فتنه افراسياب

خداوند شر امثال رحیمی را در دولت کم کند! انشا الله

فتنه افراسياب

1- رستم همه در اين انديشه بود كه فرزند گمشده خويش «سهراب» را بيابد و با اين دغدغه كه پدر را آرام نمي گذاشت، كوه و دشت را زير پا مي گذاشت. آن سوي ديگر، سهراب نيز در فراق پدر بي تاب بود و در جستجوي او كه به چهره نمي شناخت، اين سوي و آن سوي مي رفت و به هرجا كه اندك اميدي به يافتن پدر داشت با پاي سر مي شتافت. سرانجام، پدر و پسر به هم رسيدند و با نقطه وصل فاصله اي كمتر از يك تار مو داشتند. اما در اين ميان، افراسياب كه بدخواه هر دو بود، سهراب را گفت؛ آن پهلوان سپيدموي مانع ديدار تو با پدر است، آن يل سپيدموي رستم بود و در ديگرسوي، رستم را نهيب زد كه آن پهلوان جوان، رخصت ديدار تو با پسر نمي دهد، آن پهلوان جوان سهراب بود. هر يك را جداگانه وسوسه كرد كه مانع ديدار از ميان بردارد و چنين بود كه رستم و سهراب به هم آويختند بي آنكه بدانند هر يك گمشده ديگري است و آمده اند تا بهم آميزند و دمار از تورانيان برآورند. افراسياب از توران بود. ماجرا زياد به درازا نكشيد و پدر و پسر يكديگر را شناختند. رستم بازوبند سهراب را ديد كه مادرش تهمينه بر بازوي او بسته بود. اما ديگر دير شده بود و اين شناسايي هنگامي دست داد كه خنجر رستم پهلوي سهراب را شكافته بود. سراسيمه نوشدارو طلبيد، ولي نوشداروي بعد از مرگ سهراب را چه سود؟! ديگر، كار از كار گذشته بود.
2- ديروز فراكسيون اصولگرايان مجلس به منظور تصميم گيري درباره وزير كشور پيشنهادي دولت، جلسه اي داشته اند كه اقدامي پسنديده با هدف اتخاذ تصميم هاي مناسب و سنجيده است. اما گزارش هاي رسيده حاكي از آن است كه در اين نشست، نمايندگان موافق و مخالف بيشتر از آن كه درباره صلاحيت وزير پيشنهادي بحث و تبادل نظر كنند از گلايه ها و دغدغه هاي خود نسبت به برخي از عملكردهاي دولت سخن گفته اند كه شماري از اين گلايه ها نه فقط قابل ملامت نيست بلكه از سر دلسوزي براي نظام و برخاسته از دغدغه و نگراني نمايندگان محترم براي جبهه اصولگرايان و تداوم خدمت آنان به مردم بوده و هست. گلايه هايي نظير آن كه چرا علي رغم مواضع و عملكرد ناپسند و پرآسيب فلان معاون رئيس جمهور و در حالي كه بسياري از دلسوزان با ارائه دلايل منطقي بركناري او را به مصلحت دولت و نظام مي دانند، آقاي احمدي نژاد حاضر به عزل وي نيست. و يا، چرا بعد از رأي اكثريت اصولگرايان مجلس به استيضاح آقاي كردان، دولت در يك اقدام غيرمنتظره كه رنگ و بوي- خداي نخواسته- لجبازي دارد، معاونان پارلماني وزرا و مديران كل مربوطه را از حضور در مجلس و تعامل با نمايندگان منع كرده است و يا...
البته دولت نيز در سوي ديگر اين ماجرا، گلايه هايي از مجلس دارد كه نمي توان تمامي آنها را بي مورد تلقي كرد. اما، فارغ از قضاوت نهايي درباره اين گلايه ها و ميزان صحت و سقم آنها، بايد گفت كه فرصت براي گله گذاري از دست نرفته و امروزه مسئله بسيار بااهميت تري در ميان است و آن، مصالح نظام و جبهه اصولگرايان است. يعني جبهه اي به وسعت توده هاي عظيم مردم و ترجمان ديگري از خط امام و رهبري كه ملت طي چند سال اخير طعم شيرين خدمتگزاري، مردم دوستي، پاكدستي و اقتدار و عزتمندي آن را در چهره دولت نهم و اكثريت دو مجلس هفتم و هشتم چشيده اند.
بنابراين اگر اين گلايه ها ملاك و معيار تعيين كننده در رأي نمايندگان مجلس به وزير پيشنهادي باشد- كه نيست ولي بيم آن مي رود- نتيجه به يقين با مصلحت نظام، دولت، مجلس و مردم فاصله خواهد داشت. چرا كه روال قانوني و پسنديده آن است كه ملاك و معيار موافقت و مخالفت نمايندگان با وزير پيشنهادي دولت، صلاحيت شخص پيشنهاد شده باشد. در اين حالت نتيجه هر چه باشد به يقين مصلحت نظام و مردم در آن جاي دارد.
3-برخي از شواهد و قرائن موجود از حضور احتمالي «افراسياب» يا «افراسياب»ها در جبهه اصولگرايان حكايت مي كند. كساني كه كارشان نه فقط به دلسوزي نمي ماند، بلكه به نفوذي ها شبيه ترند و در خوشبينانه ترين احتمال، منافع شخصي خود را بر منافع نظام، مردم و اصولگرايان ترجيح مي دهند. مأموريت اين افراسياب يا افراسياب ها، دشمن نمايي دوستان و دوست نمايي دشمنان است. امام راحل ما(ره) در پاسخ به نامه آقاي محمدعلي انصاري كه منشور برادري نام با مسمايي براي آن است، از اين عده با عنوان «واسطه ها» ياد مي كرده و مي فرمودند؛«بايد از واسطه هايي كه فقط كارشان القاي بدبيني نسبت به جناح مقابل- در اينجا بخوانيد طرف مقابل از يك جناح-است، پرهيز نمود. شما آنقدر دشمنان مشترك داريد كه بايد با همه توان در برابر آنان بايستيد.»
به عنوان مثال، چند هفته قبل مديركل پارلماني دولت در مقابل تحويل چك 5ميليون توماني كمك رياست محترم جمهوري به نمايندگان كه به آباداني مساجد اختصاص داشت از آنان با ترفند- و در پوشش نسخه دوم رسيد چك- نامه اي با مضمون انصراف از استيضاح وزيركشور مي گرفت! در پي اين ماجرا، آقاي احمدي نژاد كه از اين رخداد به شدت برآشفته بود-و حق داشت- براي پيشگيري از اينگونه سوءاستفاده ها، در جلسه هيئت دولت اعلام مي دارد كه از اين پس تعامل دولت و نمايندگان فقط در روال قانوني آن صورت بپذيرد تا اگر مثلاً كمكي به مساجد مي شود، كساني آن را دستاويز سوءاستفاده قرار ندهند. اين پيشنهاد رئيس جمهور محترم ريشه در قانونگرايي ايشان دارد. اما، آقاي دكتراحمدي نژاد از جلسه چند روز قبل از آن باخبر نبود. جلسه 15نفره در منزل... در آن جلسه كه بعد از رأي مثبت مجلس به استيضاح و دور از چشم رياست محترم جمهوري تشكيل شده بود، خبر رسيد آقاي... توانسته است موافقت آقاي... را براي مخالفت با اعزام معاونان پارلماني وزرا و مديران كل آنها به مجلس كسب كند! و... به بيان ديگر، يك واسطه - كه از مسئولان رده پائين هم نيست- براي آن كه از مجلس به خاطر استيضاح يارغار خود انتقام بگيرد، از يكسو طرح مخالفت با اعزام معاونان پارلماني وزرا به مجلس را در جلسه 15نفره مورد اشاره كليد مي زند و از سوي ديگر همين اقدام را براي رئيس جمهور محترم با عنوان يك حركت قانون گرايانه و با هدف پيشگيري از رخدادهايي نظير آنچه مديركل پارلماني دولت انجام داده بود، قلمداد كرده و جا مي زند!
و اين در حالي است كه رد پاي «واسطه» ياد شده در ماجراي چك هاي 5ميليون توماني و گرفتن امضاي انصراف از استيضاح به وضوع ديده مي شود و نتيجه آن كه «رستم و سهراب» ما در ميداني كه افراسياب طراحي كرده است به هم مي آويزند و از حق نگذريم، هر دو حق دارند!
و يا هنگامي كه فلان مشاور رئيس جمهور بدون اطلاع وي يادداشتي عليه استيضاح كنندگان مي نويسد و آنان را با بي نزاكتي مخاطب قرار مي دهد، بديهي است كه نمي توان از نمايندگان مردم انتظار سكوت و تماشا داشت.
4- ماجراي مورد اشاره در بند 3 اين نوشته، فقط يك «نمونه» است و بايد اذعان كرد كه متاسفانه اين نمونه ها كم نيستند و مجموعه آنها با نگاهي هرچند گذرا نيز طبيعي به نظر نمي رسند و بوي فتنه مي دهند و در فضاي فتنه گام زدن به احتياط اولين و عاقلانه ترين گام است. گام به احتياط زدن نه اين كه گام نزدن! بيانات اخير رهبر معظم انقلاب كه به هر دو حجت عقل و نقل، لازم الاتباع است بي گمان نگاهي حكيمانه به همين ميدان است. ميداني كه اگر دشمن طراحي نكرده باشد، به يقين مطلوب دشمنان است. در اين ميدان با احساس اندك شبهه بايد به احتياط گام برداشت.
5- اظهارات نمايندگان اصولگراي مجلس و سوابق آنان كمترين ترديدي باقي نمي گذارد كه در گلايه هاي گاه و بيگاه خود از دولت، مصلحت نظام و حفظ اقتدار و كارآمدي دولت را در دل دارند و از سوي ديگر دولت نيز بارها نشان داده است كه شيفته خدمت است نه تشنه قدرت. اين سخن از روي تعارف نيست، همه شواهد و قرائن و اسناد غيرقابل ترديد بر آن گواه است. آيا تركيب اصولگراي مجلس هشتم شور و نشاط مردم و شكر و سپاس آنان به خداي سبحان را درپي نداشت؟ داشت. آيا دولت نهم، گفتمان امام و انقلاب را از سال هاي اوليه انقلاب به دهه سوم نياورد؟ آورد. آيا مصوبات مجلس هاي هفتم و هشتم، نااميدي همراه با خشم دشمنان را رقم نزد؟ و آ يا امروزه تمامي دشمنان بيروني و دنباله هاي داخلي آنها در حذف احمدي نژاد و تضعيف دولتي كه با اقتدار و با تاكيد بر آموزه هاي اصيل اسلام و انقلاب در مقابل قدرت هاي استكباري ايستاده است و مجلسي كه بر همين آموزه ها تكيه دارد، اتفاق نظر ندارند؟ اگر چنين است كه چنين است حمايت دولت از مجلس و پشتيباني مجلس از دولت نه فقط يك توصيه اخلاقي- كه در قد و قواره نگارنده نيست- بلكه يك واجب عيني و ضروري است و خواست قطعي و بي ترديد همه اصولگرايان.
6- بديهي است كه قبول يا رد وزير پيشنهادي دولت از اختيارات مجلس است و اين اختيار با مصلحت انديشي براي مردم و نظام به نمايندگان ملت واگذار شده است. اما در شرايط كنوني دو نكته با اهميت نيز در ميان است اول؛ موقعيت حساس دولت و ضرورت تقويت آن كه مورد هجوم بي امان همه دشمنان است و دوم؛ تعيين نقطه ايده آل با محاسبه شرايط زماني و مصلحت هاي كنوني، توضيح آن كه به مصداق يك اصل عقلايي، اگر همه آنچه مي خواهيم را به دست نمي آوريم نبايد آنچه را كه مي توانيم به دست آوريم نيز از دست بدهيم.
7- و بالاخره اميد است، دولت محترم و همه مسئولان مراقب افراسياب ها باشند تا رستم و سهراب به جاي آن كه به هم آميزند و به قول امام راحل(ره) «يد واحده» باشند، درهم نياويزند و باز هم به قول حضرت امام- به نقل از كلام خدا- فشل نشوند و ابهت و اقتدار آنان آسيب نبيند.

*حسین شریعتمداری

!هشدار! خداوند به آساني نمي گذرد

هشدار! خداوند به آساني نمي گذرد!

تفضلات و رحمت الهي تا زماني است كه ما مراقب گفتار، رفتار و عملكرد خود باشيم زيرا خداوند با ما خويشاوندي ندارد. برخي كارها و ظلم ها، فتنه اي به پا مي كند كه دامن همه، اعم از ظالم و غير ظالم را مي گيرد

براين اعتقاد و باور هستيم كه در جامعه و نظام سياسي مبتني بر تفكر و انديشه امت و امامت، امام به عنوان ستاره راهنما براي امت است و نجات، فلاح و رستگاري امت، در گرو مبنا قرار دادن همين ستاره راهنما از سوي امت براي حركت در تمامي ابعاد و قلمروهاي حركتي مي باشد. اين جمله قصار و حكيمانه حضرت امام - قدس الله نفس الزكيه - كه فرمودند: «پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكتتان آسيب نرسد»، ناظر و حاكم به همين معناست. جمله مذكور خلاصه و عصاره انديشه سياسي شيعه است كه ولايت فقيه در عصر غيبت را، تجلي و تنها بستر تحقق حاكميت الهي دانسته و هر آنچه غير از اين باشد را طاغوت مي داند. در واقع ولايتمداري، شاخص اصلي براي سنجش ميزان اسلامي بودن، ديني بودن، مومن بودن و خداوندمحوري در جامعه است. براساس آموزه هاي ديني و معارف اسلامي، مي توان چهار مولفه اعتقادي، معرفتي، محبتي و تبعيتي را براي ولايتمداري برشمرد. بنابراين فرد، گروه و جامعه اي ولايت مدار است كه از اين چهار مولفه برخوردار باشد

طي سال هاي اخير رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله العظمي خامنه اي (مدظله العالي) به عنوان ولي امر و صاحب مقام و منزلت امامت امت در عصر حاضر، نسبت به مسائل سياسي جامعه، همواره مردم و به ويژه خواص جامعه اعم از مسئولان و نخبگان سياسي مذهبي را به نكاتي متذكر شده و خواستار توجه و عمل به آن شده اند. يكي از اين امور، توجه دادن همگان به كار و تلاش و جديت دولت براي حل مشكلات كشور براساس شعارهاي انقلاب اسلامي و تحقق آرمان هاي آن و پرهيز دادن همگان از سياه نمايي در وضعيت كشور و تخريب دولت است. در ماه هاي اخير، معظم له بارها ضمن تاكيد بر ضرورت انجام نقد سازنده و منصفانه، فرموده اند بسياري از آنچه در پوشش و با عنوان نقد انجام مي گيرد، در واقع تخريبي است كه در نهايت دود آن به چشم نظام اسلامي (نه تنها دولت به عنوان قوه مجريه) مي رود و اين يك ظلم بسيار بزرگ در حق نظام اسلامي است. رهبر معظم انقلاب اسلامي روز چهارشنبه گذشته در ديدار با كارگزاران حج، با توجه به فضاي سياسي كشور، نسبت به بي بند وباري در اظهارنظر عليه دولت هشدار دادند. ايشان در بخشي از سخنان خود فرمودند: «اين دستاوردهاي نظام اسلامي، به راحتي محقق نشده است كه عده اي بخواهند به دليل اغراض شخصي و دشمني با دولت، در اصل نظام خدشه وارد كنند.» ايشان با اشاره به فضاي سياسي و اظهار ناخرسندي شديد از جو تبليغاتي و مطبوعاتي كشور افزودند: «اين فضاي بي بندوباري در حرف زدن و اظهارنظر عليه دولت، مسائلي نيست كه خداوند به آساني از آنها بگذرد.» براي اهل خرد و انديشه اين جملات از سوي ولي امر مسلمين تكان دهنده ارزيابي مي شود. مدتها است كه رهبر معظم انقلاب نسبت به برخي از موضع گيري هاي ناصواب در كشور هشدار مي دهند. چندي قبل معظم له با اشاره به تخريب ها عليه دولت و سياه نمايي هايي كه انجام مي شود، فرمودند كه به شدت نگران رواج اخلاق بي انصافي در كشور هستند. البته ايشان تصريح داشتند كه اين حركات بي ارتباط با انتخابات رياست جمهوري نيست و در واقع كساني كه سياه نمايي مي كنند و دولت را تخريب مي كنند به دنبال زمينه سازي براي ورود به انتخابات هستند. اما نكته اي كه در هشدار مقام معظم رهبري بايد همه مردم به ويژه خواص به آن توجه كنند، خشم و غضب الهي نسبت به اين بي بندوباري ها و رواج اخلاق بي انصافي در اظهارنظرها و موضعگيري ها است كه اگر كنترل و مهار نشود، دامن همه را خواهد گرفت. ايشان در پايان سخنان خود در همين ديدار پس از ابراز ناخرسندي از فضاي كنوني فرمودند: «تفضلات و رحمت الهي تا زماني است كه ما مراقب گفتار، رفتار و عملكرد خود باشيم زيرا خداوند با ما خويشاوندي ندارد. برخي كارها و ظلم ها، فتنه اي به پا مي كند كه دامن همه، اعم از ظالم و غير ظالم را مي گيرد. بنابراين همه بايد مراقب اظهارنظرها، تبليغات و اقدامات خود باشند

*دکتر یدالله جوانی

چرا احمدی نژاد...؟

چرا احمدی نژاد...؟

آيا اين تلقي فراگير كه احمدي نژاد شايسته ترين گزينه براي رياست جمهوري آينده است با برخي از انتقادهاي جدي كه نسبت به دولت نهم و شخص ايشان وجود دارد، در تناقض نيست؟! يادداشت پيش روي درباره اين گزاره «به ظاهر متناقض» است و چرايي شايستگي احمدي نژاد براي رياست جمهوري دهم را با استناد به امتيازهاي برجسته و غيرقابل انكار و بعضاً منحصر به فرد او پي مي گيرد و براين واقعيت نيز چشم نمي بندد كه «فقط آنهايي كه ديكته نمي نويسند غلط ندارند» و كساني كه به هنگامه نبرد، كنج عافيت مي گيرند و در خانه مي نشينند، زخم برنمي دارند!
1- «نمايش نقطه ايده آل» يكي از شگردهاي رايج و پرمصرف در عمليات رواني است كه اين روزها در حجم انبوهي از سوي دشمنان بيروني و دنباله هاي داخلي آنان عليه احمدي نژاد به كار گرفته مي شود. حريف در اين شگرد روي نقطه ايده آل به عنوان خروجي قابل قبول يك پروژه انگشت مي گذارد و از اين طريق مي كوشد تمامي گام هاي بلند و اقدامات مثبت و مؤثري را كه براي رسيدن به آن نقطه ايده آل انجام گرفته ناديده انگاشته و بي ثمر جلوه دهد. به عنوان مثال در جريان جنگ تحميلي، سقوط صدام و فروپاشي حزب بعث عراق نقطه ايده آل ما بود و در پايان جنگ، اگر چه به اين نقطه نرسيديم ولي طرف پيروز جنگ بوديم چرا كه با حمله صدام، قرار بود انقلاب اسلامي برچيده شود، نظام جمهوري اسلامي ايران سقوط كند، كشورمان تجزيه شود، خوزستان به يكي از استان هاي عراق تبديل شود و... دشمنان به هيچ يك از اين اهداف رسماً اعلام شده خود نرسيدند، بنابراين بديهي است كه ايران اسلامي طرف پيروز جنگ بوده است ولي حريف با اين استدلال كه صدام سقوط نكرده است، جمهوري اسلامي ايران را در تحقق اهداف خود «ناكام»! و طرف شكست خورده جنگ معرفي مي كرد! مسخره نبود؟!
2- احمدي نژاد در آغاز كار از اهداف بلند و سرنوشت سازي به عنوان نقاط ايده آل دولت نهم ياد كرد كه آرزوهاي بر زمين مانده مردم و نظام بود، اهدافي نظير، تأكيد بر آموزه هاي اسلامي و انقلابي، اولويت دادن به محرومان و مستضعفان، مبارزه با مفاسد اقتصادي، توزيع عادلانه ثروت، ايستادگي در مقابل باج خواهي دشمنان، پاكدستي و ساده زيستي دولتمردان، جلوگيري از ريخت و پاش بيت المال، مبارزه با رانت خواري، تلاش و كار بي وقفه و پيوسته و....
اكنون سه سؤال مطرح است. اول اين كه آيا مي توان در ارزشمند بودن اهداف اعلام شده كمترين ترديدي داشت؟ و دوم آن كه آيا احمدي نژاد براي رسيدن به اين اهداف همه تلاش و تمامي شب و روز خود و كابينه اش را به كار نگرفته است؟ و آيا در اين راه هيچ لحظه اي را از دست داده است؟ و سوم آن كه كدام چشم واقع نگري مي تواند، موفقيت هاي فراوان و شگفت انگيز احمدي نژاد و گام هاي بلندي كه براي تحقق اين اهداف برداشته است را ناديده بگيرد؟ هرچند كه در برخي از موارد به دليل طبيعت طولاني مسير، هنوز به نقطه ايده آل نرسيده باشد. مثلاً درباره اهدافي مانند مبارزه با مفاسد اقتصادي، آيا مي توان يك نمونه -فقط يك نمونه- از بي توجهي دولت به اين پديده و يا دست داشتن دولتمردان در اينگونه پلشتي ها را آدرس داد؟ راستي چرا شماري از مفسدان اقتصادي در دولت هاي گذشته برو بيا و آلاف و اولوف فراواني داشتند و در دولت نهم همه مفسدان اقتصادي در صف مخالفان احمدي نژاد ايستاده اند؟ و...
3- دولت نهم با تلاش پيوسته و شبانه روزي -كه اگر نگوئيم از مرز طاقت فرسايي گذشته است، به يقين بايد بپذيريم روي اين خط قرار دارد- گفتمان كار و تلاش بي وقفه را با دو شناسه «انقلابي» و «مردمي» نهادينه كرده است اين تحول بزرگ كه به تدريج حلقه هاي مياني و بدنه دولت را هم فرا مي گيرد، نياز حياتي نظام و آرزوي ديرينه مردم بوده است كه متاسفانه در دولت هاي سازندگي و اصلاحات مورد توجه جدي قرار نگرفته بود. كدام مسئول و دولتمردي را مي توان آدرس داد كه در اوج پركاري به اندازه يك چندم احمدي نژاد فعال و در همان حال تلاش بي وقفه او با دو ويژگي انقلابي و مردمي توأم بوده يا باشد؟! يكي از وزرا كه سابقه اي طولاني در جبهه و جنگ دارد و سال هاي متمادي است روزانه فقط يك وعده غذاي سبك مي خورد، براي نگارنده تعريف مي كرد در يكي از سفرهاي استاني آقاي احمدي نژاد متوجه اين ويژگي او شده بود. تصور نگارنده اين بود كه حتماً احمدي نژاد ايشان را ملامت كرده كه چرا چنين مي كني؟ ولي واكنش آقاي رئيس جمهور اين بود كه؛ مبادا كار نمي كني كه تپل! مانده اي؟! شايد اين واكنش آقاي احمدي نژاد سختگيرانه بوده است، شايد! ولي فرهنگ او همين است، كار مداوم براي مردم با اميد به رضاي خدا و پاداش اخروي.
4- احمدي نژاد، سازوكار و مسير حركت دولت را كه متأسفانه طي دو دهه گذشته از محور اصلي فاصله گرفته بود، به بستر اصلي بازگرداند. گفتمان امام و انقلاب را نه فقط بر زبان كه در ميدان عمل به كار گرفت و دقيقاً به همين علت -و فقط به همين علت- دشمنان بيروني و دنباله هاي دروني آنها كه اين بار سربازي فداكار و از خودگذشته را پا به ركاب رهبري مي ديدند و حاكميت دوباره گفتمان اصيل انقلاب را در افق ايران اسلامي رصد مي كردند، با همه توان به او تاختند و عجيب آنكه از يك سو عملكرد او را كم اهميت جلوه مي دادند و از سوي ديگر براي مقابله با روش و منش او از هيچ خصومت، توطئه و تبليغ سوء چشم نمي پوشيدند... خدا بر درجات حضرت امام(ره) بيفزايد كه در اينگونه موارد خطاب به آمريكا و اسرائيل مي فرمود؛ «اگر مي گوييد چيزي نشده پس چرا اينهمه سروصدا مي كنيد»؟! كينه توزي دشمنان بيروني از آن روي بوده و هست كه دولت نهم را در اصرار بر مواضع امام و رهبري قاطع و جدي ارزيابي مي كند و دنباله هاي داخلي آنها نيز با حضور دولت اصولگرا، رشته هاي چندين و چند ساله خودرا پنبه شده مي بينند. اگر سياست خارجي دولت نهم موفقيت آميز نبوده است چرا آمريكا و متحدانش براي مقابله با احمدي نژاد و دولت نهم، اين همه هزينه مي كنند و خود را به آب و آتش مي زنند؟ آيا آمريكا دوستدار ايران است؟ راستي چه شده كه آمريكا و برخي از احزاب و گروه هاي داخلي روي يك نقطه اشتراك نظر كامل دارند و آن، اين كه رئيس جمهور آينده هركه مي خواهد باشد فقط احمدي نژاد نباشد، چرا؟!
5- در محور حملات خارجي و داخلي به دولت نهم دقت كنيد، اكثر قريب به اتفاق اين حملات قبل از آن كه متوجه احمدي نژاد باشد، حمله به مباني انقلاب، اسلام و نظام جمهوري اسلامي است. به بيان ديگر، احمدي نژاد بهانه است و دشمنان «مستي بهانه كرده و گريه مي كنند»! شعار اسرائيل بايد از صحنه روزگار محو شود، سخن حضرت امام(ره) و سياست رسمي نظام است. مبارزه با مفسدان اقتصادي، تأكيد رهبر معظم انقلاب است. ايستادگي در مقابل باج خواهي قدرت هاي استكباري، خواست امام، آقا و مردم بوده و هست. مقابله با رانت خواري، قانون جمهوري اسلامي است، اولويت دادن به محرومان و مستضعفان و جلوگيري از مفت خوري كلان سرمايه داران نظر صريح امام، رهبري و آرزوي مردم است و... بنابراين احمدي نژاد با عرض پوزش «كتك خورش ملس است» و برخلاف بعضي ها كه حفظ منافع خود را بر پاسداشت اسلام و انقلاب و منافع ملي ترجيح مي دهند، در مقابل اين تهاجم گسترده شانه خالي نمي كند. در ميان «باباشمل»هاي تهران -همان كلاه مخملي ها- رسم بود وقتي كسي به آنها مي گفت «تو بميري»! شانه خود را تكان داده و مي گفتند «رد كردم»! يعني، چرا من به خاطر تو بميرم!
6- دولت نهم توده هاي عظيم مردم مؤمن و انقلابي را كه متأسفانه طي چند سال گذشته تقريباً غريب مانده و از مسئوليت ها دور بودند، به كانون سياست پردازي و تصميم سازي وارد كرد. نگاهي به اعضاي كابينه شامل وزرا و معاونان رئيس جمهور نشان مي دهد كه اكثر قريب به اتفاق آنها اگرچه افرادي با تخصص هاي بالا هستند ولي پيش از ورود به دولت نهم، ناشناخته بوده اند. همين پديده در مسئوليت هاي مياني هم به وضوح قابل ديدن است، معاونان وزرا، مديران كل، استانداران، فرمانداران، رؤساي ادارات و... اين در حالي است كه دولت نهم مطابق آمار موجود كمترين جابه جايي را در سطح كارشناسان بدنه داشته است اگرچه تغييرات در سطح وزرا- البته به قصد كارآمد كردن كابينه و صرفنظر از درستي يا نادرستي آن- چشمگير و بيرون از حد انتظار بوده است.
به كارگيري نيروهاي متعهد اما ناشناخته، ضمن آن كه از ايستايي و گردش مسئوليت در حلقه اي محدود جلوگيري كرده است، سپردن كار مردم به افرادي از جنس خود آنها نيز بوده است كه نزديكي و پيوستگي «مردم- دولت» نتيجه طبيعي آن است.
7- سفرهاي استاني، حضور بي واسطه در ميان مردم و تشكيل جلسات كابينه در تمامي نقاط كشور كه در مواردي پاي هيچ مسئولي حتي در سطح مديركل نيز به آنجا نرسيده بود، مصداق بدون ابهامي از مردم سالاري ديني است. پيش از اين هم رؤساي جمهور به استان ها سفر مي كردند ولي آن سفرها، بيشتر به يك بازديد تشريفاتي شبيه بود و يا به منظور افتتاح فلان طرح و پروژه صورت مي گرفت اما، سفرهاي استاني هيئت دولت نهم، حضور جدي كابينه و تصميم سازي در استان مربوطه است. ضمن آن كه پيوند و همدلي مردم از اقوام و مذاهب متفاوت را در پي دارد.
8- نگاهي به صف حاميان و مخالفان دولت بيندازيد، آيا درس آموز نيست كه توده هاي مؤمن و انقلابي مردم يعني همان ها كه به قول حضرت امام(ره) صاحبان اصلي انقلاب هستند در دايره بزرگ طرفداران دولت قرار دارند و تمامي دشمنان تابلودار بيروني و داخلي انقلاب، نظير آمريكا، اروپا، اسرائيل، گروهك هاي تروريستي ضدانقلاب، مفسدان اقتصادي، حرامخواران و برخي از احزاب داخلي كه پرونده سياهي از حمله به ارزش هاي اسلامي و انقلابي و همخواني با قدرت هاي بيروني دارند در حلقه مخالفان سرسخت دولت نهم جاي گرفته اند؟ و صد البته، حساب منتقدان دلسوزي كه به پاره اي از عملكردهاي دولت و يا شخص رئيس جمهور انتقاد دارند و رفع آن را به نفع نظام مي دانند، از حساب مخالفان ياد شده جداست. و در اين ميان، برخي از مردم نيز نسبت به مسائلي نظير گراني و تورم گله مند هستند كه گلايه آنها شنيدني و پذيرفتني است ولي بايد به اين نكته توجه داشت كه اگر مشكلي در ميان است- كه هست- مشكل مشترك دولت و مردم است، نه آن كه دولت در برخورد با اينگونه مشكلات و دغدغه هاي مردم حساب خود را از آنان جدا كرده باشد. و تاكيد دوباره بر اين سخن خطاب به رئيس جمهور محترم ضروري است كه حساب نقدهاي دلسوزانه و خيرخواهانه را از مخالفت خواني هاي حرفه اي! جدا كنند و اگر دومي را به حساب نمي آورند -كه چنانچه منطقي بود بايد ارج نهند- اولي را قدر بدانند و بر صدر بنشانند، چرا كه همه چيز را همگان دانند و تصميم عقل جمعي بر تصميم سازي فردي، به يقين برتري دارد.
9- اكنون بايد گفت؛ در مقايسه ميان دستاوردهاي بزرگ دولت احمدي نژاد و كاستي هاي آن كه با نقدهاي جدي نيز روبرو بوده است، كفه دستاوردها سنگيني فوق العاده اي دارد و مثلاً اگر امتياز احمدي نژاد بدون كاستي 100 باشد، مجموعه كاستي ها اين امتيازات را حداكثر به 90 مي رساند و نتيجه آن كه اين 90 بر صاحبان امتيازهاي خيلي پائين تر برتري غيرقابل انكاري دارد.

*حسين شريعتمداري

هشدار صریح رهبری به جبهه اصولگرایی

هشدار صریح رهبری به جبهه اصولگرایی

گلايه هاي رهبر فرزانه و مجاهد انقلاب اسلامي از "فضاي بي بند و باري در حرف زدن عليه دولت" که يک روز پس از جلسه استيضاح وزير کشور بيان شد، حاوي نکات قابل تأملي است که بازخواني آنها در شرايط پيچيده امروز مي تواند راهگشا باشد.

مقام معظم رهبري روز چهارشنبه در ديدار کارگزاران فرهنگي و اجرايي حج فرمودند: "اين فضاي بي بند و باري در حرف زدن و اظهارنظر عليه دولت، مسائلي نيست که خداوند به آساني از آنها بگذرد. تفضلات و رحمت الهي تا زماني است که ما مراقب گفتار، رفتار، و عملکرد خود باشيم زيرا خداوند با ما خويشاوندي ندارد. برخي کارها و ظلم ها، فتنه اي به پا مي کند که دامن همه، اعم از ظالم و غيرظالم را مي گيرد بنابراين همه بايد مراقب اظهارنظرها، تبليغات، و اقدامات خود باشند."

اظهارات دردمندانه مقام معظم رهبري در اعتراض به فضاي مسموم تبليغاتي کشور عليه دولت، حلقه اي ديگر از تدابير معظم له براي دفاع از دولت اصولگرا است که به دليل استقامت اين دولت بر آرمانهاي امام و انقلاب بيان شده است.

حضرت آيت الله خامنه اي در شرايطي امروز از "فضاي بي بندوباري در حمله به دولت انتقاد مي نمايند که پيشتر نيز در ديدار با رييس جمهور و اعضاء هيأت وزيران، از پنجه زدن دشمنان انقلاب به صورت دولت سخن به ميان آورده و فرمودند: "دو جريان عليه دولت وجود دارد. يک جريان داخلي و يک جريان خارجي. محافل خبري دنيا مثل جنگ احزاب به راه افتاده‌اند که اين دولت را بکوبند. هدف آن هم دولت نيست، اگر چه آماج دعواها، آقاي احمدي‌نژاد و دولت است ولي هدف آن‌ها نظام است. اين خطي است که وجود دارد... در داخل هم يک طيف وسيعي است، مختلف هم هستند بعضي از روي آن است که خبري ندارند و مغرض هم نيستند، بعضي غرض‌هاي شخصي و سطحي دارند، بعضي غرض‌هاي عمقي دارند و يا کينه امام در دل دارند. آن‌هايي که از انقلاب و نظام روي برگرداندند، محصول آنها همين پنجه زدن‌ها به روي دولت است."

رهنمودهاي مداوم رهبر معظم انقلاب اسلامي در دفاع از دولت نهم، سرشار از نکته‌هاي نغز و پرمايه‌اي است که جان مردم و مسئولان را سيراب مي‌کند. فرازي از سخنان معظم له به ترسيم چشم‌انداز يک سال آتي در مواجهه مخالفان دولت با کابينه‌ي عدالت‌گرا معطوف بود.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي به يک موج سنگين تخريب عليه دولت اشاره کردند که سرشاخه‌هاي آن در خارج و داخل کشور با استفاده از بستر رسانه‌ها وارد عمل شده‌اند.

البته در تهاجم به دولت نهم، تهاجم به نظام مدنظر است. نه فقط از اين رو که دولت رکن رکين نظام است. چه اين که همواره اين طور بوده است. ولي سابقه نداشته است دولتي در سال آخر فعاليت خود تا اين حد مورد تهاجم باشد. بلکه همان گونه که در بيان رهبر معظم انقلاب علت اصلي تهاجم داخلي و خارجي به دولت، رويکرد دولت در گفتمان و عملکرد، منطق و سيره و تفکر و رويه به منطق و سيره حضرت امام خميني(ره) است. از همين رو تهاجم به دولتي که بر مشي امام اصرار مي‌ورزد، انتقام‌گيري از امام راحل(ره)مي‌باشد.

نکته ظريف ديگري که در اين فراز وجود داشت، غفلت برخي از "خودي‌ها" و همراهي با مخالفان امام در تهاجم به دولت است. بر اساس آن چه حضرت آيت الله خامنه‌اي فرمودند: «خودي‌ها مي‌توانند از دولت انتقاد کنند و دولت هم بايد به اين انتقادها گوش داده و به انواع وارد آن ترتيب اثر بدهد و انواع ناوارد آن را تحمل کند. اما خودي‌ها نمي‌توانند در مسابقه تضعيف دولت و تهاجم به آن مشارکت بورزند. چراکه در اين صورت تکميل‌کننده‌ي زنجيره‌اي خواهند بود که مخالفان نظام به قصد مبارزه با امام‌گرايي و مبارزه با بازگرداندن جامعه به سنت و سيره‌ي حضرت امام خميني(ره) آن را به جنبش درآورده‌اند.»

سخنان هشدار آميز امروز رهبر معظم انقلاب هستند؟ هنگامي که مقام معظم رهبري جامعه را از عقوبت الهي ايجاد فضاي بي بند و باري عليه دولت احتراز داده و مي فرمايند که: "تفضلات و رحمت الهي تا زماني است که ما مراقب گفتار، رفتار، و عملکرد خود باشيم." قطعاً مخاطب ايشان را بايد در ميان کساني جست که از يک سو تابلوي اعتقاد به اصول را بر دوش مي کشند اما از سوي ديگر به فضاي بي بند وباري در اظهار نظر عليه دولت دامن مي زنند.

در واقع مخاطب هشدار امروز رهبرمعظم انقلاب، اصولگراياني هستند که "کاتوليک تر از پاپ " شده و بنا دارند در اصولگرايي از رهبري انقلاب هم سبقت بگيرند و با ادعاي اصولگرايي به تخريب دولت بپردازند.

براي شناسايي مخاطبان هشدار امروز رهبري، کافي است برخي نطقها، يادداشت ها، تيتر هاي اول، اخبار ويژه و... را در برخي مجالس و محافل و روزنامه ها و سايت هاي خاص مرور کنيم تا دريابيم چه کساني به فضاي بي بند و باري در حرف زدن و اظهارنظر عليه دولت دامن زده اند. پايبندي به هشدار امروز رهبر معظم انقلاب معيار اصولگرايي است. آن دسته از مدعيان اصولگرايي که طي هفته هاي اخير بر طبل تخريب دولت کوفتند، اکنون در معرض "محک" ولايتمداري قرار دارند تا سيه روي شود هرکه در او غش باشد

*دکتر عبدالرضا داوري