازد؛ امسال نیز مانند سال گذشته، رئیس جمهور کشورمان را در این فهرست قرار داده است.

دکتر احمدی نژاد در لیست نظرسنجی افراد مهم سال مجله تایم قرار گرفت.
گفتنی است، سال گذشته که رئیس جمهور ایران در میان فهرست سال گذشته بوده است؛ بیشترین رای را کسب کرده بود که مجله تایم در ناباوری، شخص مهم سال را «شما» (مخاطبانش) انتخاب كرد.
برای رای به رئیس جمهور اینجا کلیک کنید!
لازم به تذکر است :در سیستم جدید هر کس می تواند با دادن نمره به تمامی نامزد ها نظر خود را اعلام کند در سیستم جدید نمره هر فرد از تعداد رای داده شده به او مهم تر است یعنی با دادن نمره 10 به مثلا دکتر احمدی نژاد و مثلا نمره صفر به ژنرال پترائوس عشق و نفرت خود از این دو نفر را ابراز کند اگر دقت کنید نمره دکتر 5 است یعنی ایرانی ها بی توجه به اینکه نمره فرد مهم است فقط گزینه سابمیت را فشار داده اند که نمره به طور پیش فرض 5 است
برای اینکه دکتر در این سیستم جدید به بالای جدول بیاید باید به دکتر نمره 10 و به دیگران نمره صفر داده شود تا میانگین دکتر بیشتر شده و میانگین دیگران کمتر شود
با توجه اینکه اینترنت در ایران بسیار کند است و اکثر افراد نمی توانند زمان زیادی را صرف یک نظر سنجی کرده و نظر خود را برای همه نامزدها اعلام کنند حداقل کار این است که نمره دکتر حتما 10 داده شود

...استقبال از رئیس جمهور و وشعر آن پیر مرد روستایی

استقبال از رئیس جمهور و وشعر آن پیر مرد روستایی ...

 

ببخشید که چند روزی آپ نکرده بودم . آخر  این دو روز در استان  یک میهمان ویژه داشتیم! ما هم به سهم خود خواستیم کاری کنیم به همین علت هم ویژه نامه ای را برای سفر ایشان آماده کردیم  با عنوان دیدار یار.

به حمد الله آن طور که دوستان به ما گفتند کار قشنگی بود خوب خدا را شکر به اندازه توانمان کاری هر چند کوچک برای رئیس جمهورمان کردیم

این ماجرایی که می خواهم برایتان بگویم بر می گردد به مراسم با شکوه استقبال از رئیس جمهور عزیز که در ورزشگاه شهر بیرجند بر گذار شد .در این دیدار از همه جا آمده بودند ازشهرستان های اطراف و حتی  از روستاهایی که فاصله اش با مرکز استان  به 200 کیلومتر هم می رسید. بگذریم...

همه منتظررئیس جمهورشان  بودند. مردمی که از ساعتها قبل آمده بودند تا مرد ما می توانیم ملت را از نزدیک ببینند

منتظر بودم  که چشمم به پیر مردی افتاد. با خود گفتم ببینم این پیره مرد از رئیس جمهور چه می خواهد !

او با همان لهجه محلی گفت: من از او هیچ چیز نمی خواهم جز این که همیشه همینگونه بماند ! او گفت: شبی نیست که برایش دعا نمی کنم .او گفت: زندگی در روستا برایم خیلی سخت است اما دل خوشم که ریئس جمهوری دارم که از خود ماست! او گفت: اگر در کشور به حرفش کنند و بگذارند کار کند !( شاید منظورش را فهمیدم ) مشکلی نداریم .او گفت :خیلی ها نمی خواهند  او موفق شود!

به او گفتم: برای ایشان نامه ننوشتی .گفت: نه! هر چه می خواستیم به لطفش داریم ! نمی دانم منظورش چه بود ولی ... او گفت: شعری برای رئیس جمهور گفته ام که می خواستم به دستش برسانم. گفتم بگو بنویسم من به ایشان خواهم رساند ! و آن دوشعر این ها بود  (این هم عکس آن پیرمرد که با دوربین موبایلم گرفتم  خواستم مطلبم مستند باشد !لطفا خوب به قیافه اش دقت کنید! )

 

سلام بر پیغمبر و بر علی و بر حسین و بر اسلام/ بر آقای احمدی نژاد شیرین سخن و شیرین کلام

اگر این سلام ناقابل به یاد خدا پذیرفته شود          به یادگار بماند از من پیر غلام

 

به بیرجند خوش آمدید ای یادگار خدا!             آقای احمدی نژاد با مهر و وفا

 

از جمیع بلیای زمینی و آسمانی خدا حفظش نماید       که به ملت خو د باشد گره گشا

 

 

خوب شعرش نه وزن دارد و نه قافیه! تازه چهار بیت هم بیشتر ندارد .اما دنیا یی مفهوم دارد و احساس . شما می توانید هر تعبیری از شعرش بکنید ولی او برای  رئیس جمهورش خیلی دعا می کند خیلی!

 

پی نوشت:نمی دانم در اخبار دیدید رئیس جمهور به مناطق محروم بیرجند هم رفت .ما در بیرجند یک شمال شهر داریم و یک جنوب شهر! بر عکس تهران در شمال شهر ما آدمهایی زندگی می کنند که اگثرا از روستاهای اطراف به بیرجند آمده اند .نمی دانم آنها به خوابشان هم می دیدند که فرماندار شهرشان را هم روزی از نزدیک ببینند یا نه! ولی دیروز رئیس جمهورشان را از نزدیک دیدند ! گویا آقای دکتر احمدی نژاد تصمیمات مهمی برای حل مشکلات آن مناطق گرفت. خدایش نگاه دار باد!

!اصولگرایان به ائتلاف خواهند رسید یا دوم خردادیها؟

بررسي آخرين ائتلاف ها و انشعاب هاي گروههاي سياسي در انتخابات مجلس هشتم

يكي در آتش اختلاف يكي در راحت ائتلاف

با نزديك شدن به 24 اسفند، برگزاري انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي، گروهها و جريان هاي سياسي با خروج از آخرين پوسته ائتلاف ها و انشعاب ها، روي به برگزاري جلسات و نشست هايي درباره تعيين مصاديق و ارائه ليست هاي انتخاباتي آورده اند.
در حال حاضر تمامي گروههاي سياسي سعي دارند خود را زير چتر دو جريان عمده سياسي كشور يعني «جبهه دوم خرداد » و « جبهه متحد اصولگرايان» تعريف نمايند تا در كوران رقابت هاي انتخاباتي ، سهمي ولو ناچيز از كرسي هاي مجلس هشتم را به دست آورند.

مثلث متنازع الاضلاع
جبهه دوم خرداد به دليل برخورداري از گروهها و مشرب هاي مختلف سياسي، با ائتلاف ها و دسته بندي هاي گسترده تري مواجه گرديده است. در يك سوي اين جبهه، گروههايي چون ملي- مذهبي ها و نهضت آزادي روي به مشاركت و سهم خواهي آورده اند و در سوي ديگر آن، احزابي چون اعتماد ملي و مجمع روحانيون مبارز با حضور چهره هايي چون كروبي، محتشمي پور، موسوي لاري و مجيد انصاري صف آرايي كرده اند. در نخستين روزهاي سال 86، برخي رسانه ها و احزاب وابسته به جبهه دوم خرداد، تحرك انتخاباتي خود را با خبر شكل گيري مثلث هاشمي، خاتمي و كروبي براي انتخابات مجلس هشتم آغاز كردند. روزنامه كارگزاران و سپس اعتماد، با ترسيم مثلثي كه اضلاع آن را هاشمي ، خاتمي و كروبي تشكيل مي دادند، موجي تبليغي را در كشور به راه انداختند كه براساس آن ، از توافق اين سه چهره براي حضور متحد و منسجم در انتخابات مجلس هشتم خبردادند.
اين موج كم ارتفاع تبليغي بلافاصله با اظهارات كروبي و نزديكان هاشمي فروكش كرد. كروبي در مصاحبه با خبرگزاري فارس اعلام كرد طبق روال گذشته، بنده ديدارهايي با آقايان هاشمي رفسنجاني و خاتمي كه از دوستان قديمي بنده هستند، داشته و دارم اما در اين ديدارها به هيچ عنوان، سخني از ائتلاف و حضور در انتخابات به ميان نيامده است.اندكي بعد، چند تن از اعضاي جامعه روحانيت و همچنين اعضاي مجمع تشخيص مصلحت هم در اظهاراتي پيرامون حضور هاشمي در ميان ائتلا ف هاي سياسي اعلام كردند آقاي هاشمي رفسنجاني ضمن تاكيد برحضور پرشور و گسترده مردم درانتخابات مجلس هشتم، تصريح داشته اند كه وي فارغ از جريان هاي سياسي و مطالبات آنان، در خدمت اهداف كلان و راهبردي نظام خواهد بود.
ترسيم مثلث هاشمي، كروبي و خاتمي، از شگردهاي كهنه و نخ نماي گروههايي از دوم خرداد بود كه گمان مي كردند با مصادره چهره اي تاثيرگذار همچون هاشمي رفسنجاني، مي توانند ضمن ايجاد انشقاق در جبهه اصولگرايان كه در انتخابات مجلس خبرگان حمايت همه جانبه اي را از كانديداتوري آقاي هاشمي داشتند، بخشي از چهره هاي معتدل و تكنوكرات جبهه دوم خرداد را كه داعيه انشعاب و جدايي از گروههاي افراطي را دارند، متوجه خود نمايند.
هنوز يك ماه از جنجال «مثلث اصلاحات» نگذشته بود كه تير خلاص به اين مثلث ادعايي را كروبي شليك كرد. كروبي به صراحت اعلام كرد:«برخي افراد و گروهها كه زماني بيشترين نقش را در تخريب آقاي هاشمي داشتند، حالا سخن از ايشان مي گويند. من با همه ارادتي كه به آقايان هاشمي و خاتمي دارم، اما مشي سياسي من متفاوت بوده و خواهد بود. اگر مثلثي هم وجود داشته باشد، اين مثلث متنازع الاضلاع خواهد بود نه متوازي الاضلاع.»
پس از خروج آقاي هاشمي رفسنجاني از پروژه شكست خورده تبليغاتي دوم خرداد، نام هاي «كروبي» و «خاتمي» به سوژه همگرايي و واگرايي اين جبهه تبديل شد.

یکی در آنش اختلاف یکی در راحت ائتلاف

اصلاح طلبان با 5 ليست مي آيند
«مجمع مشورتي اصلاح طلبان» محصول جلسه 300 فعال سياسي اصلاح طلب با سيد محمد خاتمي در بنياد باران بود كه از وي براي حضور و مشاركت در فعاليت هاي انتخاباتي مجلس هشتم دعوت به عمل آوردند. در اين نشست مقررگرديد شورايي 21 نفره براي بررسي شرايط انتخابات مجلس هشتم و چگونگي ايجاد يك ائتلاف حداكثري كارخود را آغاز نمايد. چهره هاي حاضر در اين مجمع، تركيبي از شخصيت هاي حزبي و غيرحزبي اصلاح طلب بودند كه طي جلسات متعدد به بحث و تبادل نظر در خصوص اهداف و برنامه هاي اصلاح طلبان در انتخابات آتن پرداختند.
از سوي ديگر «شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات» نيز با اندكي تاخير ، نشست هاي انتخاباتي خود را آغاز كرد. شوراي هماهنگي گزينه اول را تاييد حركت آغاز شده از سوي سيد محمد خاتمي و گزينه دوم را فعاليت مستقل انتخاباتي در پيش روي داشت كه در نهايت اعضاي شوراي هماهنگي، گزينه اول را تاييد كردند اما در مقابل از سيدمحمدخاتمي خواستند نسبت به گسترش مجمع مشورتي اقدام كند. از اين رو 6 فرد جديد را جهت عضويت در مجمع مشورتي به وي پيشنهاد كردند تا در نهايت به همراه دو چهره ديگر، تركيب مجمع مشورتي 92 نفره شود. اين مجمع ستاد انتخاباتي خود را به رياست موسوي لاري تشكيل داد تا بتواند در تعامل با جبهه اصلاحات و ساير احزاب و شخصيت ها، اقدام به شكل دادن ائتلافي حداكثري نمايد. در اولين مواجهه با شكل گيري «مجمع مشورتي اصلاح طلبان» ، قائم مقام حزب اعتماد ملي و سخنگوي اين حزب، به صراحت اعلام كردند از انتخاب گزينشي اعضاي اين مجمع متاسفند،چرا كه اولا بدون دعوت از حزب اعتماد ملي و رايزني با سران آن، اقدام به گزينش خود مختارانه و قيم مابانه 5 تن از اعضاي حزب اعتماد ملي نمودند كه از نظر ما اين اقدامي غيردموكراتيك مي باشد، علاوه برآنكه وزن و سهم اعتماد ملي را در اين شورا بيش از 5 عضو مي دانيم. اندكي بعد، علاوه بر اعتماد ملي، گروههاي ديگري همچون كارگزاران سازندگي، سازمان مجاهدين، همبستگي و مردمسالاري به انتقاد از سهم خود در اين شورا پرداختند.
مهدي كروبي در واكنش به حركت انتخاباتي بنيادباران، اعلام كرد حزب اعتماد ملي به صورت مستقل در انتخابات شركت خواهد كرد و چنانچه گروههايي از جبهه دوم خرداد مايل باشند، مي توانند زير چتر اعتماد ملي وارد عرصه انتخابات شوند. پس از اعلام كروبي، گروهي از اعضاي شوراي مركزي حزب همبستگي از جمله محمدرضا راه چمني دبير كل سابق اين حزب، به جريان انتخاباتي حزب اعتماد ملي پيوستند. ارگان حزب مردمسالاري نيز با اشاره به شكل گيري آرايش هاي نظامي در جبهه دوم خرداد، پيش بيني كرد در انتخابات مجلس هشتم، جبهه دوم خرداد با چهار طيف 1- مشاركت و سازمان مجاهدين 2- اعتماد ملي 3- كارگزاران و اعتدال و توسعه 4- اصلاح طلبان بدون سهم در قدرت، در انتخابات حضور خواهد يافت.
اندكي بعد، محمدرضا راه چمني درگفت وگو با خبرگزاري فارس اعلام كرد اصلاح طلبان حداقل با 5 ليست 1- حزب اعتماد ملي 2- ستاد ائتلاف اصلاح طلبان معتدل 3- جنبش مردمي اصلاحات 4- ائتلاف ملي اصلاح طلبان و 5- شوراي هماهنگي اصلاح طلبان ، در انتخابات مجلس شركت خواهند كرد.
حزب اعتماد ملي در اقدامي پيشدستانه و با انتشار بخشي از ليست انتخاباتي خود در تهران، گروههاي ديگر اصلاح طلب را غافلگير كرد. در حالي كه مسئولان ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در اظهار نظرهاي رسمي خود مدعي بودند، اصلاح طلبان با يك ليست واحد 30 نفره در انتخابات تهران حاضر مي شوند، اين اقدام حزب اعتماد ملي، شوكي سهمگين را به پيكره اين ستاد وارد آورد. حزب اعتماد ملي در بيانيه اي به صراحت اعلام كرد وزن خود را در انتخابات مجلس هشتم، سنگين تر از گروههاي ديگر دانسته و به زودي 5 نامزد ديگر خود را نيز معرفي خواهد كرد كه يك هفته بعد، سلطاني فر اسامي 5 كانديداي ديگر را در فهرست انتخاباتي حزب اعتماد ملي اعلام كرد. بدين ترتيب اولين انشعاب رسمي در جبهه دوم خرداد شكل گرفت. يك هفته پس ازانتشار ليست اوليه اعتماد ملي، حزب كارگزاران سازندگي در اقدامي غافلگيركننده، اقدام به انتشار ليست 39 نفره انتخاباتي خود در تهران نمود. اين حزب اعلام كرد در صورتي كه خاتمي كانديدا نشود، محمدهاشمي سرليست اين حزب در تهران خواهد بود. انتشار ليست كارگزاران ، خشم گروههاي افراطي جبهه دوم را برانگيخت. اعضاي حزب مشاركت و سازمان مجاهدين، كارگزاران را متهم به فزون خواهي و قيم مآبي كردند. از سوي ديگر، برخي چهره هاي معتدل و ميانه رو جبهه دوم خرداد كه با اعلام رسمي عدم حضور خاتمي در انتخابات مجلس هشتم مواجه گرديده اند، در هفته هاي اخير پيشنهاد دعوت از حسن روحاني به عنوان سرليست اصلاح طلبان در انتخابات تهران را مطرح كرده اند كه اين پيشنهاد نيز با اظهار نظرهاي متفاوتي روبه رو گرديده است.
موضوع سهم خواهي زنان عضو جبهه دوم خرداد نيز از ديگر چالش هاي فراروي اين جبهه است كه حل آن به آساني ميسر نخواهد بود. چهره هايي چون اشرف بروجردي ، فاطمه راكعي، زهرا شجاعي و فخرالسادات محتشمي پور كه مسئوليت هاي كليدي در جبهه دوم خرداد دارند به صراحت اعلام كرده اند در صورتي در انتخابات شركت خواهند كرد كه از سهم 30 درصدي در ليست هاي انتخاباتي بهره مند شوند. از ديگر چالش هاي موجود در جبهه دوم خرداد را بايد طرح اسامي برخي چهره هاي سياسي در ليست هاي انتخاباتي آنان دانست. پس از انتشار ليست انتخاباتي حزب كارگزاران، چهره هايي چون عارف، زهرا اشراقي، زنگنه، جهانگيري، بيطرف و... از طرح كانديداتوري خود كه بدون هماهنگي صورت گرفته، به شدت انتقاد كرده اند. همچنين چهره هاي رد صلاحيت شده اي چون كولايي، الويري، پورنجاتي، بهزاد نبوي و ... از ليست هاي انتخاباتي اصلاح طلبان، چالش هاي جديدي را در اين جبهه به وجود آورده است. حذف اسامي نمايندگان متحصن در مجلس ششم از ليست انتخاباتي جبهه دوم خرداد، به يقين چالش ها و درگيري هاي جديدي را دراين جبهه خواهد گشود.

آرايش انتخاباتي جبهه متحد اصولگرايان
اما داستان ائتلاف ها و آرايش ها در جبهه اصولگرايان، متفاوت از جبهه رقيب در حال رقم خوردن است. پس از شكل گيري مثلثي متشكل از سه گروه تاثيرگذار در جبهه اصولگرايان متشكل از رايحه خوش خدمت ، جبهه پيروان خط امام و رهبري و اصولگرايان تحولخواه، گروهي 5 نفره كه كار حكميت و شيخوخيت را در اين جبهه عهده دار خواهند شد متشكل از آقايان خوشوقت، آشتياني، تقوي، ولايتي و ابوترابي، تشكيل شده است كه اين مدل در 30 استان كشور اجرا گرديده است.
در حال حاضر آقايان مصلحي و محصولي از رايحه خوش خدمت، زاكاني و فدايي از اصولگرايان تحولخواه و بادامچيان و صدر از جبهه پيروان به همراه 5 نفر مرضي الاطراف، به بررسي مصاديق و ليست هاي انتخاباتي مشغول هستند. علاوه بر آنكه آقايان لطف الله فروزنده از سوي جمعيت ايثارگران، ابوالقاسم رئوفيان به نمايندگي از جبهه پيروان و دكتر زارعي از سوي رايحه خوش خدمت، مسئوليت ساماندهي، نظارت و كنترل گروههاي عضو جبهه متحداصولگرايان را در استان ها و شهرستان ها برعهده دارند. در اين ميان، رايزني هايي نيز از سوي جبهه متحد اصولگرايان براي فراگيرتر نمودن فعاليت هاي اين جبهه آغاز شده تا چهره هايي چون محسن رضايي و محمدباقر قاليباف نيز در اين جبهه حضور يابند تا چتر اصولگرايي بتواند تمام نيروهاي موجود را پوشش دهد. اگرچه در اين مجال، فرصتي براي تبيين شگردها و استراتژي هاي انتخاباتي گروهها و جريان هاي سياسي در جريان فعاليت هاي انتخاباتي آنان نيست و بايد آن را به فرصتي ديگر موكول كرد، اما از ذكر اين نكته اساسي نبايد غافل بود كه تحرك رسانه اي و پارلماني جريان دوم خرداد و حتي متاسفانه گروههايي با مارك اصولگرا، با تشديد تبليغات عليه دولت و اكثريت مجلس كليد خورده است كه با بهره مندي از زمينه هايي چون گراني مسكن، افزايش آمار تورم و گراني، سهميه بندي بنزين و... اين حركت خلاف مصالح ملي كشور، از سرعت و فراگيري قابل اعتنايي برخوردار مي باشد كه بايد هرجه زودتر تدبيري براي خنثي سازي آن انديشيد
.(صبح صادق)

راز موفقیت دولت نهم

 راز موفقیت دولت نهم

 

امروز در سایه حاکمیت گفتمان اصولگرایی بر پایه خدمت رسانی به مردم،شاهد تحولات قابل توجهی در کشور هستیم، که این حکایت از تلاش دولت نهم و اصولگرایان دارد اما متاسفانه این مسائل از سوی برخی از جریانها و گروهها نادیده گرفته شده و آنها راه تخریب دولت را در پیش گرفته اند

اگر چه دامنه وسیع فعالیت ها ی دولت اصولگرا را نمی توان در این مختصر مورد شناسایی قرار داد ، لکن می توان به برخی از فعالیت های اساسی به صورت زیر اشاره کرد

1-مردم محوری

دولت نهم این افتخار را برای خود محفوظ می داند که مردم محوری و توجه به نیازهای مردم را به عنوان آموزه ای دینی و اعتقادی سرلوحه کار خود قرار داده است . دولت بر این اعتقاد است که آثار این رویکرد در تصحیح برخی جهت گیری های پیشین اجرایی و نزدیک تر کردن رابطه دولت- مردم در تداوم عزت مندی نظام  ظهور و بروز مناسبی پیدا خواهد کرد .

این رویکرد سبب شده است دولت نهم با مغتنم شمردن فرصت کوتاه تصدی اجرایی خود نسبت به برنامه ریزی جهت سفر دولت به اقصی نقاط کشور با اولویت مناطق محروم و کمتر توسعه یافته اقدام کندو با مشکلات آنها آشنا شوند

راز موفقیت احمدی نژاد

2- تلاش جهت افزایش فرهنگ خدمت رسانی

رویکرد دیگر مورد تاکید دولت ، برنامه ریزی جهت افزییش کمی و کیفی فرهنگ خدمت رسانی به مردم بوده است . دولت در این دوره کوشیده است دوری از منازعات بدون حاصل و فرصت سوز سیاسی،ضمن تلاش جهت پایدار کردن آرامش سیاسی در جامعه ،زمینه تسلط فضای کار و خدمت را فراهم کند . افزایش قابل توجه ساعات فعالیت بدنه مدیریت دولت،برنامه ریزی جهت دخیل شدن بدنه کارشناسی استانی و ملی دستگاهها در فرایند تصمیم گیریها،انجام منظم سفرهای منطقه ای وزرا و معاونین رئیس جمهور و دیگر همکاران آنها به علاوه سفرهای هیئت وزیران موجب شد فضای عمومی جامعه و همچنین ساختار دولت ، به جای فضای ملتهب برخی دوره های گذشته فضای آکنده از روحیه کار و،تلاش و فرهنگ خدمت باشد

3-رویکرد عزتمندانه در عرصه دیپلماسی

از دیگر موضوعهای مورد تاکید دولت در عرصه اجرایی ، دنبال کردن رویکرد عزتمند و متناسب با شان نظام مقدس جمهوری اسلامی و خواست مردم کشور در عرصه دیپلماسی و مجموعه اقدامات سیاسی خارجی بود . در ماجرای هسته ای دولت با کمک دیگر قوا و مجموعه های نظام بویژه مجلس شورای اسلامی موفق شد مجموعه اقدام هایی که آخرین روزهای دولت گذشته برای راه اندازی مراکز هسته ای آغاز شده بود گسترش داده و در کنار فعال کردن تعاملات دیپلماتیک و افزایش رایزنی ها در سطوح منطقه ای و جهانی با قدرت به استیفای حقوق هسته ای ملت ، بازگشایی مراکز هسته ای تعطیل شده در کشور ، تکمیل و تثبیت چرخه سوخت هسته ای و راه اندازی بخش های جدیدی در این حوزه بپردازند.اتخاذ رویکردهای در عرصه دیپلماسی از دیگر عملکردهای دولت نهم است.

دولت نهم با باور به ضرورت تامین عزت ملی در عرصه دیپلماسی و ضرورت مبارزه با نظام سلطه به عنوان انتخاب نظام مقدس نظام جمهوری اسلامی در عرصه خارجی با اتخاذ رویکردها،زمینه تحقق این اهداف و ضرورت ها را فراهم کرد

کمرنگ شدن طرح شعارهای اصیل و بنیادین انقلاب در بیان و عمل مقام های اجرایی در سالهای گذشته موجب شده بود محوریت جمهوری اسلامی در جهان اسلام با چالش ها و سرخوردگی هایی روبرو شده و یاس و نومیدی ناشی از این وضعیت تاثیرات خود را در توده های مسلمان و دیگر ملل محروم جهان بر جای گذارد.رویکرد عزتمند دولت نهم در عرصه خارجی موجب شد تا تقویت محوریت آرمان ها جمهوری اسلامی در جهان اسلام ،بار دیگر ازومنهای امام راحل (ره) را به عنوان آموزه هایی  جهت خارج کردن ملل از تسلط استکبار و استعمار مطرح می کند.

 

این مطلب هم در باره پست قبلی است که درباره دستاوردهای سفر رئیس جمهور به محرومترین استان کشور /توصیه می کنم حتما بخوانید تا متوجه شوید می شود در طول ۲ سال این همه کار کرد به شرطی که.....

خلاصه مهمترین دستاوردهای دولت نهم در محرومترین استان کشور

 خلاصه مهمترین دستاوردهای دولت نهم در استان خراسان جنوبی

 

لازم به ذکر است که دستاوردهای دولت نهم در طول ۲ سال کسب شده که این خود سند دیگری بر تلاش و پشتکار دولت مردان ایران اسلامی است.لارم می دانم از طریق این رسانه  از استاندار عزیز و پر تلاش خراسان جنوبی که اخیرا هم به عنوان استاندار نمونه کشور انتخاب شدند به خاطر این عملکرد قابل تقدیر تشکر ویژه نمایم

 

برای درک عظمت کار انجام شده در دولت نهم در استان خراسان جنوبی کافی است بدانید

اعتبارات تملک دارایی های سرمایه ای خراسان جنوبی در سال 1383 حدود 301 میلیارد ریال بوده که تنها 229 میلیارد ریال آن تخصیص یافته است!!

بعد تاسیس استان و به ویژه سفر پر خیر و برکت هیئت محترم دولت در سال 1384 اعتبارات مذکور به 670 میلیارد ریال رسید که 100 درصد آن تخصیص پیدا کرد

 

  1-عملیاتی شدن 100 درصد مصوبات سفر هیات محترم دولت

2-واگذاری زمین جهت احداث 11 هزار واحد مسکونی شهری در 5 ماهه اول سال 86 و بستر سازی برای واگذاری 31 هزار واحد مسکونی در سطح استان

3-شروع عملیات اجرایی کارخانه فولاد استان (قاین)

4-شروع عملیات اجرایی کارخانه تولید شمس فولادی استان (بیرجند)

5-ایجاد مرز مجاز هوایی بیرجند و راه اندازی مرز مجاز زمینی 78 (سربیشه)

7-باز سازی بیمارستان 200 تختخوابی امام رضا(ع)بیرجند و احداث بیمارستان 32 تختخوابی در شهرهای سربیشه،سرایان،و اسدیه و توسعه بیمارستانهای فردوس و قاین به ظرفیت 328 تخت

8-آغاز عملیات اجرایی دو بانده شدن محور بیرجند –خضری به طول 166 کیلومتر

9-تصویب 220 میلیارد تومان تسهیلات بنگاهای کوچک اقتصادی زود بازده و 22 میلیارد تومان از محل فنی اعتباری و ایجاد 15 هزار فرصت شغلی

10-آزاد سازی پادگان بیرجند و افزایش حوزه خدماتی شهر بیرجند به میزان 500 هکتار

11-راه اندازی دانشگاه صنعتی بیرجند و احداث 4 آموزشکده در شهرستان های قائن ،سربیشه،سرایان ، و نهبندان

12-احداث 12 هزار واحد مسکن  مقاوم روستایی

13-عملیاتی و اجرایی شدن پروژه احداث 4 سد  رزه ،شوسف ،فرخیر، و سیاهو در شهرستانهای استان که در این راستا اقدامات اجرایی لازم صورت گرفته و پیشرفت های مناسبی حاصل شده است به نحوی که سد رزه دارای پیشرفت فیزیکی 40 درصد ،سد شوسف در حال احداث سر ریزو سدهای فرخی و سیاهو در مرحله تجهیز کارگاه قراردارد

اولین سفر استانی رئیس جمهور محبوب

14-اخذ جایگاه دوم استان در آزمون سراسری دانشگاهها و مراکز آموزش عالی کشور

15کسب رتبه دوم از نظر دارا بودن شاخص های امنیتی در سطح کشور

16- برنامه ریزی راهبردی برای کاهش نرخ بیسوادی در سطح استان و کاهش بیسوادی به میزان 5 درصد و محو بیسوادی در شهرستان های سرایان و فردوس طی یک برنامه 1سالانه

17-کاهش شاخص های بیکار در استان به میزان 4/5درصد

18-احداث 12 باب مدرسه شبانه روزی –احداث 5 خوابگاه -10 باب معلم سرا-4 باب هنرستان و باز سازی مدارس و توصعه سرویس بهداشتی و بهره برداری از 248 پروژه آموزشی،تامین و مرمت 1343 باب فضای آموزشی و پرورشی در مناطق روستایی ،احداث 14باب سالن ورزشی ،شروع عملیاتی 17 مدرسه جدید ،اجرایی عملیاتی احداث پروژه دانشگاه علمی و کاربردی نهبندان ، اجرای عملیات احداث پروژه دانشگاه علمی و کاربردی نهبندان ،اجرای عملیات 6 باب هنرستان کارو دانش،تجهیز کارگاه IT  مدارس و هنرستانه و ... مجموعا با اعتبار 52 میلیارد و 488 میلیون تومان

20-افزایش 15 واحد اورژانس و خرید 40 دستگاه امبولانس

21-فراهم  مقدمات ایجاد 5 شرکت سهامی زراعی در استان به ارزش 3 میلیارد و 100 میلیون تومان

22-احداث پست توزیع ،شبکه فشار متوسط و ضعیف ،برق رسانی به منازل ،چاه  ها کشاورزی جمعا به ارزش 54 میلیارد و 700 میلیون تومان

23-ایجاد شبکه گاز رسانی به شهرهای بیرجند ،قاین ،و فردوس و بشرویه و اسلامیه به طول بیش از 800 کیلومتر اعم از شبکه تغزیه و توضیع و انتقال به ارزش 100 میلیارد تومان

24-شروع عملیات احداث تاسیسات ذخیره  سازی فراورده های نفتی به ظرفیت 100 میلیون لیتر

25-احداث و بهسازی راه ها استان با اعتباری بالغ بر 67 میلیارد و 520 میلیون تومانچ

26-شروع عملیات احداث استادیوم 15000 نفری و ساخت 54 سالن ورزشی در سطح استان

27-اختصاص مبلغ یک میلیارد توما جهت مساعدت در پرداخت سود تسهیلات اعطایی به خسارت دیدگان خشکسالی

28-پرداخت مبلغ 5 میلیارد تومان در قالب تسهیلات قرض الحسنه به افراد نیازمند

29-اعطای مبلغ5/3 میلیارد تومان تسهیلات خود اشتغالی صندوق مهر امام رضا به تعداد2337 نفر

30-توزیع سهام عدالت به 92000 نفر به ارزش 46 میلیارد نومان

31-اختصاص مبلغ 5میلیارد و 585 میلیون تومان جهت ایجاد و راه اندازی کارگاههای زود بازده  برای اشتغال 1936 نفر

32-توزیع  425 هزار سبد کالای غذای رایگان به ارزش 2 میلیارد و 53 میلیون تومان

33-واگذاری رایگان 6673 انشعاب تک فاز 15 آمپر به ارزش 500 میلیون تومان

34-پرداخت مبلغ 1 میلیارد و 351 میلیون تومان به 10697 نفر در قالب وام کارگشایی

35-تاسیس دانشگاه جامع علمی کاربردی استان

36-تاسیس مرکز رشد علم و فناوری استان

37-رشد 200 درصدی آموزش فنی و حرفه ای با هزینه معادل 6 میلیارد و 824 میلیون تومان

38-بهسازی و نوسازی فضای فرهنگی و هنری کتابخانه ها و مجتمع های فرهنگی هنری به مبلغ 193 میلیون تومان

39-افتتاح 43 کانون فرهنگی و هنری مساجد در سطح استان و تجهیز امکانات رایانه ای سمعی و بصری و افزایش زیر بنای فرهنگی از 3500 متر به 9000 متر مربع

40-احداث 17 باب خانه علم در سطح استان با اعتباری به مبلغ 44 میلیون تومان

41-صدور مجوز احداث 277 واحد صنعتی ،60 واحد خدماتی ،62 واحد بهره برداری ، توصعه صنعتی 42 واحد اکتشاف معدن و مکان یابی 8 واحد صنعتی

42-شروع عملیات احداث بیش از 4000 واحد حمایتی و تعاونی مسکن در شهرهای مختلف استان

43-توسعه فرودگاه و افزایش تعداد پروازها ، آغلز عملیات اجرایی روشنایی فرودگاه با هزینه ای به مبلغ 10 میلیارد تومان

 استقبال به یاد ماندنی مردم خراسان جنوبی از رئیس جمهور محبوبشان

44-آغاز عملیات اجرایی کارخانه آهن اسفنجی در استان

45-تصویب 7713 طرح به ارزش 2/1950 میلیارد ریال با اشتغال زایی برای استفاده از تسهیلات بنگاههای کوچک اقتصادی زود بازده و پرداخت 1470 میلیارد ریال به 5621 طرح مصوب و ایجاد 9776 نفر اشتغال که در کنار سایر اقدامات انجام یافته موجب کاهش نرخ بیکاری از 17% در سال 84 به 5/12 درصد در پایان سال 85 شده است

46-پرداخت 50 میلیارد ریال وام قرض الحسنه ضروری به 12232 نفر افراد نیازمند ،دانشجویان، بیماران، و مزدوجین از محل تسهیلات سفر ریاست محترم جمهوری موضوع بند 7 صورت جلیه هیئت دولت

47-احداث پست دوم 132 کیلو ولت بیرجند و انجام مراحل مقدماتی پست 400 کیلو ولت بیرجندکه در مرحله تملک زمین می باشد

48-آبرسانی به بیش از 57 روستا ،فعال نمودن 42 روستای راکد ، افزایش سطح بهره وری 23 روستا و احداث مجتمع آبرسانی روستایی در 130 روستای استان

49-اجرای بیش از 112 پروژه بیابانزدایی  در طی سالهای 84 و 85 در سطح استان با اعتیاری بالغ بر 783 میلیون تومان

50-اختصاص 145 میلیارد تومان به آموزش و پرورش دز سر فصل های مشخص و پرداخت مطالبات فرهنگیان

51- بهره مندی بیش از 80% جمعیت روستایی از بیمه خدمات درمانی

52-رشد 200 درصدی پرداخت تسهیلات مسکن به بیمه شدگان و کارکنان در مقایسه با قبل ار انتزاع از خراسان بزرگ

(از دوستان وبلاگ نویسی که لینک این مطلب را هم در وبلاگهای خود بگذارند همینجا کمال تشکر را دارم.باشد که روزی با اطلاع رسانی درست به مردم درباره اقدامات انجام شده در دولت کریمه کمکی هرچند کوچک کرده باشیم)

 

آقای کروبی!دروغ گفتن بس است

آقای کروبی!دروغ گفتن بس است

حمله‌ها‌ی مكرر چند ماه اخیر مهدی كروبی به سازمان مجاهدین و جبهه ی مشاركت و متهم كردن آنها به تندروی و عدم پایبندی به پایه‌ها‌ و اصول نظام برخی را بر این گمان داشت كه شیخ اصلاحات درصدد است راه خود را از این گروهها جدا كرده و اصلاح طلبی با بازتعریف اعتماد ملی را بار دیگر در معرض قضاوت عموم قرار دهد.
 از سوی دیگر برخی این گمانه را نیز متحمل می‌دانستند كه كروبی به دلیل عدم برخورداری این گروه‌ها‌ از وجاهت مردمی كه نتیجه ی عملكرد ناشیانه و غیر مدبرانه ی آنها و افراد منتسب به آنها در طی 8 سال تصدی بر مناسب دولتی بوده، به فراست افتاده با ترفندی جدید و به واسطه ی ایجاد یك فرصت مناسب، با روانه كردن این قبیل انتقادها، خود و حزب متبوعش را بری از تفكرات و باورهای این گروه‌ها‌ معرفی كرده و از خود چهره ی یك فرد میانه رو اصلاح طلب و پایبند به آرمانهای امام (ره) را به نمایش بگذارد تا از این رهگذر به آنچه كه قبلاً مشاركت و مجاهدین اجازه ی نیل به آن را به وی نمی‏دادند، برسد.
 تمییز دانستن اعتماد ملی، مشاركت، مجاهدین و دیگر احزاب و گروه‌ها‌ی دوم خردادی موضوعی نیست كه بتوان حداقل به این زودی‌ها‌ قائل بدان بود چرا كه شاكله و الگوریتم فكری تمامی این گروه‌ها‌ نشأت گرفته و برآمده از یك نوع تفكر و باور واحد و مشترك است و درك این مهم با اندكی درنگ در مرامنامه و مانیفست و نیز مطالب انعكاس یافته در رسانه‌ها‌ی این گروه‌ها‌ در خصوص موضوعات گوناگون چندان ثقیل نخواهد بود.
واقعیت آن است كه دلخوری و گلایه كروبی از افرادی نظیر سعید حجاریان، عباس عبدی، محمدرضا خاتمی، بهزاد نبوی و... كه در دوران ریاست جمهوری خاتمی اجازه ی كوچكترین نقش آفرینی را به وی در تحولات دولتی و درون جریانی ندادند، سبب گردید شیخ اصلاحات اكنون در شرایطی كه این افراد حامی اصلی خود یعنی سید محمد خاتمی را در موضع ضعف می‌بینند، سرناسازگاری را برای كسب سهمیه ی بیشتر در انتخابات آتی علم كند.

آقای کروبی ! دروغ گفتن بس است
كروبی این واقعیت را كه چهره‌ها‌ی شاخص مجاهدین و مشاركت بواسطه ی عملكرد نفاق گونه شان، نمی‏توانند از صافی شورای نگهبان عبور كنند، به خوبی درك كرده و با جمع آوری افرادی گمنام به دور خود سعی دارد از این موضوع امتیاز زیادی را از دوستان دیروز و نارفیقان امروزش بگیرد.
هر چند این موضوع ابتدا از سوی وی و سران اعمتماد ملی تأیید نمی‏شد اما اظهارنظر اخیر محمدرضا خباز، عضو شورای مركزی اعتماد ملی و رئیس دفتر مركزی این حزب در گفتگو با خبرنگار سپهر مبنی بر اینكه «اعتماد ملی 15 نفر از لیست تهران را می‌خواهد» گواه این واقعیت است.
موضوعی كه تا حدود زیادی پرده از این واقعیت یعنی همپیالگی تمامی این افراد و گروه‌ها‌ برداشت، جانبداری اعتماد ملی از صحبت‌ها‌ی اخیر آیت الله  صانعی در دیدار با اعضای سازمان مجاهدین است.
درحالیكه مدیرمسئول روزنامه ی كیهان در یادداشت‌ها‌ی خود در این خصوص با ارائه ی مستندات غیر قابل انكارثابت كرد كه متن صحبت‌ها‌ی آیت الله صانعی در مورد صحبت‌ها‌ی امام (ره) كاملاً تحریف شده و اعتقاد امام راحل را به نظریه ی انحرافی جدایی دین از سیاست القاء می‌كند، اما مدیر مسئول روزنامه ی اعتماد ملی با خبیث خواندن شریعتمداری، بدون ذكر حتی یك مورد قابل استناد، از صحبت‌ها‌ی آیت الله صانعی به طور جدی حمایت كرد.
در اینكه متن داده شده به آیت الله صانعی برای سخنرانی در دیدار با سازمانی كه بارها اعتقاد و باور خود را مبنی بر عدم اعتقاد به جایگاه ولایت فقیه و نیز عدم دخالت دین در امور سیاسی نشان داد، موضوعی كاملاً مشكوك و از قبل طراحی شده می‌باشد، شكی نیست ولی حمایت حزب اعتماد ملی از این صحبت‌ها‌ و تبدیل شدن روزنامه ی این حزب به تریبون سازمان مجاهدین برای دفاع از صحبت‌ها‌ی آیت الله صانعی كاملاً در پارادوكسی آشكار با آنچه كه سران این حزب مدعی آن بودند یعنی اعتقاد به چارچوب نظام جمهوری اسلامی و عدم قرابت با سازمان مجاهدین و جبهه ی مشاركت، می‌باشد كه این خود نشان از واقعیت نداشتن این ادعاها دارد.
مطمئناً هیچ عقل سلیم و ذهن هوشیاری این موضوع را نخواهد پذیرفت كه روزنامه ی شیخ اصلاحات در مقام دفاع از اندیشه‌ها‌ی سازمانی درآید كه وی درگیری‌ها‌ی مكرر و خاتمه ناپذیر با لیدر اصلی این سازمان یعنی بهزاد نبوی را به خاطر تفاوت در اعتقادات و باورهای دینی و سیاسی اعلام كرده است.
بدون شك دفاع اعتماد ملی از صحبت‌ها‌ی آیت الله صانعی پذیرفتن بدون كم و كاست این صحبت‌ها‌ از سوی سران این حزب و نیز نزدیكی بیش اندازه ی مواضع و اعتقادات آنها با یكدیگر است.
در حالیكه ارگان رسانه ای حزب اعتماد ملی وظیفه ی بیان و انعكاس نظرات سازمان مجاهدین را بردوش گرفته، آیا به راستی می‌توان قائل به تفاوت و اختلافات ریشه ای میان آنها بود؟
با در نظر گرفتن تمامی این جوانب حال دیگر درك این موضوع چندان دشوار نخواهد بود كه اختلافات كروبی با مجاهدین و مشاركت و حمله‌ها‌ی پیاپی آنها به یكدیگر ریشه در كجا دارد.
بدون تردید اگر محمد رضا خاتمی، بهزاد نبوی و دیگر نزدیكانشان اندكی نرمش به خرج دهند و حاضر به پذیرفتن برخی از شروط اعتماد ملی و دادن سهم بیشتر به كروبی شوند، شاهد فروكش كردن انتقادها و حملات آتشین كروبی به آنها خواهیم بود و در پیامد آن دیدن تصاویری از كروبی، نبوی، محمدرضا خاتمی، حجاریان، عبدی، ابراهیم نبوی و... در كنار هم چندان عجیب نمی‏نماید.

لینک مطلب

موج خون در دل لعل

موج خون در دل لعل 

 

1- حكايت كرده اند كه در گرماگرم يكي از جنگ ها، سربازي با سر و روي خاك آلود و در حالي كه يك قبضه از تيربارهاي دشمن را در دست داشت خود را به فرمانده لشگر رساند و به او خبر داد كه اين «تيربار» را در جريان يك جنگ سخت و تن به تن از دشمن به غنيمت گرفته است. فرمانده لشگر كه از شجاعت و جسارت سرباز در پوست نمي گنجيد به نشانه قدرداني از اين سرباز فداكار او را سه روز به مرخصي فرستاد. يك ماه بعد، همان سرباز فداكار! با يك قبضه تيربار ديگر به فرمانده مراجعه كرد و چند روزي مرخصي تشويقي گرفت و اين ماجرا چند بار تكرار شد. سرانجام، فرمانده لشگر از سرباز شجاع خواست تاكتيك مورد استفاده خود را براي ساير نظاميان بازگو كند تا آنها نيز با استفاده از اين تاكتيك ويژه! دمار از روزگار دشمن برآورند و سرباز شجاع! در توضيح تاكتيك خود گفت «جناب فرمانده! در اردوگاه دشمن يك نظامي كودن! وجود دارد كه هر از چندگاه يك تيربار به من مي دهد» فرمانده با تعجب پرسيد؛ «در مقابل اين تيربار، از تو چه مي خواهد؟» و سرباز جواب داد «هيچي قربان! چيز قابل داري! نمي خواهد، فقط هر دفعه يكي از تانك هاي لشگر خودمان و چند ورق كاغذ را كه گمان مي كنم، نقشه عمليات جنگي خودمان است به او مي دهم»!... در ادامه اين حكايت آمده است آن سرباز شجاع! و زرنگ! كه ديگر در آن لشگر نيست، هنوز هم از تاكتيك كذايي خود با افتخار! ياد مي كند و معتقد است اگر چند سال - مثلاً 4 سال- ديگر بر سر كار بود، با تاكتيك هنرمندانه! خود دمار از روزگار دشمن برآورده و بساط جنگ را برچيده بود!... و البته، عده اي نيز به افتخار او كف مي زنند و سوت مي كشند و...

2- روز جمعه- 4 آبان ماه- حزب مشاركت دهمين كنگره خود را همزمان با دهمين سالگرد تاسيس اين حزب و با حضور آقاي سيدمحمد خاتمي و تني چند از اعضاي مركزيت احزاب و گروه هاي مدعي اصلاحات از جمله اعضاي نهضت آزادي، سازمان مجاهدين انقلاب، حزب كارگزاران و... برگزار كرد.

حسین شریعتمداری

در اين مراسم، دبيركل حزب مشاركت طي سخناني به تشريح مواضع حزب متبوع خود پرداخت كه هرچند نكته تازه اي در آن نبود، اما سخنان ايشان و برخي ديگر از سخنرانان عليه سياست خارجي دولت نهم به تحليل هاي هميشگي پستونشينان چشم بسته شبيه بود و آنجا كه از سياست خارجي دولت آقاي خاتمي تجليل و تقدير مي كرد، ماجراي آن سرباز كذايي را به خاطر مي آورد كه خنده دار بودن تحليل ايشان، راه را بر ابراز تاسف مي بست.

دبيركل حزب مشاركت كه براي اعتراض به سياست خارجي دولت نهم هيچ دليل و سندي در چنته نداشت به اين جمله بسنده كرد كه «چه كسي مي تواند مدعي توفيق سياست خارجي دولت نهم باشد»؟! دبيركل حزب مشاركت با چشم بستن عمدي بر نمايش اقتدار ايران اسلامي در عرصه بين المللي كه جهان اسلام و ملت هاي محروم از سر شوق و دشمنان از سر ناچاري به آن اعتراف دارند، اين سؤال را بي پاسخ گذاشت كه «چه كسي مي تواند توفيق و درخشش سياست خارجي دولت نهم را انكار كند»؟ كاش مشاركتي ها و ساير احزاب و گروه هاي مدعي اصلاحات كه در مراسم آن روز حضور داشتند به جاي تاخت وتاز در ميدان بي رقيب و سخنراني هاي تكراري و يك طرفه، براي اثبات نظر خود در نفي سياست خارجي دولت نهم و تقدير از ديپلماسي خارجي دولت اصلاحات، دليل و سند و شاهد و قرينه اي ارائه مي دادند و به روش «خود گويم و خود خندم، خود مرد هنرمندم!» بسنده نمي كردند. مثلا با ذكر چند نمونه، توضيح مي دادند كه دولت اصلاحات غير از وادادگي و انفعال در برابر زورگويي ها و اقدامات خصمانه آمريكا و متحدانش چه هنر ديگري از خود نشان داده است؟!... انتظار زيادي است؟ نيست! پس چرا لب فروبسته و نمي فرمائيد كه هنرتان چه بوده و چيست؟!

3- آيا شما نبوديد كه در اوج فشار آمريكا و متحدانش براي وادار كردن ايران به پذيرش پروتكل الحاقي، طرح سه فوريتي - دوباره بخوانيد، طرح سه فوريتي!- تهيه كرده بوديد تا ايران اسلامي را ملزم به پذيرش بي قيد و شرط پروتكل الحاقي كند؟ آيا شما نبوديد كه در همان روزها از تريبون مجلس ششم با آمريكا و اسرائيل همزبان شده و در مقابل حيرت توأم با خشم مردم اعلام كرديد كه ايران در فعاليت هسته اي 19ساله خود به غرب و آژانس دروغ گفته است؟!

از طرح گفت وگوي تمدن هاي آقاي خاتمي با افتخار ياد مي كنيد و اولاً؛ توضيح نمي دهيد كه تهيه كننده اصلي اين طرح آقاي داريوش شايگان- عضو دفتر فرح پهلوي- بوده است و طرح مزبور را در دوران طاغوت و از سوي بنياد فرح پهلوي ارائه كرده بود... يادتان كه هست؟! بعيد است فراموش كرده باشيد! و ثانياً اين طرح چه خاصيتي داشت؟ البته مجمع عمومي سازمان ملل در سال 2001 به اتفاق آراء اين طرح را تصويب كرد و معلوم بود كه تصويب مي كند، زيرا هيچ كشوري حاضر نيست در ظاهر و به طور علني جنگ تمدن ها را بر گفت وگوي تمدن ها ترجيح بدهد، اما نتيجه چه بود؟ در همان سال 2001، جرج بوش ايران را يكي از سه كشور «محور شرارت»! ناميد و آقاي خاتمي در اولين مصاحبه خود با CNNاز «شهيد آبراهام لينكلن»!! تجليل كرد. در همان سال بوش به افغانستان حمله كرد و مدعيان اصلاحات از ضرورت همكاري با طالبان سخن گفتند - همان طالبان كه آنهمه عليه آن داد سخن مي داديد- و... راستي مگر شما نبوديد كه در مطبوعات وابسته به خود با افتخار مي نوشتيد «مبارزه با اسرائيل مبناي فقهي ندارد»! و تاكيد مي كرديد كه ايران بايد از سازش ساف با اسرائيل سرمشق بگيرد! و از اسرائيل به عنوان يك كشور دموكراتيك كه حقوق همه مسلمانان در آن رعايت مي شود ياد مي كرديد! و... آيا شما نبوديد كه شهادت طلبي رزمندگان اسلام- يعني آنان كه نفس كشيدن خود را مديون آنها هستيد- را خشونت گرايي مي ناميديد؟ و مي نوشتيد «جامعه ولايي، انحصارگر و مستبد است و ارزشي براي توده ها ندارد»! و «ولايت فقيه يعني حكومت توتاليتر و ضد مردمي»! و «نظام اسلامي با اصلاحات و مدرنيته منافات دارد»! و «همجنس بازي نبايد ممنوع باشد»! و مي نوشتيد «هيئت هاي مذهبي منشأ خشونت اند و بسيجي ها اعضاي تشكيل دهنده اين هسته ها مي باشند»! و «حجاب و حياي زنان نماد عقب افتادگي است»! و «رزمندگان جبهه ها از عوامل اصلي خشونت در ايران هستند»! و... شرح مفصل اين ماجرا به درازا مي كشد و چيزي كه «عيان است» را «حاجت به بيان» نيست و نكته درخور توجه آن كه بسياري از اظهارات ياد شده از جانب كساني مطرح شده است كه روز جمعه در كنگره حزب مشاركت حضور فعال داشته اند.

4- با توجه به مواضع و عملكرد 8ساله مدعيان اصلاحات كه آنچه به آن اشاره شد فقط مشتي از خروارها و اندكي از بسيارهاست و تمامي آنها مستند و موجود است، بايد از آقايان پرسيد، مگر آمريكا و اسرائيل از طرفداران خود چه مي خواستند كه شما آنگونه نبوديد؟ و آيا دشمنان تابلودار مردم ايران از دولتمردان اصلاحات، نمايندگان مدعي اصلاحات و مطبوعات وابسته به اين مدعيان، غير از نفي حاكميت اسلام، نامشروع دانستن جمهوري اسلامي ايران، مقابله با باورهاي ديني، حمايت از اسرائيل، دفاع از آمريكا، ترويج فساد و فحشاء، تسليم در برابر نظام سلطه جهاني و... چيز ديگري مي خواستند؟ بنابراين آيا شرم آور نيست كه «باد» در گلو مي اندازيد و از سياست خارجي دولت اصلاحات و بينش و منش داخلي آن تجليل مي كنيد؟!

5- و اما در اين سو بايد پرسيد به كدام بخش از سياست خارجي دولت نهم اعتراض داريد؟ تاكيد بر ارزش هاي انقلاب! ايستادگي در برابر زورگويي آمريكا و متحدانش؟ دفاع از عزت و حرمت ملت ايران؟ اصرار بر حفظ دستاوردهاي علمي و فني فرزندان اين مرز و بوم؟ نمايش چهره اي مقتدر از ايران اسلامي؟ شكستن شاخ آمريكا و اسرائيل؟ جلوگيري از غارت منابع طبيعي و ثروت عمومي از طريق زد و بند با شركت هاي خارجي؟ حمايت از ملت هاي محروم و مظلوم جهان به جاي تلاش براي بازسازي مجسمه بودا ؟! تجليل از مبارزان آمريكاي لاتين به جاي تقدير از شهيد آبراهام لينكلن؟! و...

و بالاخره، دفاع شما از سياست خارجي دولت اصلاحات- كه هيچ دليلي براي آن ارائه نمي كنيد- و حمله شما به سياست خارجي دولت نهم- كه حمله به عزت و اقتدار مردم ايران است- يادآور اين بيت از خواجه شيراز است؛ آنجا كه مي سرايد؛

جاي آن است كه خون موج زند در دل لعل

زين تغابن كه خزف مي شكند بازارش

 

حسين شريعتمداري

!!آخوری به نام ناکامی احمدی نژاد

آخوری به نام ناکامی احمدی نژاد!!

 

استفاده ابزاری از قدرت یاهمان قدرت طلبی آفتی است كه از دیرباز گریبانگیر تحولات و فرایندهای سیاسی بوده و باظهورمدرنیته  در قالب و چارچوب احزاب به حیات خود ادامه می‌دهد.
اندراحوالات و توضیحات این آفت همین بس كه گاه چنان افراد و گروه‌ها‌ی ناهمگون و نامترادف را در كنارهم و علیه  یك موضع و هدف بسیج می‌كند كه تا پیش ازآن، مقصود چنین كاری نیز – كه معمولاً مانعی است بر سد راه قدرت طلبی این گروهها- بعید و ناممكن انگار می‌شد. همان چیزی كه اكنون  در فضای سیاسی كشورمان و تحولات پیچیده ی آن شاهدیم.
پس از انتخابات دوم خرداد 76 و سطره ی جریان مدعی اصلاح طلبی بر اركان و مناسب دولتی، آنچه از اظهار نظرها و صحبت‌ها‌ی طرفداران این جریان استنباط می‌شد، مخالفت با آرا عقاید و دیدگاههای كسانی بود كه پیش از آنها اداره ی دولت را برعهده  داشتند  یعنی همان افرادی كه خود را كارگزاران اسلامی نامیدند و عملكرد آنها در دوره ی ریاستشان باعث بروز ظهور دوم خرداد شده بود.
مخالفت‌ها‌ی جدی و صریح  با اندیشهای كارگزارانی و سركوب و منكوب كردن  تفكرات حكومتی آنان از سوی حامیان دوم خرداد تا جایی بالا گرفت كه مراد كارگزاران یعنی‌ها‌شمی رفسنجانی عملاً سیبل این افراد قرار گرفت بطوریكه افشاگری‌ها‌ی این افراد از جمله اكبر گنجی از عملكرد سیاسی  اقتصادی‌ها‌شمی رفسنجانی و نیز اتهام به دست داشتن وی در جریان قتل‌ها‌ی زنجیره ای، عامل اصلی مخدوش شدن چهره ی‌ها‌شمی در افكار عمومی پس از انقلاب بود.
قراردادن كارگزاران در مقابل جریان دوم خرداد عملاًچیزی بود كه در دستوركار سران جبهه ی دوم خرداد قرار گرفت چرا كه نفوذ كارگران در تمامی دستگاه‌ها‌ و مناسب دولتی و غیر دولتی چنان  بود كه سران دوم خرداد جز به این طریق نمی‏توانستند عملاً قدرت را از چنگ آنان خارج  كنند چرا كه تجربه ی ناموفق تعویض مدیران توسط عبدالله نوری این واقعیت را در مقابل چشمان دوم خردادی‌ها‌ آشكار كرده بود كه به این راحتی نمی‏توانند قدرت كارگزاران و‌ها‌شمی را ازصحنه ی تصمیم گیری‌ها‌ی سیاسی آن زمان حذف كنند، لذا همانگونه كه گفته شد، افشای برخی عملكردهای كارگزاران – البته در آن موقع بیشتر بی تدبیری و ناكارآمدیهای سیاسی كارگزاران مورد توجه سران دوم خرداد قرار گرفت- در دستور كار رسانه‌ها‌ی دوم خرداد قرار گرفت وبدین شیوه آنها تا حدودی توانستند در كوتاه كردن دست حامیان  و طرفداران‌ها‌شمی از مراكز قدرت و ثروت پیروز باشند.
آنچه اما درمجادله ومبارزه ی جریان دوم خرداد با كارگزاران از آن خبری نبود، انتقاد ازعملكردها و باورهای ایدئولوژیك و عقیدتی و اخلاقی طرفین بود و بیشترین حجم انتقادات طرفین از یكدیگر را مسائل سیاسی و اقتصادی تشكیل می‌داد.
با نزدیك شدن به پایان دوران حكومت جریان دوم خرداد حجم انتقادات طرفین از یكدیگر به نازلترین سطح رسید كه دلیل آن هم تعاملات طرفین در برخی ازجایگاه‌ها‌ و وزارت خانه‌ها‌ی پول ساز مانند وزارت نفت و وزارت صنایع بود، همان چیزی كه در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری نهم پرده از آن كنار رفت.

آخوری به نام ناکامی احمدی نژاد
پس از پیروزی خیر كننده ی دكتر احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری نهم، هنگامیكه طرفین منازعه ی دیروز به این مهم پی بردند كه دولت نهم دولت تعامل وبده بستان‌ها‌ی سیاسی نیست و هنگامیكه دریافتند انتقادات دولت نهم كه نشأت گرفته از خواست‌ها‌ و دغده‌ها‌ی مردمی است متوجه هر دو دولت گذشته است، تقسیم كار كرده وهر كدام  وظیفه ای را برای سیاه نمایی و تخریب عملكرد دولت نهم برعهده گرفتند.
 در این تقسم كار جریان دوم خرداد كه به نسبت كارگزاران از جراید قدرتمندی برخوردار بودند، وظیفه ی تخریب دولت درافكار واذهان عمومی را برعهده گرفتند كه در این راستا چاشنی بداخلاقی‌ها‌ی رسانه ای را نیز بدان افزودند و كار را تا چاپ كاریكاتور رئیس جمهور به پیش بردند. از سوی دیگر كارگزاران نیز به دلیل نفوذ در برخی سمت‌ها‌ی غیر دولتی فشارهای سیاسی را علیه دولت عهده دار شدند بطوریكه دامنه ی این  فشارها و حملات علیه دولت، سران  آنها را نیز شامل شد و در برخی موارد خود‌ها‌شمی رفسنجانی را هم به انتقاد علیه سیاست‌ها‌ی اقتصادی دولت نهم در چارچوب و قالب اصل 44 قانون اساسی واداشت و برادرش – محمد‌ها‌شمی – نیز به تبعیت از وی سیاستهای اقتصادی دولت نهم رافاقد هرگونه نكته ی  مثبتی دانست.       
اما آنچه در روزهای اخیر شاهد آن هستیم، پیوستن برخی دیگرازگروههای مخالف دولت نهم به جمع این دو طیف است، گروه‌ها‌یی كه بارها از سوی امام (ره) و دلسوزان، عدم مشروعیت آنها اعلام شده و مردم نیز با روی برگرداندن از آنهاعدم مقبولیت آنها را نشان دادند، این روزها با اظهار نظرهایشان عملاً حمایت خود را از سیاست‌ها‌ی ضد احمدی نژاد اعلام كرده و به نوعی خود را دخیل در ائتلاف علیه دكتر احمدی نژاد می‌كنند كه این خود جای بسی تأمل و توجه است.
به عنوان مثال علی رضا رجایی از فعالین ملی – مذهبی در اینباره گفت: نوعی توافق بر سرناكامی احمدی نژاد در پیشبرد  برنامه‌ها‌ی اقتصادی میان اكثر گروههای سیاسی وجود دارد و این باور منحصر به یك جناح خاص نیست.
وی افزود: برای هر جناح و طیفی در كشور، پیروزی در انتخابات  مجلس و ریاست جمهوری از برنامه‌ها‌ی اصلی محسوب می‌شود و از سوی دیگر عملكرد نامناسب و ناموفق احمدی نژاد در برآورده ساختن نیازهای اقتصادی مردم و عملی نشدن وعده‌ها‌ی وسیع وی در باره ی وعده‌ها‌ی اقتصادی، باعث افزایش نارضایتی شده است.
آنچه به نظر می‌رسد این است كه دراین شرایط تلاش برای ناكارآمدی دولت نهم، نقطه ی اشتراكی است برای تمامی كسانیكه دراین فاصله زمانی آغاز ریاست جمهوری دكتر احمدی نژاد تا كنون به هر شكل ممكن منافع، مطامع و مقاصد آنها به مخاطره افتاده است  و مهمتر اینكه فقط كسانی می توانند سر دراین آخور ببرند كه هدف اصلی شان شكست دولت دكتر احمدی نژاد در تحقق خواسته‌ها‌ و نیاز جامعه باشد، آخوری كه ائتلاف نامیومنی به نام  تلاش برای اتحاد ناكارآمدی دولت  نهم را بوجود آورده است.

 

پی نوشت:طبق آخرین اخبار سفر پر خیر و برکت جناب دکتر احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران به استان خراسان جنوبی در هفته آینده انجام خواهد شد و به این ترتیب آغاز دور دوم  سفرهای استانی با این سفر شروع خواهد شد. بی شک سفر دکتر احمدی نژاد به استان ما مایه خیر وبرکت بود تصویب ۱۰۰ مصوبه و اجرایی و عملیاتی شدن تقریبا تمام این مصوبات نوید بخش آینده ای روشن برای محروم ترین استان کشور است .امید است با عنایت ویژه ای که شخص رئیس جمهور محترم به استان ما دارند شاهد توسعه همه جانبه استان خود باشیم. انشا الله در پست های آینده بیشتر در این زمینه خواهم گفت 

!باز هم اشتباه کردند؟

باز هم اشتباه کردند؟!

اعلام خبر استعفاي لاريجاني از دبيري شوراي عالي امنيت ملي از سوي سخنگوي دولت، مخالفان دولت را كه مدتها منتظر چنين فرصتي بودند تا بي رحمانه دولت را زير ضربات انتقادي خود قرار دهند، شتابزده وارد صحنه كرد. مخالفان دولت نسبت به عوامل خارجي كه در رسانه هاي جهاني به اين مسئله توجه كردند، بي محاباتر به موضوع پرداختند. انگيزه انتقام گيري آنها از دولت كه با اشتياق زياد هم همراه بود، آنها را به سمت وسوي مسايلي كشاند كه حاصل آن نياز دشمن را تامين مي كرد و برمسايل بنيادي مربوط به اين استعفا پرده نفي و انكار مي كشيد.

افرادي مانند: ابراهيم يزدي، محسن آرمين، هرميداس باوند، محمدعلي ابطحي و ... با موضوعاتي همچون تشديد روند ميان ايران و آمريكا، آشنا شدن با حقايق و واقعيت هاي جامعه بين الملل، اعتراض به خط مشي دولت احمدي نژاد، درست بودن مسير تيم هسته اي گذشته، فقدان تجربه لازم، اختلاف ميان لاريجاني و احمدي نژاد، بهانه دادن به دشمن براي قرباني كردن ملت ايران در ارتباط با استعفاي دكتر لاريجاني گفتند و نوشتند.جالب است همین جماعت که تا دیروز بی آنکه ذره ای میان لاریجانی و احمدی نژاد تفکیک کنند چنان تحلیل می کردند که گویی لاریجانی مقصر اول و آخر فاجعه ای است که دیپلماسی هسته ای دولت نهم به بار آورده، اکنون طوری حرف می زنند که انگار لاریجانی دیپلمات مطلوب آنها بوده و حالا با رفتنش غصه دار و ماتم زده اند! آن هم در حالی که خوب می دانند تصمیم گیری استراتژیک درباره دیپلماسی هسته ای همواره فراتر از افراد خاص حاضر در تیم مذاکره کننده بوده و آمد و رفت افراد تا آنجا که به خطوط کلی مربوط می شود هیچ چیز را تغییر نمی دهد

 

استعفاي دكترلاريجاني را بايد درچارچوب ساختار و مصالح نظام ديد تا در ورطه اي كه ديگران افتادند فرو نيفتيم.

نیک می دانیم  دكتر لاريجاني با رويكردي كه دولت نهم درخصوص پرونده هسته اي اتخاذ نمودحركت كرد و به موفقيتهاي قابل توجهي دست يافت. تعهد لاريجاني در اجراي تصميمات اخذ شده در شوراي عالي امنيت ملي در كنار هوشمندي و توانايي هاي شخصي لاريجاني وي را ديپلماتي موفق در چارچوب ماموريت به عهده گرفته نشان داد. همراهي لاريجاني با دولت نهم منطقا مي بايست تاجايي ادامه يابد كه به تشخيص خود قدرت هضم تصميمات و اجراي آن را در خود مي ديد و به محض رسيدن به نقطه اي كه ادامه كار را به هر دليل غيرقابل انجام تشخيص مي داد، خود را از مسير حركت ناوگان هسته اي كشور كنار مي كشيد تاديگري كه توان ادامه كار را دارد مسئوليت را به عهده بگيرد. چنين اتفاقاتي اگر آلوده به شيطنت و جوسازي نشود امري كاملا طبيعي است، در اين فرآيند، مهم تداوم سياست بنيادي است كه به عنوان رويكرد نظام تلقي مي شود و افراد به تناسب مي توانند در مسير هدف مشخص شده با ايفاي نقش، سهمي داشته باشند. در اين صورت رفت و آمد افراد در حد تفاوت چهره ها تغيير ايجاد مي كند و سياست اتخاذ شده با حفظ تثبيت خود گام به گام جلو مي رود. فرقي نمي كند اين فرد حسن روحاني يا علي لاريجاني و يا سعيد جليلي باشد. كساني كه در ارتباط با استعفاي آقاي لاريجاني هياهو به راه انداختند و به فكر تسويه حساب سياسي افتادند بايد بدانند چنين برخوردهاي هوچي گرانه نمي تواند در تغيير تشخيص صحيح مسايل هسته اي ايران نقش داشته باشد. مطالعه رفتار دشمن و رفتار گروه سابق ايران در بحث هسته اي و قرار دادن اين دو رفتار در زير ذره بين دقيق عقلانيت سياسي نظام را به برنامه موجود در موضوع هسته اي رسانده است. بنابراين تصور اينكه با راه انداختن هياهوهايي كه دشمن را خوشحال و اميدوار مي كند مي توانند تغيير و تحولي در سياست كلان هسته اي نظام ايجاد كنند سخت در اشتباهند. 

منبع:بصیرت