آقای کروبی!دروغ گفتن بس است
آقای کروبی!دروغ گفتن بس است
حملههای مكرر چند ماه اخیر مهدی كروبی به سازمان مجاهدین و جبهه ی مشاركت و متهم كردن آنها به تندروی و عدم پایبندی به پایهها و اصول نظام برخی را بر این گمان داشت كه شیخ اصلاحات درصدد است راه خود را از این گروهها جدا كرده و اصلاح طلبی با بازتعریف اعتماد ملی را بار دیگر در معرض قضاوت عموم قرار دهد.
از سوی دیگر برخی این گمانه را نیز متحمل میدانستند كه كروبی به دلیل عدم برخورداری این گروهها از وجاهت مردمی كه نتیجه ی عملكرد ناشیانه و غیر مدبرانه ی آنها و افراد منتسب به آنها در طی 8 سال تصدی بر مناسب دولتی بوده، به فراست افتاده با ترفندی جدید و به واسطه ی ایجاد یك فرصت مناسب، با روانه كردن این قبیل انتقادها، خود و حزب متبوعش را بری از تفكرات و باورهای این گروهها معرفی كرده و از خود چهره ی یك فرد میانه رو اصلاح طلب و پایبند به آرمانهای امام (ره) را به نمایش بگذارد تا از این رهگذر به آنچه كه قبلاً مشاركت و مجاهدین اجازه ی نیل به آن را به وی نمیدادند، برسد.
تمییز دانستن اعتماد ملی، مشاركت، مجاهدین و دیگر احزاب و گروههای دوم خردادی موضوعی نیست كه بتوان حداقل به این زودیها قائل بدان بود چرا كه شاكله و الگوریتم فكری تمامی این گروهها نشأت گرفته و برآمده از یك نوع تفكر و باور واحد و مشترك است و درك این مهم با اندكی درنگ در مرامنامه و مانیفست و نیز مطالب انعكاس یافته در رسانههای این گروهها در خصوص موضوعات گوناگون چندان ثقیل نخواهد بود.
واقعیت آن است كه دلخوری و گلایه كروبی از افرادی نظیر سعید حجاریان، عباس عبدی، محمدرضا خاتمی، بهزاد نبوی و... كه در دوران ریاست جمهوری خاتمی اجازه ی كوچكترین نقش آفرینی را به وی در تحولات دولتی و درون جریانی ندادند، سبب گردید شیخ اصلاحات اكنون در شرایطی كه این افراد حامی اصلی خود یعنی سید محمد خاتمی را در موضع ضعف میبینند، سرناسازگاری را برای كسب سهمیه ی بیشتر در انتخابات آتی علم كند.

كروبی این واقعیت را كه چهرههای شاخص مجاهدین و مشاركت بواسطه ی عملكرد نفاق گونه شان، نمیتوانند از صافی شورای نگهبان عبور كنند، به خوبی درك كرده و با جمع آوری افرادی گمنام به دور خود سعی دارد از این موضوع امتیاز زیادی را از دوستان دیروز و نارفیقان امروزش بگیرد.
هر چند این موضوع ابتدا از سوی وی و سران اعمتماد ملی تأیید نمیشد اما اظهارنظر اخیر محمدرضا خباز، عضو شورای مركزی اعتماد ملی و رئیس دفتر مركزی این حزب در گفتگو با خبرنگار سپهر مبنی بر اینكه «اعتماد ملی 15 نفر از لیست تهران را میخواهد» گواه این واقعیت است.
موضوعی كه تا حدود زیادی پرده از این واقعیت یعنی همپیالگی تمامی این افراد و گروهها برداشت، جانبداری اعتماد ملی از صحبتهای اخیر آیت الله صانعی در دیدار با اعضای سازمان مجاهدین است.
درحالیكه مدیرمسئول روزنامه ی كیهان در یادداشتهای خود در این خصوص با ارائه ی مستندات غیر قابل انكارثابت كرد كه متن صحبتهای آیت الله صانعی در مورد صحبتهای امام (ره) كاملاً تحریف شده و اعتقاد امام راحل را به نظریه ی انحرافی جدایی دین از سیاست القاء میكند، اما مدیر مسئول روزنامه ی اعتماد ملی با خبیث خواندن شریعتمداری، بدون ذكر حتی یك مورد قابل استناد، از صحبتهای آیت الله صانعی به طور جدی حمایت كرد.
در اینكه متن داده شده به آیت الله صانعی برای سخنرانی در دیدار با سازمانی كه بارها اعتقاد و باور خود را مبنی بر عدم اعتقاد به جایگاه ولایت فقیه و نیز عدم دخالت دین در امور سیاسی نشان داد، موضوعی كاملاً مشكوك و از قبل طراحی شده میباشد، شكی نیست ولی حمایت حزب اعتماد ملی از این صحبتها و تبدیل شدن روزنامه ی این حزب به تریبون سازمان مجاهدین برای دفاع از صحبتهای آیت الله صانعی كاملاً در پارادوكسی آشكار با آنچه كه سران این حزب مدعی آن بودند یعنی اعتقاد به چارچوب نظام جمهوری اسلامی و عدم قرابت با سازمان مجاهدین و جبهه ی مشاركت، میباشد كه این خود نشان از واقعیت نداشتن این ادعاها دارد.
مطمئناً هیچ عقل سلیم و ذهن هوشیاری این موضوع را نخواهد پذیرفت كه روزنامه ی شیخ اصلاحات در مقام دفاع از اندیشههای سازمانی درآید كه وی درگیریهای مكرر و خاتمه ناپذیر با لیدر اصلی این سازمان یعنی بهزاد نبوی را به خاطر تفاوت در اعتقادات و باورهای دینی و سیاسی اعلام كرده است.
بدون شك دفاع اعتماد ملی از صحبتهای آیت الله صانعی پذیرفتن بدون كم و كاست این صحبتها از سوی سران این حزب و نیز نزدیكی بیش اندازه ی مواضع و اعتقادات آنها با یكدیگر است.
در حالیكه ارگان رسانه ای حزب اعتماد ملی وظیفه ی بیان و انعكاس نظرات سازمان مجاهدین را بردوش گرفته، آیا به راستی میتوان قائل به تفاوت و اختلافات ریشه ای میان آنها بود؟
با در نظر گرفتن تمامی این جوانب حال دیگر درك این موضوع چندان دشوار نخواهد بود كه اختلافات كروبی با مجاهدین و مشاركت و حملههای پیاپی آنها به یكدیگر ریشه در كجا دارد.
بدون تردید اگر محمد رضا خاتمی، بهزاد نبوی و دیگر نزدیكانشان اندكی نرمش به خرج دهند و حاضر به پذیرفتن برخی از شروط اعتماد ملی و دادن سهم بیشتر به كروبی شوند، شاهد فروكش كردن انتقادها و حملات آتشین كروبی به آنها خواهیم بود و در پیامد آن دیدن تصاویری از كروبی، نبوی، محمدرضا خاتمی، حجاریان، عبدی، ابراهیم نبوی و... در كنار هم چندان عجیب نمینماید.
لینک مطلب