!کجای شرایط ویژه است؟
طي هفته هاي اخير و در آستانه ارائه گزارش البرادعي به آژانس و شوراي امنيت، برخي از مطبوعات، خبرگزاري ها و سايت هاي اينترنتي، با استناد به جنگ رواني غرب از يك طرف و اظهارنظر تعدادي از شخصيت هاي سياسي و عناصر برجسته برخي از گروه هاي سياسي، تلاش فراواني به عمل آوردند تا شرايط كشور را در مقطع كنوني ويژه جلوه دهند.
آيا شرايط كشور واقعا ويژه است؟
لب كلام و مطلب كساني كه در داخل كشور اين موضوع را دنبال مي كنند بر افزايش تهديدات آمريكا عليه جمهوري اسلامي ايران و احتمال اقدام نظامي اين كشور استوار است. بنابراين براي پاسخ به سوال مذكور بايد تهديدات آمريكا را مرور و تحليل كرد. سياست ها، راهبردها و رفتارهاي آمريكا در قبال انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي ايران طي 28 سال گذشته در يك مسير و امتداد بوده است.
اين سياست مبتني بر دشمني با اسلام، انقلاب اسلامي، ملت مسلمان ايران و نظام جمهوري اسلامي ايران است و آمريكا در چارچوب اين سياست به صورت مستمر و به طرق مختلف به دنبال ضربه و آسيب رساندن به ايران اسلامي بوده است. از سال 1358 آمريكا تحريم هاي يك جانبه اي را عليه جمهوري اسلامي اعمال، اموال و دارايي هاي ايران را بلوكه و حمايت از جريان هاي ضد انقلاب را در دستور كار قرار داد. در سال 9531 طي حادثه طبس، آمريكا دست به اقدام مستقيم نظامي عليه ايران زد و در جنگ هشت ساله به طور كامل در كنار عراق قرار داشت و در اواخر جنگ به صورت مستقيم وارد عرصه مقابله نظامي با ايران شد. بعد از حادثه يازده سپتامبر و رويكرد جديد آمريكا در چارچوب دكترين اقدام پيشدستانه، تهديدات آمريكا عليه جمهوري اسلامي افزايش يافت. پس از حمله به افغانستان و در آستانه اشغال عراق و با توجه قرار دادن نام ايران در محور شرارت از سوي بوش، عده اي اينگونه پنداشتند كه پس از عراق، كشور ايران نيز از سوي آمريكا و متحدينش اشغال خواهد شد.
با چنين تحليلي بود كه در سال 1381 حدود نيمي از نمايندگان دوم خردادي مجلس موسوم به اصلاحات، با مديريت جبهه مشاركت، سازمان مجاهدين و... طي نامه اي سرگشاده به رهبر معظم انقلاب اسلامي، زنگ هاي هشدار و خطر را به صدا درآورده و به عنوان دلسوزان منجي كشور و ملت، از رهبري خواستند تا با نوشيدن جام زهري ديگر چون امام(ره) و با كوتاه آمدن در برابر كشور آمريكا و عدول از برخي اصول و آرمان ها، از حمله به ايران و اشغال كشور جلوگيري كنند. در آن هنگام، رهبر معظم انقلاب اسلامي، اينگونه تحليل ها را غيرواقعي و با ناديده گرفتن ضعف ها و آسيب پذيري هاي دشمن از يك سو و ناديده گرفتن قدرت ملي در مواجهه با دشمن از سوي ديگر دانسته و فرمودند: اين نوع نگرش ها ريشه در ضعف ايمان دارد. از آن زمان تاكنون پنج سال مي گذرد و آمريكا در عراق زمينگير شده و حتي براي رهايي از باتلاق عراق دست كمك به سوي ايران دراز كرده، در صحنه لبنان و فلسطين اشغالي سياست هاي آمريكا و متحدينش با شكست مواجه شده و ناتواني ناتو در اداره و تامين امنيت در افغانستان آشكار شده است.
تيم نئومحافظه كار جنگ طلب در آمريكا منزوي گشته و آمريكا تقريبا تمامي متحدين خود در حمله به عراق را از دست داده است. در واقع دكترين اقدام پيشدستانه آمريكا با به دست نيامدن سلاح هاي كشتار جمعي در عراق از يك سو و گرفتار آمدن اين كشور در عراق از سوي ديگر، به شدت زير سوال رفته و با شكست مواجه شده است.
در خلال اين مدت موضوع هسته اي ايران نيز فراز و فرودهاي خاصي را داشت. با فشار آمريكايي ها پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت رفت ولي به دليل مقاومت و ايستادگي ملت ايران در برابر فشارها، عمليات رواني و قطعنامه هاي صادره در شوراي امنيت، اهداف مورد نظر از كشاندن موضوع هسته اي ايران به شوراي امنيت حاصل نشد. ترديدي نيست كه كشورهاي 1+5 با يك هدف مشترك مسئله هسته اي ايران را به شوراي امنيت بردند و آن هدف، واداشتن ايران به عقب نشيني هسته اي از طريق مرعوب سازي با ابزار شوراي امنيت بود. در شوراي امنيت قطعنامه ها با اجماع تصويب شد، لكن اكنون گروه 1+5 براي تصويب قطعنامه سوم از درون با ديدگاه هاي متفاوت روبه رو شده است. چين و روسيه با صدور قطعنامه هاي شديدتر مخالف هستند. دليل اين مخالفت را بايد در اظهارنظرهاي پوتين قبل از سفر به تهران جست وجو كرد. وي با صراحت اعلام كرد، تهديد فايده اي ندارد، رهبري و ملت ايران از تهديد نمي ترسند و بهترين راه مذاكره براي حل مسايل است.
تحليل اين سخنان به خوبي منويات روس ها از همراهي با آمريكا در بردن پرونده هسته اي از آژانس به شوراي امنيت را بيان مي دارد. با قرار گرفتن موضوع هسته اي ايران در شوراي امنيت در مسير منتهي به بن بست، دور جديد همكاري ها و مذاكرات ايران و آژانس آغاز و در نهايت گزارش البرادعي روز پنج شنبه (24/8/1386) منتشر گشت.
گزارشي كه صلح آميز بودن فعاليت هاي هسته اي ايران را به اثبات رساند و دست آمريكايي ها را براي بهانه جويي عليه ايران تهي ساخت. در چنين شرايطي كه چين و روسيه بر گسترش سطح همكاري ها با ايران تاكيد مي ورزند و آمريكايي ها در اعمال فشار عليه ايران منزوي تر از قبل شده اند، طرح شرايط ويژه براي كشور چه مستندي را دارد. آيا مستند اين تحليل، مواضع برخي از دولتمردان جنگ طلب آمريكا و متعاقب آن تشديد جنگ رواني رسانه هاي غربي عليه ايران است؟ اين نوع اظهارنظرها و تبليغات رسانه اي غرب در گذشته هم بود. در سال 1384 و به دنبال قرار گرفتن موضوع هسته اي كشورمان در دستور كار شوراي امنيت، با اظهارنظر برخي از اعضاي تيم جنگ طلب بوش، رسانه هاي غربي آنچنان به اجراي سناريوي جنگ رواني عليه ملت ايران پرداختند كه حتي از آغاز شمارش معكوس براي حمله به ايران سخن به ميان آورده و برخي از اين رسانه ها، حتي از ششم و هفتم فروردين سال 1385 به عنوان زمان آغاز حمله نظامي آمريكا به ايران ياد كردند!
با اين حال، سوال اين است كه چرا در شرايط كنوني عده اي به دنبال اين هستند كه شرايط را ويژه و كشور را در آستانه خطر و بحران ناشي از اقدام نظامي آمريكا جلوه دهند؟ دقت در نوع و چگونگي مواجه اين افراد با اين شرايط ويژه خودساخته، نشان مي دهد كه آنان چه مقصد و منظوري دارند.
بر فرض كه شرايط كشور ويژه باشد و تهديد آمريكا افزايش يافته باشد. در اين صورت افراد دلسوز و معتقد به منافع ملي و آرمان هاي انقلاب اسلامي، بايد پشت سر رهبري، سخن از مقاومت و ايستادگي ملت بر زبان جاري نموده و به دشمن هشدار دهند كه هرگونه خطا و اشتباهي از ناحيه وي، با عكس العمل قاطع، جدي و كوبنده ملت ايران مواجه خواهد شد و او را از كرده خود پشيمان مي سازد.
اما عجيب اين است كه اين جريان سياسي، با پرداختن به تهديدات آمريكا و طرح شرايط ويژه كشور، به مسئولين نظام و دولتمردان هشدار مي دهد و بر اين نكته تاكيد مي كند كه نبايد كاري كنيم كه ملت به زحمت افتد و كشور دچار مشكل گردد! گويا اين مسئولين كنوني در نظام هستند كه با سياست هايشان كشور را به سمت بحران مي برند و بايد در اين سياست ها تجديدنظر گردد. چرايي اين نوع تحليل كردن از اوضاع كشور از سوي يك جريان سياسي موقعي قابل فهم مي شود كه ارتباط اين نوع تحليل ها با انتخابات مجلس هشتم را مدنظر قرار دهيم. انتخاباتي كه يك جريان سياسي با اين نوع تحليل ها مي خواهد با مرعوب ساختن ملت، خود را ناجي كشور معرفي كرده، تا شايد از اين رهگذر آرايي به دست آورد.
(از یدالله جوانی)














