مقایسه تحلیلی دو دولت

سوم تير امسال دو سال از مسئوليت آقاي دكتر احمدي نژاد گذشت. عملكرد اين دولت در اين دو سال، در روز هاي اخير مورد دقت موافقان دولت، جريان هاي مخالف به ويژه جريان دوم خردادي ها، كه حالا نام اصلاح طلبان بر خود گذاشته اند تا تلخي ها و معضلات و مشكلات دوران 8 ساله دوم خرداد براي مردم تداعي نشود قرار گرفت و همه طرف ها كوشيدند تا اين عملكرد را بر اساس ديدگاه و مقاصد سياسي و جناحي و جرياني خود بررسي نمايند.

از جريان اصولگرا انتظار اين است كه نقاط مثبت و ضعف را صادقانه با مردم در ميان بگذارند. زيرا نقاط مثبت بسيار است از جريان دوم خردادي و اصلاح طلب هم انتظار اين بود كه حداقل در نوشته ها و تحليل هاي خود رعايت دوران منفي 8 ساله را داشته باشند زيرا بخش عمده مشكلات امروز مربوط به آنها و سياست هاي غلط آن هاست.

اما آنها با تشديد حمله به عملكرد دولت نهم، كوشيدند تا گذشته بشدت منفي خود را در گرد و غبار هياهوي سياسي بپوشانند و بجاي تحليلي منطقي و علمي و آماري، تحليل هاي تبليغاتي و جنگ رواني ارائه كردند.

به ناچار بايد مقايسه اي بين عملكرد دو دولت هشتم و نهم به عمل آيد تا حقيقت ها مطرح شوند.

 

سياست خارجي در دولت اصلاح طلب سياست خارجي در دولت اصول گرا
تساهل و تسامح در سياست هاي كلان از جمله در برابر غرب، از نرمش تا وادادگي تا آنجا كه غرب اميد يافت در ايران بازي گورباچف – بلتسين تكرار گردد. قاطعيت منطقي بر اساس ارزش هاي انقلاب اسلامي و انعطاف در موارد لازم تا آنجا كه اميد تكرار قضيه گورباچف بلتسين در ايران از مخيله غربي ها بيرون انداخته شد.
ديدگاه عقب نشيني در برابر تهديد غرب در موضوع دانش هسته اي، با پذيرش تعليق با چانه زني در بسته اروپايي، همراه ديدگاه ضرورت جام زهرنوشي قبل از اجبار به جام زهر! ديدگاه استقامت و طرح منطقي خواست ها و آمادگي براي مذاكرات از موضع عزت، حكمت، مصلحت، و لغو تعليق داوطلبانه و عدم اعتنا به قطع نامه هاي زورگويانه و بدور از قوانين بين المللي
حمايت حرفي از ملت هاي مظلوم فلسطين با طرح ديدگاه ما از فلسطيني ها، فلسطين تر نيستيم و ديدگاه سازش با طالبان. حمايت قاطعانه از ملت هاي مظلوم فلسطين، لبنان، افغانستان و عراق، بدون دخالت در آن كشور ها و با اعلام حمايت موثر در پيروزي هاي آنان

روند عادي موقعيت مسئولان در بين ملت ها و آزادي خواهان و افزايش توجه روشنفكر مآبان غربي و ... افزايش محبوبيت و موقعيت رئيس جمهور در بين ملت هاي مسلمان و آزاديخواهان جهان و كاهش توجه روشنفكران غربزده
سفر به امريكا و ديدار با برخي نمايندگان امريكا و كوتاه آمدن از برخي شعارها و شعائر توسط عناصر موثر در آن دولت و جريان ادامه سفرها با آهنگي ديگر و پافشاري بر رعايت ارزشها، كه نمونه بارز آن در شرم الشيخ آشكار شد.
ادامه دارد.....

پشت پرده نامه 57 اقتصاد دان به دولت!؟. (نامه اقتصادي كه سياسي شد.)

پشت پرده نامه 57 اقتصاد دان به دولت!؟. (نامه اقتصادي كه سياسي شد.)

همان طور كه در شماره قبل با شما گفتیم چندي پيش 57 اقتصاددان نامه اي به رسانه ها نوشتند ودر آن تقريباً تمام مشكلات ريز و درشت اقتصاد ايران را پاي دو سال رياست دكتر احمدي نژاد بر دولت نوشتند. كه شايد اصلاً كسي از آنها نپرسيد شما 16 سال پيش يا نه همين 8 سال پيش كجا بوديد. شايد كسي از آنها نپرسيد كه به چه استنادي اين نامه را نوشتند، در مقايسه با دولت گذشته يا اينكه وضع مطلوب را در چه مي دانند و منظور آنها از وضع مطلوب دولت چيست؟ كسي از آنها نپرسيد كه مگر برخي از شما مثلاً اقتصاددانان سكان داران اقتصادي دولت اصلاحات نبوديد. مگر شما كه زير اين نامه را امضا نموده ايد مديران اقتصادي دولت هاي گذشته نبوده ايد. مگر نمي بينيد كه بسياري از مشكلات كنوني كشور از دوره شما به جا مانده و دولت نهم به دنبال هموار كردن راه پر دست انداز به جا مانده از دولت هاي قبل است مگر نمي دانيد (يا خود را به نفهمي زده ايد) كه اين ناهنجاري هاي اقتصادي در كشور يك فرايند چند ده ساله دارد. مگر شماها كه دائماً از تيم اقتصادي دولت نهم اقتصاد مي كنيد زماني كه حتي تيم اقتصادي آقاي خاتمي به تنهايي نمي توانست بر روي يك ميز بنشيند كجا بوديد. زماني كه بين وزير اقتصاد و رئیس سازمان و مديريت وقت درگيري فيزيكي پیش آمد. آن وقت كجا بوديد؟.

از طرفي برخي شنیده ها  حكايت از ابعاد تازه تري از پشت پرده نامه 57؟ نفر را دارد.آنجا كه يك عضو هيئت علمي دانشگاه اقتصاد و حساب داري دانشگاه علامه طباطبايي گفت: متن اوليه اي كه از طرف تهيه كنندگان نامه براي همكاران ارسال شده بود، كوتاه تر و منصفانه تر بود، اما بعد از امضا پاراگراف هاي تند و بعضاً سياسي به متن اوليه افزوده شد. كه اين مسئله خاطر برخي همكاران امضا كننده را مكدر و ناراحت كرده است.

اين استاد دانشگاه اضافه  مي كند اين همكاران از تهيه كنندگان نامه اكيداً خواسته اند از طرف آنها مناضره يا كار سياسي ديگري انجام نشود. به همين دليل هم در مناظره اخير آقاي ستاري فرد و دكتر عبده تأكيد كرده اند كه از طرف 57 امضا كننده نامه نمايندگي ندارند و صرفاً نظر شخصي خود را بيان مي كنند. با يك نگاه آمار واحدهاي دانشگاهي كه در اين نامه از آنها ياد شده است. كه همگي دانشكده اقتصاد يا رشته هاي مشابه دارند. دانشكده هاي اقتصاد اين ده دانشگاه 215 هيئت علمي دارد كه از ميان اين افراد 56 نفر (دكتر حسين عبده عضو هيئت علمي نبوده) نامه را امضا كرده به اين ترتيب 26 درصد از اعضاي هيئت علمي اين ده دانشكده حاضر به امضاي اين نامه شده اند از طرف هيچ يك از اعضاي هيئت علمي دانشكده هاي مهمي مانند صنعتي شريف، تبريز، فردوسي مشهد و شيراز حاضر نشده اند پاي نامه را امضا كنند. در اين باره يك عضو هيئت علمي دانشگاه اقتصاد تهران اعلام كرد. «متن اين نامه حاوي نكات مهم و قابل تأملي بود اما دو مسئله باعث شد سياسي و غير منصفانه تلقي شود. اول اينكه نويسندگان فقط به آمارهاي سال 84 و 85 تأكيد كرده اند انگار قبل از سال 84 اوضاع اقتصادي ايران سالم و بسامان بوده و همه ناهنجاري هاي ما از سال 84 آغاز شده است. اين استاد اقتصاد افزود «نكته دوم» اينكه نويسندگان نامه همه استدلال هاي خود را مبني بر ارقام برنامه چهارم ذكر كرده اند. گويي ارقام برنامه چهارم كاملاً درست و كارشناسي شده تدوين شده در حالي كه هرگز چنين نيست و كساني كه در جريان تديون و تصويب برنامه چهارم بوده اند مي دانند ارقام برنامه چهارم عمدتاً بر اساس حدس و گمان نويسندگان آن تعيين شده است.


دولت تصمیم (درباره سهمیه بندی بنزین)

رفع مشكلات كشور نيازمند اقدامات شجاعانه و در عين حال مدبرانه و برنامه ريزي شده است.مسئله بنزين از جمله اين كارهاست كه دولت شجاعانه تصميم گيري و اقدام كرد كه البته بايد بررسي همه جوانب اين تصميم ادامه يابد. در كشور سالي 40 هزار ميليارد تومان اختصاص به يارانه انرژي دارد كه اگر از اين مبلغ گزاف به تدريج كاسته شود، قطعاً صرف مسائل مربوط به زندگي مردم، اشتغال، سرمايه گذاري هاي گوناگون و احداث مدرسه و جاده خواهد شد. (مقام معظم رهبری)

در شماره قبل در يادداشتي در زمينه سهميه بندي بنزين و فوايد اين تصميم مهم و سرنوشت آينده كشور پرداختيم. به علت اهميت اين موضوع در اين شماره نيز پيرامون اين مسئله با شما خواهيم گفت.

لازم است براي روشن شدن اين بحث به چند نكته دقت شديدي كنيم.

مسئله ي بنزين از چه وقت و چرا شروع شد؟

آخرين پالايشگاه ساخته شده در كشور در تابستان 1376 بدست آقاي هاشمي رفسنجاني در بندرعباس افتتاح شد و بعد از آن نهضت پالايشگاه سازي كه در دولت سازندگي شروع شده بود به مدت 8 سال متوقف شد چرا كه وزير نفت دولت اصلاحات، ساختن پالايشگاه را مقرون به صرفه نمي دانست، از آن زمان توليد تولید خودرو  نيز در كشور بيشتر و بيشتر شد. چنين بود كه از اوايل دهه 80 بنزين توليدي كفاف مصرف داخلي را نداشت.

ابتدا سالي 500 هزار دلار بعد يك ميليارد سپس 2 و 3 و 4 و سال گذشته 5/5 ميليارد دلار.

دو راه براي مهار كردن مصرف بنزين

1- افزايش شديد قيمت بنزين و اميد به كاهش مصرف آن

2- آغاز راه حل هاي غير قيمتي (نظير توسعه حمل و نقل عمومي، گازسوز كردن خودروها، ساخت پالايشگاه جديد، نوسازي پالايشگاه هاي موجود و ...)

مجلس و دولت سابق راه اول را برگزيدند و پس از چندين سال افزايش ده – پانزده درصدي قيمت بنزين تصميم گرفتند از ابتداي برنامه چهارم توسعه يعني از بهار 84 با جهش بزرگ در قيمت بنزين و افزايش آن تا سطح قيمت هاي جهاني آن را مهار كند.

البته دولت سابق در سال هاي قبل مكلف به اجراي راه حل دوم بود اما هيچ گاه به تكاليف خود در توسعه حمل و نقل عمومي و گاز سوز كردن خودروها و ساخت پالايشگاه و ... عمل نكرد چرا كه معتقد بود تنها راه مهار مصرف بنزين، گران كردن آن است اما نمايندگان مجلس اصول گرا به دليل آثار شديد تورمي گران كردن بنزين، با اين كار شديداً مخالف بودند. در تابستان 83 مجلس هفتم تشكيل شد و در اولين گام با اصلاح برنامه ي چهارم توسعه جلو افزایش 400-300 درصدي قيمت بنزين در بهار 84 را گرفت.

مجلس هفتم بعداً تصميم گرفت با طراحي و تصويب تبصره 13 دولت را مكلف كرد ابتدا حمل و نقل عمومي را گسترش دهد و پس از اطمينان از كارآمدي و سهل الوصل بودن حمل و نقل عمومي، سوبسيد بنزين را حذف و بنزين را به قيمت جهاني عرضه كنند و تا آن موقع براي مهار مصرف بي جاي بنزين و جلوگيري از قاچاق بنزين آن را با درميان خودروها سهميه بندي كرد.

تصميم نهايي درباره بنزين

با تشكيل دولت نهم در تابستان 84 رئيس جمهور جديد نيز راه حل مجلس هفتم را پذيرفت و در نتيجه گسترش و بهسازي حمل و نقل عمومي و گاز سوز كردن خودروها، با اجراي تبصره 13 با سرعت و شدت بي سابقه اي شروع شد.

نكته ديگري كه لازم است بدان توجه كنيم اينكه كساني كه با شلوغ كاري و مبهم كردن فضا و ايجاد جنگ رواني و نگران كردن مردم در راه به شكست كشاندن تصميم دولت و مجلس براي بنزين گام بر مي دارند بايد متوجه باشد كه با وارد كنندگان بنزين همراه و همگام شده اند. روشن است كه اجراي تصميم دولت و مجلس درباره بنزين به تدريج واردات 5/5 ميليارد دلاري بنزين را محدود و سپس قطع مي كند. اگر سود واردات بنزين فقط 2 درصد باشد يعني حدود 110 ميليون دلار در سال سود خالص شركت هاي فروشنده بنزين به ايران قطع مي شود زیبنده مخالفان سياسي دولت!! و مجلس نیست كه ابزار و بازيچه دلالان قرار گيرند.

تنها در پنج روز نخست اجراي طرح آمارهاي رسمي نشان داد ميزان مصرف حدود 50 ميليون ليتر، ميزان سنگيني ترافيك در شهرهاي بزرگ حدود 20 درصد و ميزان تصادف بين 20 تا 30 درصد كاهش يافت.

تصميمات جبراني مسئولان از قبيل افزايش ظرفيت حمل ونقل عمومي، اصلاح سهميه بندي بنزين تاكسي هاي داراي سيستم ناقص گازسوز، افزايش دوره سهميه از 4 ماه به 6 ماه، به سرعت شيريني همدلي ملت و دولت در يك تصميم سرنوشت ساز نشان داد. شيريني مضاعف از آن رو بود كه بار ديگر طعم تلخ شكست را به دشمنان قسم خورده اين نظام چشانيد. اگر گزارش اخير موسسه بررسي امنيت جهاني امريكا كه تحت عنوان  طرح ايران براي براندازي و واژگون سازي تحريم هاي امريكا منتشر شد حكايت از آن دارد كه امريكا با توجه به بالا بودن مصرف بنزين در ايران قصد داشت از حربه بنزين و ايجاد تحريم اين براي واردات بنزين به خيال خود اقتصاد ايران را زمين گير و فلج كند.

اقدام ايران مبني بر كاهش وابستگي به بنزين وارداتي شامل افزايش ظرفيت پالايشگاه ها و نيز ساماندهي مصرف به وسيله برقراري سيستم سهميه بندي چندي است كه در گزارش موسسه بررسي امنيت جهاني امريكا از آن به آگاهي محمود احمدي نژاد از پاشنه آشيل كشورش، ياد كرده و با تأسف از نتيجه بخش بودن آن خبر داده بود.

و اما آنچه مي تواند ذائقه مردم و دولت را تلخ كند همزباني برخي از داخلي ها با دشمان و ضد انقلاب است. كساني كه مدعي پر و پا قرص ساماندهي مصرف بنزين - البته از طريق افزايش بسيار زياد قيمت آن- بودند . تنها به دليل اينكه اين اقدام شجاعانه ملي توسط دولتي برداشته شد كه او را رقيب سياسي خود مي پندارند. گاهي در مخالفت با آن حتي از بيگانگان و دست نشاندگان تندتر رفتند، آيا براي برخي رسانه هاي داخلي ايران كه مدام دم از منافع ملي ايران مي زنند مايه ننگ نيست كه مشاور رضا پهلوي از همراهي آنان با اين وطن فروشان در ماجراي سهميه بندي بنزين تقدير و تشكر كند.

مگر نه اين كه كارگزاران دولت قبلي كه امروز گردانندگان و خط دهندگان روزنامه هاي مدعي اصلاحات هستند. به ضرورت سهميه بندي بنزين و ارائه بنزين به قيمت آزاد آن همه تأكيد و اصرار داشتند و مگر نه اين كه انجام آن را براي پيشگيري از يك فاجعه اقتصادي ضروري مي دانستند.

بنابراين چرا هرگز به اجراي طرح سهميه بندي بنزين تن ندادند و از اجراي آن سرباز زدند. آنچه از شواهد  به نظر مي آيد كه برخي از وابستگان مستقيم و غير مستقيم دولت اطلاعات در اجراي سهميه بندي بنزين منافع سياسي خوبي و سود سرشار مادي خود را در خطر مي ديدند.

چه كساني از پورسانت واردات چند ميليارد دلاري بنزين سود سرشاري به جيب مي زدند و از مرحله ورود و پخش ميليارد ها تومان به كيسه بي انتهاي خود سرازير مي كردند؟ چه كساني در قاچاق بنزين دست داشتند؟؟ شايد هم بايد به خاطر اين همه دلايل واضح و روشن به آنها حق داد!
 

18 تیر و عبرت هایش (یاداشت هفته )

18 تیر و عبرت هایش

امروز که این یادداشت را می نویسم 23 تیر ماه است. باید بدون تردید 23 تیر را یک حماسه در تاریخ پر افتخار نظام اسلامی دانست. در اوردگاه 23 تیر سال 1378 اقیانوسی از یک ملت بیداردل، روانه کوچه و خیابان های کشوری به نام ایران شد. همان ها که به دستور مقتدای خویش چند روز سیاست صبر و سکوت و تحمل را پیشی گرفته بودند با حضور میلیونی شان باعث حیرت همه تحلیل گران غربی گشتند تا بار دیگر اثبات نمایند که رهبری انقلاب و مردم هوشیار و هوشمند این نظام از چه ظرفیت های بی بدیل و شگفت آوری در تبدیل تهدید ها به فرصت ها برخوردارند، راهپیمایی میلیونی و حماسی ملت ایران در 22 تیر نشان داد که از حادثه تا حماسه راهی نیست به شرط آنکه گوش و دل را به امیر کاروان سپرده باشی و برای چنین ملتی سرافراز همواره چنین بوده و هست و خواهد بود.

حادثه ای که از نیمه شب تا بامداد 18 تیر 78 در کوی دانشگاه رخ داد و رأی نیمه پنهان آن که ای کاش روزی بر ملا شد حادثه ای دردناک بود که قلب رهبر انقلاب را به درد آورد اما نا اهلان بر تکیه به روزنامه های زنجیره ای سعی کردند تا از آن سوء استفاده کنند.

گروهی که با بازی گرفتن احساسات پاک جوانان این سرزمین و تبدیل آن به یک اهرم قدرت همواره سیاست همیشگی خود در طول دوران 8 ساله یعنی فشار از پایین و چانه زنی از بالا را دنبال می کردند و از طریق جایی را نشانه گرفته بودند که کاملاً با اهداف و باورهای آرمانخواهانه جنبش دانشجویی در تضاد بود بعد از گذشت 8 سال از این ماجرا، اما اکنون دانشجویان پاک و متعهد خوب درک کرده اند که چرا و چگونه دانشجویان در تیررس نگاه های نااهلان برای تحقق اهدافشان هستند.

آنها دیگر فهمیده اند که اراذل و اوباش چگونه و بادستور چه کسانی وارد اعتراضات آنها شده و به تخریب اموال عمومی و هتک حرمت اعتقادات و باورهای دینی جامعه پرداخته اند. دانشجویان عزیز این سرزمین از یاد نخواهند برد. حمایت رهبران استکبار از عائله 18 تیر را و این که چرا جریان داخلی حاکم در آن برهه، سایت ها یش همگون و هم راستا با آن حمایت ها و اظهار نظر ها بود.

آنروزها گذشت و همه چیز به روز اول بازگشت. بلکه بهتر از اول اما آیا به درس گرفتن از این حوادث فکر کرده ایم؟

شاید یکی از اصلی ترین زمینه های پیدایش آن همان بود که رهبری از آن با این عنوان یاد کرده اند درسی به خطوط سیاسی است. من خطوط اساسی را از یک منظر نگاه می کنم برای من اسم ها اهمیت ندارد برای من مغز ه، دل ها و عمل ها اهمیت دارد . هر کس که به اسلام و ارزش ها به امام به مصالح ملی و به سرنوشت این کشور بیشتر علاقه نشان دهد، او برای من عزیزتر است. سعی کنید خودتان را با این معیارها تطبیق دهید ملت این را از شما می خواهد، ملت اسلام را می خواهد به دشمن و ایادی او اعتماد نکنید. این بد حالتی است که انسان ببیند در داخل خطوط اساسی با خط مقابل خودشان خصمانه رفتار کنند. اما مرزهای خودشان را به روی دشمن باز بگذارند. من این را نمی پسندم، این را ملت هم نمی پسندد به جرئت می توانم بگویم این را خدا هم نمی پسندد.

در آستانه انتخابات بد نیست از خود بپرسیم تا چه حد این درس را یاد گرفته ایم و به کار بسته ایم؟

                                                                                                           

مذاكره با شيطان!

مذاكره با شيطان!
 
 
 
 
 
 

.نفي مذاکره


در هيچ‌ يك از مسائل مورد اختلاف ايران و آمريكا، با آمريكايي‌ها مذاكره نخواهيم كرد چرا كه در منطق آن‌ها مذاكره معنا و مفهوم حقيقي ندارد و فقط ابزاري براي تحميل خواسته‌هاي خود بر طرف مقابل به شمار مي‌آيد. 1/1/85


كسانى هم دارند كه اين حرف‏ها را تبليغ مى‏كنند كه مگر مى‏شود انسان با امريكا قطع رابطه باشد؟ اگر قطع رابطه باشيم، نمى‏شود زندگى بكنيم.اگر رابطه‏مان را برقرار بكنيم، اگر اقلا با امريكا مذاكره بكنيم، همه‏ى مشكلات ما برطرف مى‏شود. از اين حرفها هم رايج مى‏كنند، حرفهايى كه پوچ و بى مغز و به كلى عارى از حقيقت است. بسيارى از كشورهايى كه امريكايي‏ها بدترين خيانت‏ها را به آنها كرده‏اند، كسانى بوده‏اند كه با خود آمريكا هم ارتباطات دوستانه داشتند.13/8/76


نه التماس، نه تسليم، نه مذاکره و نه هيچ‏يک از راه‏هايي که بعضي ساده‏لوحانه آن را به مسلمانان پيشنهاد مي‏کنند، گره‏گشا و مايه‏ي نجات مسلمين نيست. تنها يک چيز علاج است و بس، و آن اتحاد مسلمانان، پافشاري بر اسلام و ارزش‏ها و اصول آن، مقاومت در برابر فشارها و تنگ کردن عرصه، در بلند مدت بر دشمن است. 28/2/1372


اين بحث هم که مي‏گويند ما مايليم با دولت ايران مذاکره کنيم، نوعي کار مقدّماتي است، براي اين که بتوانند دشمنيهاي بيشتري بکنند. اينها فريب است. اين طور نيست که عدّه‏اي بگويند ما برويم با آمريکا مذاکره کنيم تا اين دشمني ها برطرف شود؛ نه. دشمني آمريکا با مذاکره برطرف نمي‏شود. آمريکا دنبال منافع خودش در ايران است6/1/1379


ما با ملاحظه همه جوانب، با مطالعه همه تجربه‏هاي کشورِ خود و کشورهاي همسايه و با مشورت با صاحب‏نظران عمده و داراي رأي، به اين نتيجه مي‏رسيم که نه فقط رابطه با آمريکا، بلکه مذاکره با دولت آمريکا امروز برخلاف مصالح ملي و منافع ملت است. اين يک نظرِ متعصّبانه نيست؛ اين يک انديشه و فکر است؛ بررسي شده و با ملاحظه همه‏ي جوانب است. مذاکره با آمريکا - چه در قضاياي کنوني و چه در مسائل ديگر - به معناي باز کردن باب توقّعات و طلبکاري هاي آمريکاست. کساني که دم از مذاکره مي‏زنند - که البته سوء نيّت ندارند، دچار غفلتند - توجّه ندارند که مذاکره با آمريکا در هريک از قضايايي که اين دولت در آن براي خودش ايده و منفعتي تعريف کرده است - مثل همين قضيه افغانستان - هيچ فايده‏اي ندارد. چرا؟ چون او مستکبر است و تسليم نمي‏شود. مذاکره آمريکا با يک دولت، به معناي اين نيست که مي‏خواهد نظرات آن دولت را قبول کند؛ حتّي نظرات مجامع جهاني را قبول نمي‏کند8/8/1380


حکومتي که اين‏طور صريحاً مي‏گويد مي‏خواهم عليه نظام اسلامي و خواستِ ملت ايران عمل کنم و براي براندازي اين نظام بودجه مي‏گذارد، ارتباط و مذاکره با آن، هم خيانت و هم حماقت است! 1/3/1381


مذاکره مشکلي را حل نمي‏کند. دولت آمريکا صريحاً با نظام اسلامي، هويّت اسلامي و ايمان اسلامي مردم ما اعلام مخالفت کرده است. 11/2/1381


مبنائاً به مذاکره معتقدم؛ اما مذاکره با که و بر سر چه؟ مذاکره براي رسيدن به يک قدر مشترک؛ دو طرف بايد همديگر را قبول داشته باشند؛ يک حدّ وسطي هم وجود داشته باشد؛ مذاکره کنند تا به اين حدّ وسط برسند. آن طرفي که شما را اصلاً قبول ندارد، با اصل وجود شما به عنوان جمهوري اسلامي طرف است، با او چه مذاکره‏اي مي‏توانيد بکنيد؟! او صريحاً مي‏گويد که با نظام ديني مخالف است؛ با نظام جمهوري اسلامي بخصوص، مخالف است؛ چون منشاء حرکت بيداري مسلمانان در دنيا شده است...مذاکره برطرف کننده هيچ مشکلي از اين قبيل مشکلات نيست. اين کشورهاي ديگري که مورد تهديد قرار گرفته‏اند، باب مذاکره‏شان با آمريکا باز است؛ روابط هم دارند؛ درعين‏حال مورد تهديدند. ممکن است مذاکره باشد، جنگ هم باشد؛ ممکن است مذاکره نباشد، جنگ هم نباشد؛ ممکن است جنگ باشد، اما همراهش عزّت و پيروزي باشد؛ ممکن است جنگ نباشد، اما همراهِ نبودنِ جنگ، ذلّت و اسارت باشد. . 27/12/1380


اگر اين مساله به معناي بازشدن عرصه‌اي براي آمريكايي‌هاي مكار و ادامه‌ي زورگويي‌هاي آنان باشد، گفت‌وگو با آمريكا در زمينه‌ي اوضاع عراق هم مثل بقيه‌ي موارد ممنوع است.1/1/84


پيش شرط مذاکره


تا وقتي که آمريکا در چنين مواضعي قرار دارد، ما رابطه با او را رد مي‏کنيم. تا وقتي که سياست آمريکا بر دروغ و فريب و جنايت و حمايت از دولت پليدي مثل اسرائيل و ظلم به ملتهاي مستضعف استوار است و تا وقتي که خاطره‏ي جنايتهايي که از طرف سردمداران آمريکايي نسبت به ملت ايران انجام گرفته، در ذهن ملت ماست و جبران نشده - مثل خاطره‏ي سقوط هواپيما، مثل مسدود کردن دارايي ها و اموال ملت ايران در آمريکا - امکان ندارد ما با دولت آمريکا مذاکره کنيم يا با او رابطه‏يي برقرار نماييم. 23/5/1368


امام بالاتر از مذاکره را گفتند، فرمودند: اگر آمريکا آدم شود، ما با او رابطه هم برقرار مي‏کنيم؛ يعني اگر از خوي استکباري دست بردارد؛ مانند يک طرف برابر، و نخواهد اهداف خودش را در داخل ايران تعقيب کند، در آن صورت او هم مثل بقيه دولتها خواهد بود. اما واقعيّت اين نيست؛ واقعيّت غير از اين است. آنها هنوز خوابِ دوران سلطه زمان پهلوي را مي‏بينند؛ 27/12/1380


ذم سازش کاران


آن کساني که فکر مي‏کنند ما بايد با رأس استکبار - يعني آمريکا - مذاکره کنيم، يا دچار ساده‏لوحي هستند، يا مرعوبند. من بارها اين نکته را عرض کرده‏ام که استکبار، بيش از اين‏که نان قدرت و توانايي خودش را بخورد، نان هيبت و تشر خودش را مي‏خورد. اصلاً استکبار، با تشر و ابهت و شکلک درآوردن و ترساندن اين و آن، زنده است. 12/2/1369


حال عدّه‏اي، ساده‏لوحانه، اين گوشه و آن گوشه مي‏نشينند، حرفي و نِقي مي‏زنند. قلم روي کاغذ مي‏آورند که: «چرا با آمريکايي ها مذاکره نمي‏کنيد؟ تا کي مي‏خواهيد اين وضع ادامه داشته باشد؟» آيا اين ها نمي‏فهمند در دنيا چه خبر است؟ نمي‏فهمند که توقّع اين دشمنِ افزون‏خواهِ مغرورِ کم‏خرد و بي‏حکمت چيست؟ تصوّر مي‏کنند همين‏قدر که ما مذاکرات و روابطمان را با آمريکا شروع کرديم، همه مشکلات تمام خواهد شد؟ نه آقا، قضيّه اين نيست. آري؛ آمريکايي ها در اظهارات رسمي مي‏گويند و اظهار مي‏کنند که ما آماده مذاکره با ايرانيم. مذاکره براي چه؟ معلوم است؛ مذاکره براي اين‏که راهي و مجرايي براي فشار آوردن روي دولت ايران پيدا شود. مذاکره را براي اين مي‏خواهند. چه مذاکره‏اي؟! ما با شما کاري نداريم، احتياجي به شما نداريم، ترسي از شما نداريم، هيچ محبّتي به شما نداريم. شما کساني هستيد که در روز روشن، جلو چشم همه مردم دنيا، هواپيماي مسافربري ما را به بهانه دروغ و واهي، سرنگون کرديد و ده ها نفر انسان را کشتيد و حتّي عذرخواهي هم نکرديد11/8/1373


اين که بعضي بردارند طبق ميل دل کارشناسان سياي آمريکا، دم از نزديکي و مذاکره و ارتباط بزنند و فضا را عادّي سازي کنند، اين بزرگترين توهين و خيانت به اين مردم است. 6/1/1379


 


کساني که دم از مذاکره با آمريکا مي‏زنند، يا از الفباي سياست چيزي نمي‏دانند، يا الفباي غيرت را بلد نيستند؛ يکي از اين دو تاست1/3/1381


مذاکره بايد از موضع قدرت و قوّت باشد. کساني که در شرايط تهديد به فکر مذاکره مي‏افتند، ضعف خودشان را با صداي بلند اعلام مي‏کنند. اين حرکتِ بسيار غلطي است. 27/12/1380


چه ساده‏لوحى است كه كسانى بگويند برويم پشت ميز مذاكره با يك دستگاه متكبر و بى اعتقاد به اصول انسانى و حقوق بين الملل بنشينيم.امريكاييها، به اصول و حقوق بين الملل، اعتقادى ندارند12/2/1369


جمهورى اسلامى، اگر كسانى تصور كنند كه با امتياز دادن به امريكا و ديگران خواهند توانست به مقاصد و اهداف نظام اسلامى برسند، سخت در اشتباهند...اگر كسانى تصور كنند كه امريكا كه خود مركز اصلى اين اردوگاه پر فتنه و فساد است ممكن است، با نظام اسلامى كه مظهر حيات مقتدرانه‏ى اسلام است، سر آشتى و مساعدت داشته باشد، بسى ساده‏لوحانه انديشيده‏اند .13/8/1368


معناي مذاکره با آمريکا


مذاکره با ظالم اين است که بگويند: «فلان فلان شده، چرا اين قدر ظلم مي‏کني؟!» مذاکره، يعني اين. واِلّا، مذاکره دوستانه، که بروند و بگويند و بخندند و او چيزي بگويد و اين چيزي بگويد و بعد چانه بزنند، و اين‏که گفته شود «ديگر با غاصب اين حرفها را نداريم»، چه معني دارد؟! 12/8/1372


مذاکره‏ي ما با آمريکا همين است که در تريبونهاي عمومي، به سردمداران آن کشور هشدار مي‏دهيم و نهيب مي‏زنيم و مي‏گوييم شما با اين روشها و با اين تهديد و تطميع ها، نخواهيد توانست ملت بزرگ و انقلابي و مسؤولان کشور ما را تحت تأثير قرار بدهيد. ما امروز هم مثل گذشته مي‏گوييم: رابطه با آمريکا را نمي‏خواهيم. 23/5/1368


ايستادگي کم هزينه تر از تسليم


اگر مقايسه کنيم، خواهيم ديد که باز ضرر اين که انسان با استقلال در مقابل آمريکا بايستد، به مراتب کمتر از اين است که تسليم زورگويي هاي آمريکا شود. 6/1/1379


نتايج مذاکره


شما وقتي با کسي قهريد، وقتي با کسي حرف نمي‏زنيد، رودربايستي با هم نداريد. در مقابلِ هم، هيچ حالت توقّعي وجود ندارد. اما وقتي با کسي مذاکره شروع شد؛ پشت ميز نشستيد؛ يک قهوه با هم خورديد؛ يک گپ دوستانه هم در کنارش با هم زديد؛ در فلان محفل بين‏المللي نشستيد و با همديگر يک خرده درددل کرديد؛ بعد رودربايستي به‏وجود مي‏آيد. آن‏وقت، اوّلِ شروعِ تحميلات است. بدبختي هاي انقلاب هاي دنيا و تسلّط و نفوذ آمريکا - همان‏طور که عرض کردم - از همين جا شروع شد.


نتيجه اين مي‏شود که وقتي آن دولت - که مي‏خواهند با او دشمني کنند - اين اشتباه را کرد و به دعوت آنها «بله» گفت، يک ذرّه حيثيتي هم که به خاطر استقلالِ خود به دست آورده بود، از دست خواهد داد؛ اگر پشتيباني مردمي داشت، از دست خواهد داد؛ اگر پشتيباني جهاني داشت، از دست خواهد داد و اگر اراده‏اي در درون خودش بود، آن اراده در هم فرو خواهد ريخت. آن وقت، فشارها را باز هم شديدتر مي‏کنند و او را در مشت خود مي‏گيرند. يعني اگر بخواهند نابود و مضمحل کنند، مضمحلش مي‏کنند؛ اگر خواستند چيزي به او تلقين و تحميل کنند، تحميل مي‏کنند؛ او هم راحت مي‏پذيرد9/8/1375


رابطه و مذاکره، براي ملت ايران و براي نهضت جهاني مضّر است. اولين ضرر اين است که آمريکاييها با ورود در اين ميدان، اين‏طور تفهيم خواهند کرد که جمهوري اسلامي از همه حرفهاي دوران امام و دوران جنگ و دفاع مقدّس و دوران انقلاب صرف‏نظر کرده و گذشته است اينها آبروي انقلاب را در دنيا در پيش مستضعفان خواهد برد، دلها را مردّد خواهد کرد، نهضت جهاني اسلامي را دچار افول خواهد کرد، استقلال ملت ايران را از دست او خواهد گرفت. 26/10/1376


 


فشار از پايين چانه زني از بالا


از يک طرف، فشار سياسي و اقتصادي و علمي و تبليغاتي وارد مي‏آورند و هر طور که بتوانند، بدگويي و جوسازي مي‏کنند، و از طرف ديگر، وقتي به نظرشان رسيد که حالا ديگر آن دولت خسته شده است، براي ارتباط گرفتن، چراغ سبز نشان مي‏دهند و مي‏گويند ما حاضريم با شما مذاکره و کار کنيم! معمولاً دولت  هايي که مسؤولان آن، دچار ضعف باشند، در چنين موقعي، پاها و زانوهايشان مي‏لرزد. بنابراين، از يک طرف، فشار فراوان وارد مي‏آورند و از طرف ديگر هم، چهره باز و آغوش گشاده نشان مي‏دهند! 9/8/1375


رابطه ي ما با آمريکا


ما با اين ها کاري نداريم. هيچ رابطه محبّت و عطوفت و دوستي بين ما و آمريکا نيست. رابطه نفرت از طرف ماست؛ رابطه خصومت خباثت‏آميز از طرف آن ها است. 11/8/1373


 


ديدگاه ما در مورد عراق


ديدگاه مشخص ما درباره‌ي عراق اين است كه دولت آمريكا بايد دست از سر اين كشور بردارد و به تحريك قوميت‌ها و ايجاد ناامني در عراق پايان دهد تا اين كشور روي آسايش و امنيت ببينيد و ملت عراق كشور خود را اداره كند.1/1/1384


 


مذاکره از رابطه بدتر است


رابطه را مشروط مي‏کنند، اما مذاکره را غير مشروط! درست توجّه کنيد. آمريکا مي‏گويد: «بياييد مذاکره کنيم.» نمي‏گويد: «بياييد رابطه برقرار کنيم.»/8/1372


اين بود که آن پيوند تحميلي ميان قدرت فائقه حکومت متجاوز و مستبد آمريکا با اين کشورها، منقطع نشده بود. چون رابطه‏اي برقرار بود، آن رابطه، خود موجب مي‏شد که طرفِ قوي تر، از آن رابطه استفاده کند و مدام روي طرف ضعيف تر - در مجالس مذاکره، پشت ميزها، در معاملات گوناگون - فشار بياورد تا بالاخره وادارش کند که ميدان را به نفع او خالي کند... هنوز که هنوز است، آمريکايي ها تلاششان اين است که همان رشته باريکي را که با حادثه تسخير لانه جاسوسي قطع شد، دوباره برقرار کنند. هنوز آن تلاش را مي‏کنند. چرا؟ براي اين‏که از همان رشته باريک، طرف قدرتمند براي تحميل خواست هاي خود با طرف ضعيف استفاده مي‏کند.  12/8/1372


البته در مورد رابطه، اين‏طور نيست؛ بعد خواهم گفت. آمريکاييها نسبت به رابطه، طور ديگري فکر مي‏کنند. آن چه‏که براي آنها خيلي مهّم است، مذاکره است. مي‏خواهند ايران پشت ميز مذاکره بنشيند؛ بعد که مذاکره شروع شد، آن‏وقت سرِ رابطه داستانها و حکايتها دارند.26/10/76


 


هدف از مذاکره


 مقابله با آمريکا، يکي از وسايل وحدت اين ملت بوده است. اينها مي‏خواهند با اين جنجال ها، همين وسيله وحدت را، به وسيله اختلاف تبديل کنند. اين عليه آن، آن عليه اين. اين بگويد مذاکره، آن بگويد مذاکره چه فايده‏اي دارد؛ آن يکي بگويد چه ضرري دارد؟ يک عدّه از اين طرف بحث کنند، يک عدّه از آن طرف بحث کنند! واين ها هم اين وحدت عظيم ملي را که ملت ايران در مقابله با حضور دشمن دارد، به اختلاف ملت ايران تبديل کنند.


هدف دوم اين است که مي‏خواهند با تکرار اين قضيه - مذاکره و رابطه با آمريکا - قضيه‏اي را که در چشم ملت ايران، به دلايلي منطقي، يکي از زشت‏ترين چيزهاست، قبحش را از بين ببرند.


هدف سوم اين است که اصل مذاکره با ايران، براي آمريکا به عنوان ابرقدرت، بسيار مهم است.... براي آمريکا مهم است که ايران اسلامي که از روز اوّل به دلايل روشني در مقابل آمريکا ايستاد و تسليم آمريکا نشد و گفت که با آمريکا مذاکره نمي‏کنم، حالا بگويد که بسيار خوب، چَشم، ما هم مذاکره مي‏کنيم! مي‏گويند بفرما، ابرقدرتي کامل شد!... کته دوم براي اين‏که مذاکره با ايران براي آمريکا اهميت دارد، اين است که حرکت جمهوري اسلامي و ملت ايران موجب شد که احساسات اسلامي در هر گوشه دنيا بيدار شود؛ در آسيا، در آفريقا و حتّي در اروپا، مسلمانان با نام اسلام، احساسات اسلامي خودشان را سرِ دست گيرند و مبارزه‏اي را به نحوي شروع کنند... اگر جمهوري اسلامي با آمريکا پشت ميز مذاکره بنشيند، آمريکاييها خيالشان از اين جهت راحت مي‏شود؛ به هرجايي در دنيا مي‏گويند: شما براي چه تلاش مي‏کنيد؟ شما که مثل ايران نخواهيد شد، به پاي ايران که نخواهيد رسيد! هر چه بشويد، يک ملت و يک نظام و آن شکوه و شجاعت را که پيدا نخواهيد کرد؛ آنها هم بالاخره مجبور شدند و اين‏جا پاي ميز مذاکره آمدند؛ شما ديگر چه مي‏گوييد؟! براي آمريکا خيلي خطرناک است که اين فکر در دوستان و در تبعه دولتهاي تابع و پيرو او رسوخ پيدا کند. آمريکا در پي يک جواب است؛ بايد کاري کند که به آنها اين‏طور تفهيم شود که: «ديديد، اين محاصره اقتصادي و همين فشارهايي که ما عليه جمهوري اسلامي به خرج داديم، بالأخره جمهوري اسلامي را هم خسته کرد و مجبور نمود که او هم بيايد و زانو بزند و از آن پايگاه و از آن گردن برافراشته‏اي که داشت، بناچار پايين آيد!». اين را به دولتهايي که پيرو و تابعش هستند، تفهيم کند که: «نخير؛ اين‏طور هم نيست که شما خيال کنيد کسي که با ما نباشد، مي‏تواند از آسيب در امان بماند. جمهوري اسلامي هم بالاخره مجبور شد بيايد»!


مي‏خواهند اين را تفهيم کنند که دشمن پيروز شده و اسلام مجبور به عقب‏نشيني شده است. مي‏خواهند بگويند که اسلام انقلابي از حرفهايش گذشت و برگشت. 26/10/1376


مزاياي قطع رابطه


وضع کنوني - يعني قطع رابطه ما با آمريکا - اوّل اين را بيان مي‏کند که اين وضع، نتيجه رفتار و وضع طبيعي استکبار آمريکايي است؛ در واقع، نتيجه مظلوميت ملت ايران است. حرف دوم اين است که مذاکره با آمريکا، هيچ فايده‏اي براي ملت ايران ندارد. حرف سوم اين است که مذاکره و رابطه با آمريکا، براي ملت ايران ضرر دارد. 26/10/1376


سرابي به نام مذاکره


اين‏طور نيست که رابطه با آمريکا يا مذاکره با آمريکا، مانع از دشمني آمريکا شود. الان کشورهايي هستند که سفارتهايشان در آمريکاست، سفارتهاي آمريکا نيز در پايتختهاي آنها باز است و فعّاليت مي‏کند؛ از لحاظ سياسي و کنسولي و غيره هم با يکديگر ارتباط دارند؛ اما آمريکا آنها را جزو ليست تروريستهاي دنيا معرفي مي‏کند!


خيال نکنيد که حالا اگر با آمريکا رابطه برقرار شد، يا مذاکره شد، ديگر از سوي آمريکا، اندکي حرف نازکتر از گل هم به جمهوري اسلامي گفته نخواهد شد؛ نه. بسياري از کشورها با آمريکا رابطه هم دارند، خيلي هم روابطشان علي‏الظاهر در سطح جهاني خوب و صميمي و مؤدّبانه است؛ درعين‏حال آمريکا هرجايي که لازم باشد، ضربه خودش را مي‏زند؛ محاصره اقتصادي مي‏کند، تحريم مي‏کند! 26/10/1376


 


مذاكره با شيطان!

مذاكره با شيطان!

امام خميني

من با اطمينان مىگويم كه اسلام، ابرقدرتها را به خاك مذلت مى‏كشاند.


 

هرچه فرياد داريد بر سر آمريكا بكشيد.


 

آن هايى كه خواب آمريكا را مى‏بينند خدا بيدارشان كند.


 

آمريكا هيچ غلطى نمى‏تواند بكند.

ما آمريكا را زير پا مى‏گذاريم.


ما تا آخرين نفس در مقابل آمريكا ايستاده‏ايم.


در راس همه مسائل اسلامى ما قضيه مواجهه با آمريكاست.


دشمن اصلى اسلام و قرآن و پيامبر عظيم الشان (ص) ابرقدرتها، خصوصا آمريكا و وليده فاسدش اسرائيل است.

گويندگان، روشنفكران، دانشگاهيان و دانشمندان همه توان خود را صرف قطع اميد دشمن اصلى ما آمريكا كنند.

ايد اين نهضت در تمام عالم، نهضت مستضعف در مقابل مستكبر در تمام عالم گسترده شود. 24/2/58

مستكبرين غاصبند، مستكبرين بايد از ميدان خارج بشوند. 27/2/58


ما عازم هستيم كه تمام سلطه‏ها را نابود سازيم. 20/2/62

ابرقدرتها مى‏خواهند انسانيت انسآن ها را تحت‏سلطه قرار دهند. 6/8/60

آمريكا مى‏خواهد با تمام قوا بين مسلمين اختلاف بيندازد. 11/9/60

آمريكا محدود نيست آمالش، به يك كشور و دو كشور. 14/6/61


شريان حيات آمريكا و غرب بسته به نفت اين منطقه است. 14/6/61

اگر قدرت امريكا نبود، اسرائيل هم نمى‏توانست كه اين كار سفاكانه را بكند. 13/8/61


دنيا بايد امريكا را از بين ببرد. و الا تا اينها هستند، اين مصيبتها در دنيا هست. 13/8/61

بايد در مقابل ابرقدرتها مقاومت كرد. 9/12/66


عيد ملت مستضعف، روزي است که مستکبرين دفن شوند..11/7/58

 ملت هاي مسلمان بايد بدانند كه ايران كشوري است كه رسما با آمريكا مي جنگد و شهداي ما ، اين جوانان و دلاوران ارتش و سپاه از ايران و اسلام عزيز در مقابل آمريكا دفاع مي كنند. صحيفه نور. ج 13، ص 84


ابرقدرتها آن لحظه‏اى كه منافعشان اقتضا كند شما و قديمى‏ترين وفاداران و دوستان خود را قربانى مى‏كنند و پيش آنان دوستى و دشمنى و نوكرى و صداقت ارزش و مفهومى ندارد. 2/2/59


امروز تمامى قدرتها و ابرقدرتها مصمم شده‏اند تا ريشه اسلام ناب رسول گراميمان صلى‏الله عليه و آله وسلم - را قطع كنند. 2/2/59


امريكا از انگليس بدتر، انگليس از امريكا بدتر، شوروى از هر دو بدتر، همه از هم بدتر، همه از هم پليدتر، ليكن امروز سروكار ما با امريكاست.»


«رئيس جمهور امريكا بداند، اين معنا را بداند كه امروز در برابر ملت ما از منفورترين افراد بشر است كه چنين ظلمى را به ملت ايران كرده است. امروز قرآن با او خصم است. ملت ايران با او خصم است. دولت امريكا اين مطلب را بداند كه او را در ايران ضايع و مفتضح كردند.


«امروز تمامى گرفتارى ما از امريكاست. تمام گرفتارى ما از اسرائيل است. اسرائيل هم از امريكاست.


«ما مى‏خواهيم به همه دنيا نشان دهيم كه «قدرتهاى فائقه‏» را هم مى‏توان با نيروى «ايمان‏» شكست داد. ما در برابر دولت امريكا با تمام قدرتش مقاومت مى‏كنيم و از هيچ قدرتى نمى‏هراسيم.... ما امريكا را خوب مى‏شناسيم و مى‏دانيم كه مى‏توانيم در برابرش مقاومت كرده از شرفمان دفاع كنيم. ما بايد بر امريكا غلبه كنيم و او را در همه منطقه شكست دهيم. ما تسليم بى عدالتى‏ها نخواهيم شد و با ستمكاران كنار نخواهيم آمد... ما مى‏توانيم به آسانى در برابر تجاوز امريكا بايستيم. امريكا ممكن است ما را شكست دهد; ولى نه انقلاب ما را، و به همين دليل است كه من به پيروزى خودمان اطمينان دارم. »


 همه‏ى مصيبت‏هاى ما زير سر امريكاست.


 خوشوقتى كامل ما آن روزى است كه سلطه‏ى همه‏ى استعمارگران شرق و غرب به خصوص امريكاى جهان خوار از سر مسلمانان قطع شود.

امريكا از ساليان قبل بر پيكره‏ى ملت و دولت ايران به ناحق چنگ نهاده بود و نظام‏هاى جيره‏خور گذشته هم با ايجاد و گسترش و استفاده از امكانات متناسب با روابط غيرالهى توفيق مى‏يافت كه عمال گرداننده‏ى نظام، از مديران اقتصادى گرفته تا زمامداران سياسى، فرهنگى و صاحب منصبان قضايى و نظامى را تربيت نموده و با به كارگيرى هركس در موضع خاص، در تحكيم و تثبيت پايه‏هاى نظام نوكر امريكا كوشا بود.


اگر ما با آمريكا و يا ساير ابر قدرت ها و قدرت ها كنار آمده بوديم . گرفتار اين مصائب نبوديم ولي مردم ما ديگر به هيچ وجه حاضر نيستند تن به خواري و ذلت دهند و مرگ سرخ را به زندگي ننگين ترجيح مي دهند . ما براي كشته شدن حاضريم و با خداي خويش عهد نموده ايم كه دنباله روي امام خود سيدالشهدا (ع) باشيم .. 21/6/1359

. هدف اول آن است كه حكام منطقه و چشم بسته در فرمان امريكا و از آن دردناكتر اسرائيل باشند و ننگ هر تحقير و نوكري را بپذيرند. در چنين جو و فاجعه عظيمي ، ملت هاي اسلامي نبايد بي تفاوت باشند و از هيچ كوششي درراه حفظ اسلام و كشورهاي اسلامي نبايد دريغ كنند. صحيفه نور ، ج 17 ، ص 29


 

مسلمين بعد از سال هاي طولاني كه در غفلت بودند ، حالا مقداري رو به بيداري گذاشتند و مقداري توجه به اسلام پيدا كردند و اميد اين هست كه توجه آن ها به اسلام بيشتر بشود و اسلام را آن طور كه هست بشناسند و در صورت شناخت صحيح ، گرايشات آن ها به شرق و غرب به كلي منقطع خواهد شد  . صحيفه نور . ج 14 ، صص 183 - 184  

ما چه صحبتي با شما بکنيم؟

ما چه صحبتي با شما بکنيم؟ صحبت با شما کي بکند؟ جواب اين زنهايي که بچه هايشان را از دست دادند، پدرهايي که جوانهايشان را از دست دادند،آنهايي که در طول زمان  از آمريکا ضربه خوردند، ممالکي که ضربه خوردند اين قدر، ما جواب اينها را چه بدهيم؟


 

ما جواب اين مملکتهاي کثيري را که با امر آمريکا ، با توطئه آمريکا، آنها را به نابودي کشيدند وجداناً جواب آنها را چه بدهيم؟ بنشينيم با کي صحبت کنيم؟ رد کردم اين را که نه. ما يک همچو حقي نداريم نه ديگران همچو حقي دارند. ما تابع ملت هستيم، ما خدمتگذار ملت هستيم، ما بايد روي مسير ملت سير بکنيم.


 

اينها از چي ما ما را مي ترسانند؟ ما برايمان مطرح نيست اين امور.... ما شيعه آنها هستيم که بچه هاي کوچکشان را فدا کردند براي اسلام، ما از چه بترسيم؟ ما نمي ترسيم از اينکه آمريکا توطئه کند، يا فرض کنيد تهديد کند ما را. ما از تهديد او نمي ترسيم، ملت ما هم نمي ترسد آن کسي مي ترسد که اين دنيا را دار قرار  مي داند آنها که اين {دنيا} را دار قرار نمي دانند.... نمي ترسند


 

تفنگدارهاي آن‌ها، نظامي هاي آنها از چه چيز ما را مي ترسانند، بفرستند هر کاري مي خواهند بکنند.


 

ما با کي ملاقات بکنيم؟ با چه جمعيتي ملاقات کنيم، با آنها که اسم خودشان را بشر دوست گذاشتند لکن دوايي اگر چنانچه ببينند که بخواهند تجربه کنند که آيا ضرر دارد يا نه اينها به دنياي سوم مي فرستند. با اینها  می توانیم بنشینیم صحبت کنیم؟

رابطه را مي خواهيم چه كار؟


روابط با آمریکا را می خواهیم چه کنیم؟ ما روابط با آمریکا را می خواهیم چه بکنیم؟ روابط ما با آمریکا روابط یک مظلوم با یک ظالم است؛ روابط یک غارت شده با یک غارتگر است ما می خواهیم چه بکنیم؟ آنها میل دارند که با روابط داشته باشند ما چه احتیاجی به آمریکا داریم... اسلام نخواهد شد.باید دید مظلوم ها چه می گویند.... ما چه احتیاجی به آمریکا داریم. آمریکا آن طرف دنیاست،آنها می خواهند که بازار داشته باشند اینجا. آنها باز طمع دارند که نفت ما را بخورند ما که، اسلام که، بنا ندارد ظلم دیگری بکند، مظلوم هم نخواهد شد. البته سنای آمریکا ما را محکوم می کند. مجالس انگلستان هم ما را محکوم می کند... ما محکوم همه (قدرتها) هستیم آن کاری که در ایران واقع شد کاری است که همه قشرهای ظالم و مستکبر با آن مخالفند. ما هیچ توقعی نداریم که دولت آمریکا یا سایر دول ابرقدرت، آنهایی که می خواهند منافع ما را ببرند، حالا که ما دست آنها را کوتاه کرده ایم بیایند تشکر هم بکنند. سخنرانی امام در تاریخ 29/2/


 

58 این ننگ را کجا ببریم؟ ما را نترسانید از اینکه ما نظامی می آوریم. ما نظامی های شما را اینجا دفنشان می کنیم ، ما را نترسانید از اینکه به شما برای خاطر انسان دوستی گرسنگی می دهیم تا بمیرید. نخیر، این طور نیست روزی ما با خداست.... در هر صورت مساله این است که ما الان مبتلای به یک همچو قدرتی هستیم و مع الاسف در داخل ما هم جناح هایی هستند دست و پا می کنند که همان مسایل را درست کنند یعنی دست و پا می کنند که آمریکا قدرت پیدا کند. این ننگ را ما کجا ببریم که اهالی یک کشوری، افرادی که از همین مملکت است، اینجا زاییده شده و اینجا پرورش پیدا کرده، حالایی که مملکت ما و ملت ما قدرت آمریکا را در اینجا شکست داده است باز روابط با آمریکا دارند که برگردانند. ما این ننگ را به کجا ببریم این شکایت را پیش کی بکنیم؟ سخنرانی اما در جمع پاسداران(25/09/58)

ایران الگوی مستضعفان برای مبارزه


باید این نهضت در تمام عالم نهضت مستضعف در مقابل مستکبر در تمام عالم گسترده شود. ایران، مبدا، و نقطه اول و الگو برای همه ملتها ی مستضعف (باشد). ملتهای مستضعف ببینند که ایران با دست خالی و قدرت ایمان و با وحت کلمه تمسک به اسلام، در مقابل قدرتهاب بزرگ ایستاده و قدرتهای بزرگ را شکست داد .24/2/58


شما در این مدتی که انقلاب کردید و قیام کردید خودتان باورتان آمد که به دولتهای مستضعف و ملتهای مستضعف هم باوراندید که میشود در مقابل امریکای جهانخوار و شوروی جهانخوار ایستادگی کرد.31/1/60


 

ایران، مبدا ،و نقطه اول و الگو برای همه ملتای مستضعف (باشد). ملتهای مستضعف، ببینند که ایران با دست خالی و با قدرت ایمان و با وحدت کلمه تمسک به اسلام ، در مقابل قدرتهای بزرگ ایستاد وقدرتهای بزرگ را شکست داد . سایر اقشار ملتها به این رمز اسامی؛ ایمانی، اقتدا کنند. در تمام اقشار عالم، مسلمین به پا خیزند؛ بلکه مستضعفین بپا خیزند. وعده الهی که مستضعفین را شامل است، و می غرماید که ما منت بر سر مستضعفین میگزاریم  که آنها امام بشوند در دنیا، و وارث باشند. امامت حق مستضعفین است؛ مستکبرین غاصبند، مستکبرین باید از میدان خارخ بشوند. ما مستکبین ایران را از صحنه بیرون کردیم و به جای آن مستضعفین نشستند.24/2/58


 

جمهوری اسلمی ایران نباید تحت هیچ شرایطی از اصول و آرمان های مقدس و الهی خود دست بردارد. ان شاءالله مردم سلحشور ایران کینه و خشم انقلابی و مقدس خویش را در سینه ها نگه داشته و شعله های ستم سوز ان را علیه شوروی جنایت کار و امریکای جهان خوار و اذناب آنان به کار خواهند گرفت تا به لطف خداوند بزرگ پرچم اسلام ناب محمدی (ص) بر بام همه عالم قد برافرازد و مستضعفین و پابرهنگان و صالحان ، وارثان زمین گردند.11/7/67


 

مستضعفین وقت قیام است!


سلامت و صلح جهان بسته به انقراض مستکبرین است؛ و تا این سلطه طلبان بی فرهنگ در زمین هستند، مستضعفین به ارث خود که خدای تعالی که به آنها عنایت فرموده است نمی رسند.19/11/58


هان ای مظلومان جهان! از هر قشر و کشوری که هستید به خود آیید و از هیاهو و عربده آمریکا و سایر زورمندان تهی مغز نهراسید، و جهان را بر آنان تنگ کنید و حق خود را با مشت گره کرده از آنان بگیزید.19/11/58

ای ملتهای مسلم! ای ملتهای مظلوم همه کشورهای اسلامی! ای ملتهای عزیزی که در تحت سلطه اشخاصی واقع شدید که ذخایر شما را تقدیم به آمریکا می کند و شما خودتان با زحمت و ذلت زندگی می کنید! بیدار بشوید، برخیزید از جا، ای مستضعفن جهان! برخیزید و در مقابل  ابرقدرتها بایستید، اگر ایستادید اینها هیچ کاری نمی توانند بکنند.21/11/60


 

ای مسلمانان جهان! چه شد شما را که در صدر اسلام با عده بسیار کم، قدرتهای عظیم را شکستید و امت بزرگ اسلامی انسانی ایجاد نمودید با قریب یک میلیارد جمعیت و دارا بودن مخازن بزرگی که بالاترین حربه است در مقابل دشمن، اینچنین ضعیف و زبون شدید؟ آیا می دانید که تمام بدبختی های شما در تفرقه و اختلاف بین سران کشورهای شما و بالنتیجه بین خود شماست؟ از برخیزید و قرآن کریم را به دست گرفته و به فرمان خدا تعالی گردن نهید تا مجد خود و عظمت اسلام عزیز را اعاده کنید. بیایید و به یک موعظه پیامبر گوش دهید که می فرماید « قل  انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادی» همه قیام کنید و برای خدا قیام کنید قیام فردای درمقابل جنود شیطانی باطن خودتان، وقیام همگانی درمقابل قدرتهای شیطانی. اگرقیام ونهضت، الهی و برای خدا باشد پیروز است. ای مسلمانان جهان وای مستضعفان عالم! دست به دست هم دهید و به خدای بزرگ رو آورید و به اسلام پناهنده شوید، و علیه مستکبران و متجاوزان به حقوق ملتها پرخاش کنید. و ای زائران خانه خدا، در مواقف و مشاعر الهی به هم بپیوندید و از خداوند تعالی نصرت اسلام و مسلمین و مستضعفان جهان را بخواهید.3/8/58


رویارویی قطعی است!


ما چه بخواهيم و چه نخواهيم صهيونيست‏ها و امريكا و شوروى در تعقيب‏مان خواهند بود تا هويت دينى و شرافت مكتبى‏مان را لكه‏دار سازند. پس راهى جز مبارزه نمانده است و بايد چنگ و دندان ابرقدرت‏ها و خصوصا امريكا را شكست و الزاما يكى از دو راه را انتخاب نمود: يا شهادت يا پيروزى، كه در مكتب ما هر دوى اين‏ها پيروزى است كه انشاءالله خداوند قدرت شكستن چارچوب سياسى‏هاى حاكم و ظالم جهان خواران و نيز جسارت ايجاد داربست‏هايى بر محور كرامت انسانى را به همه‏ى مسلمين عطا فرمايد و همه را از افول ذلت‏به صعود عزت و شكوه همراهى نمايد


لزوم مقابله  با قدرت هاي شرق و غرب به ويژه آمريكاي جهان خوار

مي دانيد كه قدرتمندان شرق و غرب خصوصا آمريكاي بازيگر ، مارهاي زخم برداشته از جمهوري اسلامي هستند كه از اول انقلاب به هر حيله ممكن دست زدند. از حمله نظامي گرفته تا طرح يك كودتا از ترور شخصيت ها تا به آتش كشيدن مزرعه ها و مغازه ها و از انفجارات كور در كوچه ها و خيابآن ها تا دزدي و تجاوز و از همه بدتر و بالاتر تبليغات دامنه دار از اول انقلاب تا امروز است ، كه براي تضعيف روحيه ملت مقاوم و رزمندگان عزيز به هر نوع دروغ و تهمتي متسبت مي شوند ، ولي - بحمدالله - نه تنها هيچ يك از تيرهاي آنان به هدف نرسيد كه نتيجه معكوس داد. اكنون از چنين مارهاي زخم خورده اي نبايد غافل بود. صحيفه نور ، ج 19 ، ص 222


 

لزوم مقابله با سياست هاي اختلاف برانگيز آمريكا

به دولت هاي كشورهاي اسلامي هشدار مي دهم كه از اشتباهات گذشته دست بردارند. و با يكديگر دست برادري دهند و با خضوع در مقابل خداوند تعالي و اتكال به قدرت اسلام ، دست ظالمانه جباران و غارتگران جهان خوار خصوصا آمريكا را از منطقه كوتاه كنند

آنچه كه من مي فهم و احتمال زياد مي دهم اين است كه آمريكا نه دخالت نظامي در ايران مي خواهد بكند و نه حصر اقتصادي...خودش هم مي داند، لكن از راه اساسي تر پيش آمدند و آن راه اين است كه ما را از باطن خودمان آسيب پذير كند و ما را بگنداند از باطن خودمان ، از اول هم بنانشان بر همين معناست . شايد در انقلاب هايي كه واقع مي شود آن هايي كه مي خواهند نفع ببرند يا ضرري كشيدند كه مي خواهند

آمريكا مي خواهد با تمام قوا بين مسلمين اختلاف بيندازد ...ايد مسلمين توجه داشته باشند كه طرح آمريكايي براي شرق و براي ملل اسلامي و دولت هاي اسلامي صرفه ندارد . بايد همه مسلمين توجه كنند و به حكومت هاي خود تذكر دهند كه زير بار طرح هاي آمريكايي كه از اين به بعد ، يكي بعد از ديگري خواهد آمد ، نرود و بازي نخوردند از اين شياطين . صحيفه نور ، ج 15. ص 243

مسلمانان ...بايد به خوبي بدانند كه دشمن اصلي اسلام و قرآن كريم و پيامبر عظيم الشان صلي لله عليه و آله و سلم ، ابر قدرت ها خصوصا آمريكا و وليده فاسدش اسرائيل است كه چشم طمع به كشورهاي اسلامي دوخته و براي چپاول مخازن عظيم زير زميني اين كشورها از هيچ جنايت و توطئه اي دست بردار نيستند و رمز موفقيت آنان در اين توطئه شيطاني ، تفرقه انداختن بين مسلمانان به هر شكل كه بتوانند مي باشد . .. اين كوردلان جيره خوار با اسم اسلام و قرآن مجيد و سنت پيامبر مي خواهند اسلام و قرآن و سنت را از بين مسلمين برچينند ، چرا كه اسلام و كتاب و سنت را خار راه خود و مانع از چپاولگري شان مي دانند، چرا كه ايران با پيروي از همين كتاب و سنت بود كه در مقابل آنان بپا خاست و انقلاب نمود و پيروز شد. صحيفه نور ، ج 19، ص 46  


 

 لزوم وحدت بين مستضعفان براي رفع سلطه هاي شيطاني (آمريكا و ...)


 

مستضعفان جهان ،چه آن ها كه زير سلطه آمريكا و چه آن ها كه زير سلطه ساير قدرتمندان هستند اگر بيدار نشوند و دست شان را به هم ندهند و قيام نكنند ، سلطه هاي شيطاني رفع نخواهد شد و همه بايد كوشش كنيم كه وحدت بين مستضعفان در هر مسلك و مذهبي كه باشند ، تحقق پيدا كند كه اگر خداي ناخواسته سستي پيدا شود ، اين دو قطب مستكبر شرق و غرب مانند سرطان همه را به هلاكت خواهند رساند. ما عازم هستيم كه تمام سلطه ها را نابود سازيم و شما هم كوشش كنيد كه ملت ها را با حق همراه كنيد .  20 / 2/ 62

لزوم مقابله با سلطه طلبي آمريكاي جنايتكار

مهمترين و درد آورترين مساله اي كه ملت هاي اسلامي و غير اسلامي كشورهاي تحت سلطه با آن مواجه است موضوع آمريكاست . دولت آمريكا به عنوان قدرتمند ترين كشورهاي جهان براي بيشتر بلعيدن ذخاير مادي كشورهاي تحت سلطه از هيچ كوششي فروگذار نمي كند. آمريكا دشمن شماره يك مردم محروم و مستضعف جهان است . آمريكا براي سيطره سياسي و اقتصادي و فرهنگي و نظامي خويش بر جهان زير سلطه ، از هيچ جنايتي خودداري نمي نمايد. او مردم مظلوم جهان را با تبليغات وسيعش كه به وسيله صهيونيسم بين الملل سازماندهي مي گردد، استثمار مي نمايد . او با ايادي مرموز و خيانتكارش ، چنان خون مردم بي پناه را مي مكد كه گويي در جهان هيچ كس جز او و اقمارش حق حيات ندارند. ايران كه خواسته است از هر جهت با اين شيطان بزرگ قطع رابطه كند . امروز گرفتار اين جنگهاي تحميلي است ....ملت هاي مسلمان بايد بدانند كه ايران كشوري است كه رسما با آمريكا مي جنگد و شهداي ما ، اين جوانان و دلاوران ارتش و سپاه از ايران و اسلام عزيز در مقابل آمريكا دفاع مي كنند. صحيفه نور. ج 13، ص 84

تكليف بر گسترش نهضت مستضعف در مقابل مستكبر


ما اميدواريم ، ما اميد آن داريم كه همه اقشار ملت هاي مستضعف به هم بپيوندند. ما از خداي تبارك و تعالي مي خواهيم كه مسلمين در تمام اقشار عالم بيدار شوند. مسلمين از تفرقه ، از اختلاف دست بردارند ..... بايد اين نهضت در تمام عالم، نهضت مستضعف در مقابل مستكبر در تمام عالم گسترده شود، ايران مبدا و نقطه اول و الگو براي همه ملت هاي مستضعف ، ملت هاي مستضعف ببينند كه ايران با دست خالي و با قدرت ايمان و با وحدت كلمه تمسك به اسلام در مقابل قدرت هاي بزرگ ايستاد و قدرت هاي بزرگ را شكست داد. ساير اقشار ملت ها به اين رمز اسلامي ، به اين رمز ايماني اقتدا كنند. در تمام اقشار عالم مسلمين بپا خيزند بلكه مستضعفين بپا خيزند وعده الهي كه مستضعفين را شامل است و مي فرمايد كه ما منت بر مستضعفين مي گذاريم كه آن ها امام بشوند در دنيا و وارث باشند ، امامت حق مستضعفين است. وراثت از مستضعفين است . مستكبرين غاصبند، مستكبرين بايد از ميدان خارج بشوند . ما مستكبرين ايران را از صحنه بيرون كرديم و به جاي آن مستضعفين نشستند. صحيفه نور، جلد 6، ص 168


   مقابله مسلمين با مخالفان ، با استفاده از سلاح ايمان

 

شما مي دانيد، در تاريخ ديديد كه مسلمين صدر اسلام با يك وعده كم اما مجتمع و با ايمان غلبه كردند، در ظرف كمتر از نيم قرن بر تقريبا معموره آن وقت غلبه كردند براي اين كه با هم بودند و اسلحه ايمان در دست آن ها بود. كي ما مي خواهيم اين اسلحه ايمان را - كه كنار گذاشته است - به دست بگيريم و با اين قدرت ها با اسلحه ايمان مقابله كنيم ؟ شما ديديد كه يك ملتي كه عددش كم و هيچ اسلحه نداشت و هيچ ابزار جنگي نداشت و هيچ نظامي گري نداشت و ابزار ايمان داشت و با ابزار ايمان غلبه كرد بر يك قدرت شيطاني كه همه قدرت ها دنبال او بودند. نه همان ابر قدرت ها ، همه قدرت ها دنبال او بودند. اين قدرت ايمان بود كه يك مشت مردم را كه هيچ نداشتند غلبه داد . اين همان قدرتي بود كه در صدر اسلام با يك ابزار كم غلبه كردند بر روم با آن بساط . صحيفه نور، ج 19، ص 93


تکلیف به مبارزه با ظلم و استکبار


 تكليف ما اين است كه در مقابل ظلم ها بايستيم ، تكليف ما اين است كه با ظلم ها مبارزه كنيم ، معارضه كنيم ، اگر توانستيم آن ها را به عقب برانيم كه بهتر و اگر نتوانستيم ، به تكليف خودمان عمل كرديم . اين طور نيست كه ما خوف اين را داشته باشيم كه شكست بخوريم . اولا كه شكست نمي خوريم ، خدا با ما است و ثانيا بر فرض اين كه شكست صوري بخوريم شكست معنوي نمي خوريم و پيروزي معنوي با اسلام است ، با مسلمين است ، با ماست. شما قدرتمند باشيد و در مقابل همه مشكلات قيام كنيد و وحدت خودتان را حفظ كنيد . توجه به خدا را حفظ. صحيفه نور ، ج 12 . صص 92و 93


وعمده مطلب اين است كه ما تكليفي داريم ، ما مكلفيم ، خدا به ما تكليف داده است كه با اين مخالفين اسلام و مخالفين ملت اسلام مبارزه كنيم يا پيش مي بريم . يا نمي بريم اگر پيش برديم كه الحمدلله، هم ما به تكليفمان عمل كرده ايم و هم پيش برديم و اگر هم مرديم و كشته شديم . به تكليفمان عمل كرديم . ما چرا بترسيم . ما شكست نداريم ، شكست براي ما نيست براي اين كه از دو حال خارج نيست يا پيش مي بريم كه پيروز هم شديم يا پيش نمي بريم كه پيش خدا آبرومنديم صحيفه نور، ج 9 . ص 22

احمدی نژاد مرد کارهای بزرگ

طرح سهميه بندي بنزين و اجراي كارت هوشمند سوخت كه از سال 83 در دستور دولت بود و علي رغم اختصاص بودجه ي كلان به اين بخش كوچكترين اقدامي در اين باره صورت نگرفت (شايد بهتر است بگويم جرئت انجام اين كار را نداشتند) با كار بسيار بزرگي كه در دولت نهم صورت گرفت به مرحله اجرايي شدن رسيد. البته در اين ميان نمي توان از جنگ رواني تعدادي از گروه هاي دوم خردادي كه از هر فرصتي براي ضربه زدن به اعتبار دولت استفاده مي كنند غافل شد. در ادامه سعي خواهيم كرد اين بحث را از چند منظر بنگريم.
بهتر است ابتدا به ابعاد و كاركرد هاي اين پروژه ي عظيم ملي منصفانه نگاه كنيم و فارغ از نگاه هاي سياسي از مجريان اين پروژه ي بزرگ تشكر و قدرداني كنيم براي يادآوري عظمت كار انجام شده درباره كارت هوشمند سوخت كافي است به ياد آوريم كل شبكه ي بانكي كشور طي 6 سال گذشته فقط دوميليون كارت بانكي صادر و اجرا كرده اما در اين پروژه طي چند ماه 10 ميليون كارت هوشمند خودرو شخصي و موتورسيكلت توزيع و كاربري شده است. اهميت اين كار بزرگ وقتي روشن مي شود كه به ياد آوريم تقريباً در هيچ حوزه ي اقتصاد ايران هيچ آمار رسمي و هوشمند وجود نداشته است و به همين دليل اصولاً تصميم گيري در ايران بر اساس حدس و گمان انجام مي شود ، نه اطلاعات دقيق.
به نظر مي رسد اجرايي كردن كارت هوشمند مي تواند حسن شروعي باشد براي انجام كارهاي بزرگ ديگري همچون هدفمند كردن يارانه ها، جلوگيري از فرار مالياتي و ... كه بي شك دولت خدمتگزار نشان داد عزم كافي براي انجام كارهاي بزرگ دارد. هر چند اطلاع رساني درباره ي سهميه بندي و عملكرد برخي مسئولان در اعلام سهميه بندي كاملاً افتضاح بود اما حرص و ولع برخي هموطنان براي گرفتن 40 -30 ليتر بنزين بدون سهميه هم در نوع خود به عنوان يك پديده ي اجتماعي قابل توجه بود.
به نظر مي آيد قيمت آزاد بنزين و توزيع خارج از سهميه آن در شرايطي كه ناوگان حمل و نقل عمومي هنوز كامل و كارآمد نشده است، يعني دور شدن از هدف مهار مصرف بنزين، چرا كه فقدان سيستم حمل و نقل عمومي كارآمد، تقاضا براي بنزين بي کشش است يعني مصرف كنندگان به قيمت آن حساس نيستند چون براي سفرهاي درون و برون شهري اغلب چاره اي بجز استفاده از خودرو هاي شخصي و مصرف بنزين ندارد به همين دليل هم بود كه مجلس هفتم تصميم گرفت براي مهار بنزين به جاي افزايش ناگهاني آن، مصرف بنزين را به تدريج و با ابزارهاي ديگر محدود كند.
خوشبختانه دولت با درك اين موضوع، عرضه ي بنزين خارج از سهميه بندي را منفي دانسته اند در اين شرايط دولت بايد كاري كند كه بازار سياه عملاً شكل نگيرد و خريد و فروش بنزين به قيمت آزاد رايج نشود. البته بايد يادآور شد اگر ميزان سهميه ها انعطاف لازم را نداشته باشد و حمل و نقل عمومي ناكارآمد بماند و سيستم تعويض كارت هاي معيوب و يا مفقودی با تعلل كاركتد طبيعي است بازار سياه بنزين شكل مي گيرد و هرگز نبايد فراموش كرد كه هدف همه ي اين پروژه ها محدود كردن مصرف بنزين است.
و اما تسويه حساب ها با دولت
شايد به جرئت بتوان گفت بسیاری منتقدين دولت از هر فرصتي براي ضربه زدن تسويه حساب هاي جناحي خود استفاده مي كنند. نسل بيدار در شماره هاي بعد قطعاً به اين موضوع خواهد پرداخت ولي آن چه كه بسيار مهم است عمل كرد برخي خبرگزاري ها و روزنامه ها كه عرضه ي بنزين را به تسويه حساب هاي جناحي با دولت انتخاب كرده بودند در اين زمينه تأسف بار است در اين ميان رسانه ي ملي هم امتحان بدي داد و عملاً و البته ناخواسته با خط خبری راديو فردا و بي بي سي هم آواز شد.
البته از ابتدا روشن بود توزيع سراسري بنزين به وسيله ي كارت هوشمند سوخت و اجراي سهميه بندي با اين ابزار منافع دو گروه را در اين به خطر مي اندازد.
گروه اول قاچاقچيان عمده سوخت هستند كه نه از مرحله ي پمپ بنزين به باك خودروها بلکه در مسير انتقال بنزين از بنادر و پالايشگاه ها به مخازن اصلي يا در مسير توزيع رسمي بنزين از مخازن اصلي به پمپ بنزين، بنزين بسيار ارزان را از مسير توزيع رسمي منحرف و به سمت بازارهاي داغ آن سوي مرز ها منحرف مي كنند. با اجرايي شدن كارت هوشمند سوخت در سراسر كشور راه نامشروع پول در آوردن اين عده عملاً مسدود شده چراكه با ادغام آمار كليه پمپ بنزين ها به تدريج آمار قطعي كلي بنزين تحويل وارد شده وبه خوردرو ها مشخص مي شود و به همان ترتيب از اين پس اگر بنزين از مخازن اصلي كشور از مسير تحويل به پمپ بنزين ها و بعد صاحبان خودرو منحرف شود خيلي سريع مچ عاملان اين نوع قاچاق كلان باز مي شود.
كساني كه در روز هاي اخير با شدت هر چه تمام تر پروژه ي كارت هوشمند سوخت را تخطئه غیر ممکن غیر اجرایی توصیف می کنند سنگ چه کسانی را خواسته!! (یا ناخواسته) به سینه می زنند.
گروه دوم دلالان بنزین هستند که منافع شان به خطر می افتد کسانی که سالیان اخیر پورسانت های 5 میلیارد دلاری فروش بنزین به ایران را در جیب می گذارند با مصوبه ی مجلس اصول گرا عملاً این واردات به 5/2 میلیارد کاهش می یابد یعنی نیمی از پورسانت شیرین واردات بنزین در جیب دلالان وارد نخواهد شد.
البته نباید از گروه معلوم الحال سوم نیز غافل شد. برخی مخالفین سیاسی دولت احمدی نژاد و برخی کارشناسان اقتصادی! که عمدتاً در دولت های سابق در مصدر امور بوده اند و در واقع از مسببان بحران فعلی بنزین هستند این عده که در طی سال های 76 تا 84 نه پالایشگاهی ساخته اند نه پالایشگاه های موجود را برای تولید بنزين بیشتر بهسازی کرده اند، نه برای گاز سوز کردن خودروها کار جامعی کرده اند نه برای حمل و نقل عمومی در مقابل یک کار انجام داده اند و آن افزایش ظرفیت تولید خودرو در کشور .
نتیجه را می توان دید؛ واردات هنگفت بنزین توسط چهارمین تولید کننده نفت که می تواند پاشنه ی آشيلي برای وارد کردن فشارهای اقتصادی برای رسیدن به منافع سیاسی دولت های غربی باشند.
به دو گروه اول که مخالف سهمیه بندی بنزین با کارت هوشمند می توان حق داد که علیه این طرح بزرگ ملی جنجال به پا کنند اما آن گروه سوم یعنی مخالفان سیاسی دلسوزی! که با جنجال روانی علیه توضيع بنزین با کارت هوشمند پیوسته اند بايد برادرانه هشدار داد كه نكند ناخواسته! در خدمت قاچاقچيان و دلالان بنزين قرار بگيرند.
در پایان باید يادآوري کنیم که سیاست قطعی دولت و مجلس ابزار فرهنگی می طلبد و اين رسانه های عمومي هستندكه بايد فرهنگ صرفه جويي در مصرف سوخت استفاده از حمل و نقل عمومی، مدیریت سفر های برون شهری را تبلیغ و ترویج کنند. اين را بدانيم كه مهار مصرف سوخت يك نياز 100% مصلحت جويانه است ؛ جای نق زدن و آیه ی یأس خواندن همه باید کمک کنیم تا این هدف مهم هر چه بهتر محقق گردد.

                                                                                                               

اتحاد لازمه بقاست!

هوالحكيم

اتحاد لازمه بقاست( من اگر ما نشوم تنهايم تو اگر ما نشوي خويش تني چه كسي
مي خواهد من و تو ما نشويم )

اينك كه با توفيقات الهي موفق به انتشار اين هفته نامه شديم برخود لازم ديديم تا فارغ از هر جهت گيري تند و كند در مسير اصول گرايي چند عهد و پيمان را با خوانندگان عزيز مان مرور نماييم.

امسال كه مزين است به سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي براي اصول گرايان كه چند صباحي توفيق خدمت گذاري برايشان فراهم آمده است بيش از هر چيز به اين اتحاد نياز دارد . گروههاي مختلف اصول گرا بار ديگر در مسير آزموني حساس قرار گرفته اند كه چه خوب است با دقت نظر و درايت اين بار نيز بي هيچ دغدغه اي عزم خود را جزم كرده در مسير خدمت بر ديگران پيشي گيرند.

مجلس كه به فرموده امام راحل مان از مهمترين امور است نبايد دچار مشكلات چند سال قبل شود  تجربه مجلس ششم كه اصول گرايان را متحد نمود شايد بازهم بايد تكرار شود .  خاطرات حوادث سال 82 را به ياد آوريم تا انسجام دروني يمان افزايش يافته و براي انجام يك رقابت جدي سالم و تاثير گزار حضور فعال داشته باشيم  چه خوب است جمع اصول گرايان استان خراسان جنوبي با هم فكري و تعامل هرچه بيشتر به تركيبي واحد و حمايتي همه جانبه  از كانديداهاي هشتمين دوره مجلس دست يابيم  مانيز برانيم كه در اين جريده به تحليل مسائل ريز و درشت حادث شده  در سطح كشور و استان بپردازيم . از اين رو از همه خواننده گان مي خواهيم با همكاري مشفقانه با اين نشريه ما را در هدفي كه انتخاب نموده ايم ياري رسانيد.

بايد تلاش كنيم تامجلس هشتم در مسير تكامل و كمك به دولت  نهم بتواند گامهاي جديدي بردارد. اينك كه دولت اسلامي و رئيس جمهور شجاع و جسور كه به شدت  به دنبال اجراي عدالت است  نياز به پشتوانه جدي در مجلس دارد.

 يادمان باشد كه شرط اتحاد و انسجام آن است كه از منافع شخصي بگذريم وبه منافع گروه و بلكه  بالا تر اسلام و ايران بينديشيم  باشد كه  خداي متعال به ما ياري رساند .

 يادمان باشد از امروز جفايي نكنيم             گرچه در خويش شكستيم صدايي نكنيم               

سيد مجيد علوي

چرا اشتباهاتمان را تکرار نمی کنید؟

  1. پیشتر در رسانه ها و در اوایل کار دولت احمدی نژاد زمانی که تنها چند ماه از شروع به کار دولت نگذشته بود شاهد ارسال نامه ی 54 اقتصاد دان به دولت بودیم آن هم نه به دفتر رئیس جمهوری بلکه به رسانه ها. شاید حمله به سیاست های اقتصادی دولتی که هنوز چند ماه از آغاز فعالیت های آن نگذشته بود کمی زود به نظر می آمد. تا اینکه چند هفته پیش این بار 57 اقتصاد دان به دولت نامه نوشتند و در این نامه تمام گرفتاری های چندین ساله ی اقتصاد ایران را متوجه دو سال فعالیت دولت احمدی نژاد کردند آنها شاید فراموش کردند ریشه ی مشکلات اقتصادی امروز کشور در اندیشه چه کسانی و در چه سال هایی شکل گرفت. صبح روز 22 خرداد یعنی یک روز پس از انتشار نامه ناراحت تر از امضا کنندگان کسی نبود زیرا هر چه رشته بودند پنبه شد (نامه 8 اقتصاددان جهان و عضو صندوق بین المللی پول که 15 موفقیت اقتصادی دولت نهم را بر شمرده بود) نکته ی جالب اینکه متن این نامه بر خلاف نامه ی قبلی در هیچ روزنامه ی دوم خردادی منتشر نشد با کمی دقت به امضاکنندگان نامه ی فوق الذکر (57 اقتصاددان؟) به نکات جالبی بر می خوریم.
    1- در بین امضاکنندگان نامه چند اسم جالب به نظر می رسد: سعید شیرکوند معاون سابق وزیر اقتصاد، احمد میری و علی قنبری نمایندگان مجلس ششم، حسین عبدی تبریزی دبیرکل سابق بورس، جعفر عبادی معاون سابق سازمان مدیریت و محمد ستاری فرد رئیس سابق سازمان مدیریت و برنامه ریزی که اکثر این افراد از مهره های اقتصادی 8 ساله ی حکومت اصلاح طلبان و قبل از آن در دولت و مجلس بودند، همچنین در بالا هم اشاره شد همین افراد یک سال و نیم پیش هم نامه ای به دولت نوشتند و با پیش بینی های عجیب و غریب شکست سیاست های اقتصادی دولت را مطرح کردند. جالب آنکه نه تنها دولت دچار شکست اقتصادی نشد بلکه با راهکارهای کاملاً کارشناسی و البته منطبق بر شعار عدالتمداری رونق رشد اقتصادی را آنچنان سبب شد که کارشناسان صندوق بین المللی پول به تأیید سیاست های اقتصادی دولت اقدام کنندکه از آن جمله می توان به سهام عدالت و توزیع برابر ثروت در سطح استان ها اشاره کرد. اما آن قسمت از گرانی ها و مشکلاتی که وجود دارد صرف نظر از میزان تأثیر سیاست های غلط اقتصادی دولت های گذشته به خصوص در زمینه های مسائلی چون مسکن و ... مشکلاتی وجود دارد که منشأ آنها دخالت مستقیم مافیای قدرت و ثروت در این زمینه هاست.
    2- جالب اینکه افراد مذکور هدف خود را از تدوین این دو نامه شرمنده نشدن در پیشگاه مردم اعلام نمودند! معلوم نیست آقایانی که سال ها نظریه پرداز و تصمیم ساز و تصمیم گیر سیاست های اقتصادی کشور بودند و با جهت گیری های ضد عدالتمند خود باعث ایجاد شکاف های طبقاتی و تمرکز ثروت در دست عده ای خاص و از طرفی فشار های تورمی و فقر و گرانی را سالها بر مردم تحمیل کردند چطور یکباره به فکر مشکلات افتاده اند مگر نه اینکه امثال جناب قنبری در مجلس اصلاحات و آقای شیرکوند در دستگاه اقتصادی دولت اصلاحات سال ها حکم رانده اند وزحمت مردم داده اند.
    آقای ستاری فر که سال ها در سمت ریاست سازمان مدیریت به دیکته کردن سیاست های اقتصادی لیبرال سرمایه داری پرداخته اند چه حق دارند کارشناسانه ترین و شجاعانه ترین تصمیمات اقتصادی دولت نظیر بودجه عملیاتی تفکیک سازمان مدیریت استان ها از سازمان مرکز و سهام عدالت را زیر سوال ببرند. نسل بیدار با باز شدن این فتح باب قطعاً در شماره های بعد ابعاد مختلف این نامه و موفقیت های اقتصادی دولت اصولگرا را به صورت مبسوط بیان خواهد کرد.