! احمدی نژاد مرد کارهای بزرگ

احمدی نژاد مرد کارهای بزرگ!

 

حدوداً سه سال از عمر دولت نهم گذشت. دولتى كه از جهات مختلف و زواياى گوناگون متفاوت از دولت هاى قبل است. دولت ها هر كدام آمده و رفته اند و از اين پس نيز خواهند آمد و خواهند رفت.

به ضرس قاطع مى توان ادعا کرد كه تعداد تصميم هایشجاعانه اين دولت در مقايسه با دوره های  قبل ستودنى است. منظور از تصميم هاى شجاعانه تصميمات عادى و عادتى دولت ها و مصوبات عادى و جارى هيأت وزيران نيست. بلكه منظور آن دسته تصميمات دولت است كه در آتيه و حال كشور و سعادت و پيشرفت مردم نقش داشته و يا دارند.

یکی از این تصمیمات شجاعانه اجرای طرح تحول اقتصادی دولت است  که در سالهاي اخير با توجه به نابسامانيهاي اقتصادي و معيشتي، جامعه براي رسيدن به چنين تحولي لحظه شماري مي كرد آنچه این روزها در رسانه ها می شنویم اين مهم با شناختن ريشه هاي اصلي بيماري مزمن اقتصاد ايران، تدوين گشته است.

به نظر می رسد طرح تحول اقتصادي شامل جراحي‌ها و اصلاحات بنياديني است كه هركدام از آنها به تنهايي مي‌تواند يك دولت را جابه‌جا كند. هدفمند كردن يارانه‌ها، اصلاح نظام بانكي، اصلاح نظام گمركي، شفافيت نظام مالياتي، بهبود سيستم توزيع و... به‌عنوان بخش‌هايي از اين طرح عظيم طرح‌هايي است كه به‌دليل حجم بسيار سنگين كار و تبعات اجتماعي ناشي از آن، هيچ‌يك از دولت‌هاي پس از جنگ تحميلي حاضر به اجراي آن نشدند يا دست‌كم شرايط اجراي آن را نداشتند.

طرح تحول اقتصادي دولت بايد بتواند ابزارهاي لازم را براي بهسازي و ايجاد سامانه هاي جديد، بزرگ و كارآمدتوليد داخلي فراهم نمايد. جذب سرمايه گذاري داخلي و خارجي، ايجاد اشتغال، رويكرد مردم به توليدات ملي، واردات كمتر و معقول تر و به طبع آن كنترل تورم گوشه هايي از فوايد بي شمار احياي توليد در كشور است

هدفمند كردن يارانه هاي پرداختي از سوي دولت يكي از محورهاي اصلي طرح تحول اقتصادي است. بارها شنيده ايم كه 70درصد هزينه هاي يارانه اي به جيب 30درصد طبقه ثروتمند جامعه مي رود و يارانه هاي انرژي به تنهايي سالانه 900 تريليون ريال (حدود 98ميليارد دلار) هزينه بر دوش دولت مي گذارد. در چنين شرايطي ايجاد و اعمال تغييرات براي هدفمند كردن سامانه يارانه هاي گسترده در كشور لازم و ضروري است. كاري كه در دولتهاي قبلي نيز ضرورت آن احساس و از سوي كارشناسان و اقتصاددانان گوشزد مي شد اما در عمل كاري صورت نپذيرفت

 

 

به درستى چه كسى معتقد است كه شعار مهرورزى و عدالت رئيس جمهور محقق مى شود تا زمانى كه نظام بانكى كشور ۱۷ هزار ميليارد تومان مطالبه معوقه و سررسيد شده نزد ۸۴ شخصيت حقيقى و حقوقى داشته باشد و چه كسى مى تواند مدعى اجراى عدالت اسلامى شود در حالى كه ماليات يك فرد حقيقى كه در يك سال بالغ بر ۲۰۰ ميليارد تومان واردات داشته است فقط ۲۰ ميليون تومان تشخيص داده شده است

چه كسى مى تواند مدعى اصلاح ساختار اقتصادى كشور شود در حالى كه تسهيلات كلان بانكى كه در جهت ايجاد اشتغال پرداخت شده صرف واردات ۸۰ ميليون جفت كفش چينى شده است و چه كسى مى تواند مدعى حذف فاصله بين فقير و غنى باشد در حالى كه ميزان بهره مندى آحاد جامعه از يارانه ها بالسويه و بدون برنامه باشد

اين گونه مسائل و مشكلات اغلب ربطى به گرايش ها و افراد نداشته بلكه عمدتاً حاكى از ساختار بيمار اقتصاد كشور است كه ما سال هاست دل بدان بسته ايم تا برنامه هاى توسعه خود را به سرانجام برسانيم.

  بدون ترديد طرح تحول اقتصادي نشان از شجاعت دولت دارد. كاري كه مي بايست در دولتهاي سابق شروع و يا حداقل مقدمات آن چيده مي شد. همه مي دانيم، هرچه زمان مي گذرد هزينه و تبعات اصلاح ساختارها بيشتر و كار مشكل تر مي شود. با توجه به شرايط اقتصادي كشور و چالش هاي پيش رو، شكي نيست كه بايد طرح تحولات اقتصادي عملياتي شود تا همه دست اندركاران بخش هاي مختلف خصوصا عامه مردم از آ ثار مثبت آن بهره مند شوند.براين اساس تصميم دولت احمدى نژاد بر ادامه طرح تحول اقتصادى گرچه با مشقات اجرايى و مخالفت منتقدين همراه باشد نشان ديگرى از شجاعت اين دولت در اقدام براى دست يازيدن به اهداف بزرگ و آغاز اجراى برنامه هايى سخت و صعب است.

در این میان غيرتخصصي و غيرحرفه اي نشان دادن تصميمات اقتصادي دولت نهم  نیز همواره يكي از اهداف تبليغي دشمن و برخي از رسانه هاي داخلي براي ناكارآمد جلوه دادن دولت اصولگرا بوده است. آنها با كوچكترين بهانه اي سياستهاي اقتصادي دولت را زير سؤال مي برند اما در برابر اقدامات مفيد و سازنده آن سكوت مي كنند

سخن آخر آن كه كارهاى شجاعانه و اقدامات خلاف روال معمول هميشه با مقاومت و مقابله رو به رو بوده است. بويژه تصميماتى كه به قصد اصلاح ساختار اقتصاد كشور اتخاذ شود آن هم براى كشورى كه سال هاست از دردهاى مزمنى چون ويژه خوارى، رانت خوارى، دلالى و... رنج مى برد. قدرى تحمل و تأمل همراه با انصاف و كلان نگرى در برنامه هاى دولت نهم بويژه برنامه هاى اقتصادى، خواهد توانست ما را در نگاه به آينده اى رو به رشد خوشبين و اميدوار سازد. اميد مي رود طرح مزبور كه با تلاش كارشناسانه نخبگان اقتصادي و توجه به نيازهاي موجود جامعه و با رويكردهاي كلان طراحي گرديده است، ضمن جراحي اقتصاد بيمار، با اقدامهاي شايسته و بهنگام خويش كه ناشي از شناخت اولويتهاست، بهبودي و سلامتي ساختار اقتصادي را به زودي به افكارعمومي نويد دهد. 

بازخوانی پرونده 18 تیر/3

بازخوانی پرونده 18 تیر/۳

 

ختم غائله به يك اشارت

فرماني عمومي براي فرو خواباندن غائله

مقام معظم رهبري با درك حساسيت شرايط، در پيامي مهم خطاب به ملت شريف ايران و نيروهاي انقلابي به ويژه نيروهاي مخلص و بسيجي، خواستار حفظ هوشياري و آمادگي لازم براي فرو خواباندن اين فتنه بزرگ شدند.
معظم له در اين پيام بسيار مهم كه در تاريخ 22 تير 1378 صادر شده بود، فرمودند:
«بسم الله الرحمن الرحيم
ملت رشيدو غيور ايران، مردم عزيز تهران
دو روز است كه جمعي از اشرار با كمك و همراهي برخي از گروهك هاي سياسي ورشكسته و با تشويق و پشتيباني دشمنان خارجي در سطح تهران به فساد و تخريب اموال و ارعاب و عربده جويي پرداخته و موجب سلب امنيت و آسايش مردم شده اند.
دشمنان زبون و حقير اسلام و انقلاب گمان كرده اند، انقلاب و مردم مؤمن و انقلابي به آنان اجازه خواهند داد كه با فتنه انگيزي خود راه سلطه آمريكاي جنايتكار را بر ميهن عزيز ما هموار كنند. گروهك هاي وابسته و معاند، طبق تحليل اربابان و معلمان خود، گمان كرده اند مردم ايران از اسلام و انقلاب، دست برداشته اند و به خيال باطل خود مي خواهند از انقلاب اسلامي انتقام بگيرند. ولي غافل از اين كه ملت مؤمن و شجاع و هوشيار به آنان و اربابان و پشتيبانان آنان اجازه ادامه شرارت را نخواهند داد و نظام مقتدر اسلامي، آنان را به شدت منكوب خواهد كرد.
به مسئو لان در دولت و به خصوص مسئولين امنيت عمومي تاكيد شده است كه با درايت و قدرت، عناصر مفسد و محارب را در جاي خود بنشانند و بي شك كساني كه چشم به فتنه انگيزي هاي اين روسياهان دوخته اند، مأيوس خواهند شد. ملت بزرگ ايران مخصوصاً جوانان عزيز بايد در كمال هوشياري مراقب حركات دشمن باشند و به طور كامل با مأموران، همكاري كنند و عرصه را بر عناصر مزدور و خود فروخته دشمن، تنگ نمايند و به خصوص فرزندان بسيجي ام بايد آمادگي هاي لازم را در خود حفظ كنند و با حضور خود در هر صحنه اي كه حضور آنان در آن لازم است، دشمنان زبون را مرعوب و منكوب سازند.
تأييد اسلام و مسلمين را از خداوند متعال مسألت مي كنم.
سيد علي خامنه اي - 22/4/.78 »
به دنبال اين پيام مهم، نيروهاي جان بركف بسيج وارد كارزار شدند تا بار ديگر اخلاص، تعهد و اقتدار خود را كه پس از جنگ به طور ناجوانمردانه، هدف ظالمانه ترين اتهامات قرار گرفته و پايمال هوا و هوس عده اي
قدرت طلب و شماري بازي خورده سياسي شده بود، نشان دهند.
ورود به موقع و مؤثر نيروهاي بسيج و عناصر خودجوش مردمي، ناگهان توفاني از رعب و وحشت در دل ترسان آشوبگران بر پا كرد، اندكي بعد مقاومت جبهه آنان در هم شكست. عده اي متواري و عده اي ديگر از عناصر محارب و عربده جو دستگير و به چنگال قانون سپرده شدند.
اين چنين با يك اشاره رهبري چشم فتنه از حدقه بيرون كشيده شد و ملت هوشيار و بيدار ايران نيز براي تثبيت امنيت و در لبيك به نداي رهبر خود در تهران و سراسر ميهن اسلامي با حضور ميليوني و حماسي خود مانور عظيم حمايت از ولايت را به زيباترين شكل ممكن به تصوير كشيدند در حالي كه فقط و فقط يك تصوير در دست داشته و يك شعار بر زبان: «ما اهل كوفه نيستيم علي تنها بماند».

مقايسه اي كوتاه بين دو بحران در ايران و فرانسه

براي درك درست مديريت هوشمندانه و مقتدرانه مقام معظم رهبري در اين بحران، ضروري است نگاهي كوتاه به بحران فرانسه در اكتبر و نوامبر 2005 (آبان 1384) داشته باشيم.
در 28 اكتبر 2005 (ششم آبان 1384) دو نوجوان سياه پوست به دست پليس دولت فرانسه در يكي از شهرهاي كوچك حومه پاريس به قتل مي رسند. قتل اين دو نوجوان، جرقه يك بحران بي سابقه را در فرانسه موجب گرديد. به رغم تلاش گسترده پليس و نيروهاي امنيتي اين كشور اين بحران، تا دو هفته متوالي ادامه يافت و شعله هاي اين ناآرامي ها با تسرّي به بيش از سيصد شهر در واقع سراسر فرانسه را در كام خود كشيد و حتي با خروج از مرزهاي فرانسه، به آلمان و بروكسل، مركز بلژيك نيز كشيده شد.
در جريان ناآرامي هاي فرانسه، بيش از پنج هزار و دويست دستگاه اتوبوس و خودرو به آتش كشيده شد و دست كم دو جوان فرانسوي به دست پليس كشته شدند. صدها نفر زخمي و دستگير شدند. به هزاران مغازه، شركت ها و مراكز دولتي و اموال عمومي خسارات سنگيني وارد شد. فقط در يازدهمين شب از ناآرامي هاي فرانسه 1500 خودرو به آتش كشيده شد.
شيراك پس از ناكامي در فرو نشاندن شورش ها، نشست ويژه امنيتي تشكيل داد و در حومه پاريس حالت فوق العاده منع آمد و شد اعلام كرد. با وجود تدابير شديد امنيتي و حكومت نظامي، در دوازدهمين شب نيز آشوبگران بيش از 1200 دستگاه خودرو را به آتش كشيدند. در پي آن دولت با اعطاي مجوز به ارتش فرانسه، خواستار سركوب سريع و خشونت آميز اعتراضات مردمي شد. افزون بر اين ها دولت فرانسه براي خواباندن غائله ناآرامي هاي اين كشور، امامان جمعه و جماعات مساجد اين كشور را به كمك طلبيد. اين در حالي است كه اين كشور بزرگ اروپايي خود را به لحاظ امنيتي كشوري باثبات، به لحاظ مديريتي مقتدر و از نظر اجتماعي خود را مهد آزادي، دموكراسي و رعايت حقوق بشر مي داند. در ناآرامي هاي فرانسه هيچ توطئه خارجي براي شروع و افزايش ناآرامي ها وجود نداشت، تنها انگيزه، بي عدالتي و سياست هاي نژادپرستانه دولت بود. از اين رو شيراك بعد از نشست امنيتي بر رعايت حقوق فردي، عدالت و برابري فرصت ها از اين پس تأكيد كرد.  و هم از اين رو، اين جنبش، «جنبش فقرا» نام گرفت. و به اين لحاظ لطمه شديد و جبران ناپذيري به حيثيت حقوق بشري اين كشور نيز وارد ساخت. در حالي كه در بحران تيرماه 1378 شروع و ادامه ناآرامي هاي تماماً از آن سوي مرزها هدايت و رهبري مي شد. رسانه ها و ماهواره هاي بيگانه علناً اين آشوب ها را هدايت و مردم را به شورش فرا مي خواندند. كشور نيز از 1376 در بستري از ناآرامي ها و هيجانات سياسي اداره مي شد.
نسبت جمعيت كشور ما نيز به لحاظ سني و دارا بودن نسل جوان به هيچ وجه قابل مقايسه با كشور فرانسه نيست. جمعيت 70 درصدي جوان در يك كشور اگر نتواند به درستي مديريت و تدبير شود، خود به بزرگ ترين عامل بحران و چالش امنيتي تبديل خواهد شد. با اين حال بحران تيرماه 1378بدون اين كه حتي يك تير از لوله تفنگي شليك شود، ظرف سه روز به بهترين شكل ممكن مديريت و مهار شد. 

بازخوانی پرونده 18 تیر/2

بازخوانی پرونده 18 تیر/2

 هشدار رهبري معظم انقلاب نسبت به اهداف دشمن

در بيست و يكم تير ماه تعدادي از جوانان جان بركف و دلباخته ولايت با حضور در حسينيه امام خميني (ره) با رهبر معظم انقلاب، بيعت مجدد مي بندند كه تا آخرين قطره خونشان از ولايت فقيه و انقلاب اسلامي اين يادگار ارزشمند امام، حفاظت و پاسداري كنند.

دشمن دانشجو را هدف گرفته است

مقام معظم رهبري نيز در سخناني كه به همين مناسبت ايراد شده بود، ضمن تأسفبار خواندن حادثه كوي دانشگاه و تقبيح حمله عناصر مشكوك به خوابگاه دانشجويان، به اسم نيروي انتظامي و با شعارهاي اسلامي، خواستار تحقيق و برخورد با مجرمان اين حادثه مي شوند و از دانشجويان به نحو شايسته اي دلجويي مي كنند. پخش مستقيم اين سخنراني از طريق رسانه ها و به خصوص به وسيله بلندگوهاي اطراف دانشگاه، تأثير بسيار زيادي در فرو نشاندن التهابات سياسي آن روز داشته است.

مقام معظم رهبري در اين سخنان، خطاب به دانشجويان فرمودند:

«حرف من به شما دانشجويان اين است كه مراقب دشمن باشيد، دشمن را خوب بشناسيد، مبادا از شناسايي دشمن غفلت كنيد، غريبه هايي كه در لباس خودي در همه جا دخالت مي كنند اين ها را بشناسيد، دست هاي پنهان را ببينيد، هيچ كس به خاطر غفلت ستايش نمي شود، هيچ كس به خاطر چشم ها را بر هم گذاشتن مدح نمي شود. اگر بر آدم غافل ضربه اي وارد شد، اول كسي كه مسؤول و مذموم است، خود اوست، مراقب باشيد. دانشجو، قشر فاخر و با ارزشي است. دشمن، دانشجو را هدف گرفته است. چند سال است سعي مي كنند بلكه بتوانند دانشجويان را در مقابل نظام قرار بدهند. اما موفق نشدند، بعد از اين هم موفق نخواهند شد. اگر يك عده نفوذي خواستند از فرصتي استفاده كنند و از آب گل آلودي ماهي بگيرند، وارد اجتماع دانشجويان شدند و شعارهايي درست كردند و حرف هايي زدند، خيال نكنند كه ما اشتباه خواهيم كرد، نه، ما اشتباه نخواهيم كرد. ما مخاطب و طرف خودمان را مي شناسيم. دانشجو، فرزند ماست، متعلق به ماست، متعلق به اين كشور است، دشمن است كه مي خواهد با نفوذ در ميان دانشجويان، فساد و تباهي كند، خود دانشجويان بايستي هوشيارانه متوجه باشند. »

 

اگر عكس مرا هم آتش زدند بايد سكوت كنيد

 

مقام معظم رهبري در بخشي ديگر از سخنان خود، با تاكيد بر اين كه دشمن در اين وضعيت، امنيت ملي را هدف گرفته است و در همين راستا به دستگاه هاي اطلاعاتي و انتظامي ما ضربه اي ناجوانمردانه وارد كرده است، خطاب به جوانان پرشور و از جان گذشته اي كه براي ابراز احساسات خويش به ديدار رهبر مظلوم خويش شتافته بودند، فرمودند:

«يك حرفي هم به شما جوانان عرض مي كنم، جوانان عزيز! شماها اميدهاي انقلاب و اسلاميد. رفتار شماها مي تواند اين مملكت را در جهت شكوفايي با سرعت به پيش ببرد. وقتي جوان مملكت هوشيارانه با تدبير، با حلم، با توجه به موقعيت ها، حرف بزند و تصميم بگيرد و عمل كند، كشور گلستان خواهد شد. وقتي هيجانات كور پا وسط بگذارند دشمن فوراً استفاده خواهد كرد. بارها ما اين حرف را گفتيم چرا گوش نكردند؟! چرا گوش نمي كنند؟! حتي اگر يك چيزي كه خون شما را به جوش مي آورد - مثلاً فرض كنيد اهانت به رهبري كردند - باز هم بايد صبر و سكوت كنيد. اگر عكس من را هم آتش زدند و يا پاره كردند، بايد سكوت كنيد. نيرويتان را براي آن روزي كه كشور به آن نيازمند است، براي آن روزي كه نيروي جوان و مؤمن و حزب اللهي بايد در مقابله با دشمن بايستد، حفظ كنيد. والا حالا فرض كنيم يك جواني، يا يك دانشجوي فريب خورده اي هم حرفي زد و كاري كرد، چه اشكالي دارد؟ من از او صرف نظر مي كنم. »

 

در دعواهاي سياسي خط قرمزي قايل بشويد

 

و اما سران و سردمداران جريان ها و جناح ها كه همواره به دليل نزاع هاي بي حاصل، سعي در ايجاد فضاي پرتنش سياسي داشته اند، نيز راهي جز تحمل تازيانه هاي عتاب و سرزنش مقام معظم رهبري نداشتند. كه اگر اندكي به آنچه اين ديدبان بصير، در اين سال هاي پي در پي، فرموده بود جامه عمل مي پوشاندند، در آن روز شاهد رويدادي از اين دست نبوديم. معظم له خطاب به اين گروه ها فرمودند:

«يك نكته هم به اين خط و خطوط سياسي عرض كنيم. آقاياني كه سردمداران خطوط سياسي و گرايش هاي سياسي هستند، حالا برسيد به اين حرفي كه ما مي گوييم، شما خودي ها وقتي سر قضاياي بيهوده اين طور با هم درگير مي شويد، دشمن سوء استفاده مي كند، بفرماييد، اين يك نمونه! ديديد دشمن چه طور استفاده كرد؟ ديديد دشمن چگونه نيش خود را زد؟! اختلافات سليقه اي و سياسي را كنار بگذاريد. البته ما اصرار نداريم كه همه يك طور فكر كنند، اما براي كار سياسي و درگيري سياسي، حدّي قايل بشويد و يك خط قرمزي بگذاريد. بي حساب و كتاب با هم مبارزه نكنيد كه آن قدر مشغول شويد كه به دشمن اجازه بدهيد اين طور بيايد و داخل اين ميدان ها بشود. سر اين قضيه قانون مطبوعات، سر قضاياي گوناگون ديگر، چه جنجال و دعوايي به راه افتاد! همه اش مسايل خط و خطوط! براي چه؟ براي اين كه يك قانوني دارد در مجلس تصويب مي شود!

من به يك جريان سياسي خاص اشاره نمي كنم. خطاب من به همه است. براي من، آن خط و هر خط سياسي و سليقه ي سياسي ديگر، تفاوت نمي كند. براي من مناط و ملاك، راه خدا و راه امام و راه اسلام و حفظ كشور و رعايت مصالح مردم و حفظ آينده كشور مطرح است. براي من فرقي نمي كند كه فلان كس متعلق به خط «الف» است. فلان كس متعلق به خط «ب» است. من به همه عرض مي كنم، شما هم هوشيار باشيد. »

 

نامه فرماندهان جنگ به آقاي خاتمي

 

در نقطه اي ديگر از شهر، پايتخت همچنان در آتش ناآرامي هاي هدفمندي كه آشكارا از آن سوي مرزها هدايت مي شد مي سوخت. در پي شدت يافتن وخامت اوضاع تعداد 24 تن از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با ارسال نامه اي محرمانه به رئيس جمهور، ضمن ابراز نگراني شديد از خونسردي مسئولين ذي ربط در قبال حوادث تلخ جاري، از ايشان خواستند تا سريعاً با اقدامات مؤثر خود به اين غائله پايان دهند. در غير اين صورت سكوت را جايز نشمرده و خود، بر حسب وظيفه وارد عمل خواهند شد كه البته افشاي اين نامه پس از چند روز، خود موضوع جنجالي ديگري شد. (1) گستره آشوب ها در شهر تهران، به خيابان هاي منتهي به بيت مقام معظم رهبري نيز رسيد. در شهر تبريز نيز تحركات مشابهي در حال وقوع بود. بيم آن مي رفت كه رفته رفته، اين وضعيت به ساير شهرها نيز سرايت كند.

 

 

ادامه دارد...

 

پی نوشت: 

1-متن كامل اين نامه كه در روز 21 تير ماه 1378 در اوج بحران و آشوب به صورت محرمانه، براي آقاي خاتمي ارسال شده بود و بعد از فروكش كردن آشوب هاي خياباني علني شد، به اين شرح است:

«رياست محترم جمهوري

حضرت حجه الاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمي

با عرض سلام و خسته نباشيد به استحضار مي رساند:

به دنبال حوادث اخير به عنوان مجموعه اي از خدمتگزاران دوران دفاع مقدس ملت شريف ايران، وظيفه خود دانستيم مطالبي را خدمت حضرت عالي، دانشمند ارزشمند عرضه بداريم. اميدواريم با سعه ي صدر و شعار ارزشمند توأم با سيره اي كه تبليغ مي فرماييد (شنيدن هر سخن و ايده ولو مخالف) به اين موضوع كه شايد در هزاران زجر كشيده ي انقلاب باشد كه امروزه به دور از هرگونه خط و خطوط با چشمي نگران، مسايل و حوادث انقلاب را مي نگرند و سكوت، مسامحه و ساده انگاري مسئولين كه از بركت خون هزاران شهيد بر مسند نشسته اند، متحير و متعجب اند.

جناب آقاي خاتمي، قطعاً همه ما حضرت عالي را انساني وارسته، انقلابي، متدين و داراي ريشه عميق ديني در حوزه و دلسوز به انقلاب دانسته و مي دانيم، اما نحوه ي برخورد با حوادثي كه همه ما شاهد شادي و رقص دشمنان پيرامون آن هستيم و در اولويت قرار دادن پيگيري برخي اشتباهات و تخلفات و بزرگ كردن آنها در مقابل عدم توجه و يا كوچك جلوه دادن برخي ديگر از همين نمونه قانون شكني و هتك حرمت و فشار، باعث شده است جريان هاي معاند با انقلاب گستاخ تر و در مقابل آن، مدافعان انقلاب محافظه كارانه و با دلزدگي توأم با نااميدي، هر روز تحقير شده و به ثمره اين همه خون نگريسته و انگشت خود را با تأسف و تأثر مي گزند.

جناب آقاي رئيس جمهور، حمله به كوي دانشگاه همان طوري كه رهبر بزرگوار و مظلوم اين انقلاب فرمودند امري ناپسند، زشت و بد بود و عليرغم اين كه سخت ترين و تندترين برخوردها با آن انجام پذيرفت، اما همه مردم به دليل ناپسندي عمل انجام شده اين برخوردها را پذيرفته و بر آن صحه گذاردند، اما سؤال مهم و پرابهام اين است كه آيا فاجعه فقط همين بود؟

صرفاً همين موضوع قابل پيگيري و توجه و اعتراض و تحصن است كه چند وزير به خاطر آن استعفا دهند، شوراي امنيت تشكيل جلسه بدهد و گروه تحقيق تشكيل گردد اما آيا حرمت شكني و توهين به مباني اين نظام، تأسف و پيگيري ندارد؟ آيا حريم ولايت فقيه كم تر از كوي دانشگاه است؟ آيا حريم امام، آن انسان كم نظير، كم تر از جسارت به يك دانشجو است؟ آيا چند روز امنيت كشور را دچار اخلال كردن و به هر مؤمن و متدين حمله كردن و آتش زدن فاجعه نيست؟ آيا زير سؤال بردن جمهوري اسلامي، اين يادگار ده ها هزار شهيد و شعار عليه آن دادن فاجعه نيست؟

جناب آقاي خاتمي، چند شب پيش وقتي گفته شد عده اي با شعار عليه رهبر معظم انقلاب به سمت مجموعه ي شهيد مطهري در حركت اند، بچه هاي كوچك ما در چشم ما نگريستند، انگار از ما سؤال مي كردند غيرت شما كجا رفته است؟

جناب آقاي رئيس جمهور، امروز وقتي چهره ي رهبر معظم انقلاب را ديديم، مرگ خودمان را از خداوند طلب كرديم، چون كه كتف هايمان بسته است و خار در چشم و استخوان در گلو بايد ناظر پژمرده شدن نهالي باشيم كه حاصل 14 قرن سيلي و زجر شيعه اسلام است.

جناب آقاي خاتمي، شما خوب مي دانيد، در عين توانمندي به خاطر مصلحت انديشي دوستان ناتوانيم، چه كسي است كه نداند امروز منافقين و معاندين دسته دسته به نام دانشجو به صف اين معركه مي پيوندند و خودي هاي كينه جو و منفعت طلب كوته نظر آتش بيار آن شده اند و براي تهييج آن، از هر سخن و نوشته اي دريغ نمي كنند؟

جناب آقاي خاتمي، تا كي با اشك بنگريم و خون دل بخوريم و با هرج و مرج و توهين، تمرين دموكراسي كنيم و به قيمت از دست رفتن نظام، صبر انقلابي داشته باشيم؟

جناب آقاي رئيس جمهور، هزاران خانواده ي شهيد و جانباز و رزمنده به شما رأي دادند كه رأي آنها مدال سينه شماست. آنها از شما انتظار برخورد منصفانه با اين مسايل را دارند و ما امروز رد پاي دشمن را در اين حوادث به خوبي مي بينيم و قهقهه ي مستانه را مي شنويم. امروز را دريابيد كه فردا خيلي دير است و پشيماني فردا غير قابل جبران است.

سيد بزرگوار، به سخنراني به ظاهر دوستان و خودي ها در جمع دانشجويان بنگريد، آيا همه آن گفته ها تشويق و ترغيب به هرج و مرج و قانون شكني نيست؟ آيا معناي سال امام (ع) همين بود؟ آيا به همين صورت مي توان ميراث گرانبهاي او را حفظ كرد و آيا بي توجهي تعداد اندكي به نام حزب الله، مجوزي است براي شكستن سر هر متدين و هتك حرمت آن؟

جناب آقاي خاتمي، رسانه ها و راديوهاي دنيا را بنگريد، آيا صداي دف و دهل آنها به گوش نمي رسد؟

جناب آقاي رئيس جمهور، اگر امروز تصميم انقلابي نگيريد و رسالت اسلامي و ملي خودتان را عمل نكنيد فردا آن قدر دير و غير قابل جبران است كه قابل تصور نيست.

در پايان با كمال احترام و علاقه به حضرت عالي اعلام مي داريم كاسه صبرمان به پايان رسيده است و تحمل بيش از آن را در صورت عدم رسيدگي، بر خود جايز نمي دانيم.

 

فرماندهان و خدمتگزاران ملت شريف ايران در دوران دفاع مقدس: غلامعلي رشيد - عزيز جعفري - محمدباقر قاليباف - قاسم سليماني - جعفر اسدي - احمد كاظمي - محمد كوثري - اسدالله ناصح - محمد باقري - غلامرضا محرابي - عبدالحميد رئوفي نژاد - نورعلي شوشتري - دكتر علي احمديان - احمد غلامپور - يعقوب زهدي - نبي الله رودكي - علي فدوي - غلامرضا جلالي - امين شريعتي - حسين همداني - اسماعيل قاآني - علي فضلي - علي زاهدي - مرتضي قرباني.

 

در همین رابطه:

بازخوانی پرونده 18 تیر/1

بازخوانی پرونده 18 تیر/1

اشاره - حادثه ای که از نیمه شب تا بامداد 18 تیر 78 در کوی دانشگاه رخ داد و رأی نیمه پنهان آن که ای کاش روزی بر ملا شد حادثه ای دردناک بود که قلب رهبر انقلاب را به درد آورد اما نا اهلان بر تکیه به روزنامه های زنجیره ای سعی کردند تا از آن سوء استفاده کنند. 

گروهی که با بازی گرفتن احساسات پاک جوانان این سرزمین و تبدیل آن به یک اهرم قدرت همواره سیاست همیشگی خود در طول دوران 8 ساله یعنی فشار از پایین و چانه زنی از بالا را دنبال می کردند و از طریق جایی را نشانه گرفته بودند که کاملاً با اهداف و باورهای آرمانخواهانه جنبش دانشجویی در تضاد بود بعد از گذشت 8 سال از این ماجرا، اما اکنون دانشجویان پاک و متعهد خوب درک کرده اند که چرا و چگونه دانشجویان در تیررس نگاه های نااهلان برای تحقق اهدافشان هستند.آنچه در ادامه خواهید خواند مروری به وقایع آن روزها است.

 

 

فاجعه كوي دانشگاه

 

ماجرا از آنجا آغاز شد كه فضاي فرهنگي كشور سخت مورد تاخت و تاز عده اي قلم به دست بي تعهّد و تعدادي فرصت طلب كه در وابستگي شان به دشمن ترديدي وجود نداشت، قرار گرفت. مسؤولين فرهنگي نيز بي توجه به هشدارهاي رهبر بصير انقلاب، مراجع عظام تقليد و عناصر متدين و دلسوز نظام، همچنان بر سياست مدارا و تساهل در عرصه فرهنگي پاي مي فشردند و در حالي كه رهبري نظام پيوسته از تهاجم، شبيخون، قتل عام و توطئه فرهنگي سخن مي گفتند، مسئولين وزارت ارشاد از اين مسايل به توهم ياد مي كردند.

مجلس شوراي اسلامي با مشاهده اين آشفتگي ها در عرصه فرهنگ كشور و نيز بي نتيجه بودن توصيه ها و ارشادات رهبري و مراجع عظام تقليد، در يازدهم ارديبهشت 1378 به استيضاح مهاجراني، وزير ارشاد اسلامي وقت پرداخت كه متأسفانه با تباني برخي از نمايندگان و ملاحظات سياسي عده اي ديگر، مهاجراني مجدداً موفق به كسب راي اعتماد شد. وي پس از جلب نظر نمايندگان نسبت به خويش، اين بار بي محاباتر از گذشته همان استراتژي فرهنگي را دنبال كرد.

مجلس پنجم در اوائل سال سوم دوره نمايندگي، با علم به اين واقعيت كه بخش مهمي از ناهنجاري هاي موجود، ناشي از نقاط ضعف و وجود نواقص فراوان در قانون مطبوعات مصوب 1364 است، تصميم به اصلاح آن گرفت، كه اين تصميم به بهانه تحديد آزادي مطبوعات و تعارض آن با اصول قانون اساسي، با مخالفت صريح وزير ارشاد به عنوان موضع رسمي دولت آقاي خاتمي روبرو شد.

مطبوعات زنجيره اي نيز با براه انداختن هياهو وجنجال، سعي در وادار نمودن مجلس به عقب نشيني از تصميم خود داشتند. در همين راستا روزنامه سلام در اقدامي شگفت انگيز دست به انتشار يك خبر كاملاً سري و محرمانه زد كه اين امر بر شدت التهابات و هيجانات سياسي در كشور افزود.

اين روزنامه، يك روز قبل از به بحث گذاشته شدن «طرح اصلاحيه قانون مطبوعات» در مجلس، يعني در تاريخ 15 تير 1378 يك نامه كاملاً سرّي و طبقه بندي شده را منتشر كرد كه در آن از طرح اصلاح قانون مطبوعات و ارتباط آن با سعيد امامي (اسلامي)، سخن به ميان رفته بود. اين روزنامه در تيتر نخست خود نوشته بود:

 

«سعيد اسلامي پيشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است. »

 

 

 

در پي اين اقدام، وزارت اطلاعات شكايتي را عليه روزنامه سلام تنظيم و آن را تسليم قوه قضاييه نمود، تا قوه قضاييه عاملين اين اقدام غير قانوني را مورد پيگرد و مجازات قرار دهد.

دادگاه ويژه روحانيت نيز در پي اين شكايت، روزنامه سلام را به جرم انتشار اسناد طبقه بندي شده توقيف نمود. البته در همان روز وزارت اطلاعات در پي فشارهاي سياسي حاميان دولت، ناچار به پس گرفتن شكايت خود شد. در عين حال هيچگاه محرمانه بودن اين نامه را انكار نكرد، بلكه بالعكس آقاي يونسي بارها پس از آن ماجرا بر محرمانه بودن نامه تأكيد كرده بود.

وي چند ماه پس از انتشار نامه و توقيف روزنامه سلام، در مصاحبه اي با روزنامه انتخاب تصريح كرد:

 

«روزنامه سلام مستندي را افشا كرد كه كار بسيار بدي بود. اين روزنامه سندي را منتشر كرد كه از اسناد قطعي وزارت اطلاعات بود. »

 

يونسي چندي بعد در جمع خبرنگاران اين اقدام را سرقت اطلاعات خواند و گفت:

 

«سندي كه روزنامه سلام چاپ كرد، در حقيقت يك نوع سرقت بود كه نبايد چنين كاري صورت مي گرفت»

 

وزارت اطلاعات هر چند شكايت خود را پس گرفت، اما از نظر مقامات قضايي جمهوري اسلامي اين امر نمي توانست مانع از اقدام قوه قضاييه در مجازات دست اندركاران خاطي روزنامه سلام گردد، چرا كه اقدام مذكور، كاملاً غير قانوني بوده و مجرمانه تلقي مي شد. و طبيعتاً اولين واكنش آن هم چيزي جز توقيف موقت روزنامه سلام نمي توانست باشد.

دانشگاه تهران كه مدت ها در اثر تحريكات عوامل افراطي، خصوصاً گروهك نهضت آزادي و نيز اتفاقات سياسي پياپي در تب و تاب به سر مي برد، پس از اطلاع از ماجراي توقيف روزنامه سلام و نيز با انگيزه مخالفت با تصويب كليات طرح اصلاح قانون مطبوعات، در شامگاه هفدهم تيرماه به صحنه تجمع هاي اعتراض آميز و درگيري هاي خشونت بار تبديل گرديد. دفتر تحكيم وحدت در روز پنجشنبه 17 تير 1378 بنا بر گزارش كميته تحقيق شوراي عالي امنيت ملي، يك ميتينگ اعتراض آميز را در دانشگاه تهران برگزار مي كند. پس از آن واقعه در ساعت 45/22 دقيقه حدود 150 نفر از دانشجويان اقدام به راهپيمايي غير قانوني كرده و سپس با تحريكات عده اي از عناصر افراطي از كوي دانشگاه خارج مي شوند و با سر دادن شعارهايي مراتب اعتراض خود را ابراز مي دارند.

در همين حال نيروهاي انتظامي و پليس ضد شورش به دعوت مسئولين دانشگاه وارد منطقه مي شوند و با تذكرات پي در پي و دعوت از دانشجويان به حفظ آرامش، از آنها مي خواهند كه به داخل كوي دانشگاه باز گردند، اما اين تلاش ها هيچ نتيجه اي در بر نداشت.

چندي بعد با ملحق شدن تعدادي از عناصر ضد انقلاب و فرصت طلب در خيابان هاي اطراف دانشگاه، فضا براي اعمال خرابكارانه و كاملاً خلاف قانون، نظير: سلب آسايش مردم محل، تعرض به عابران و اشخاص در حال گذر، ضربه زدن به اموال عمومي و خصوصي و اهانت و هتاكي عليه مسئولين بلند پايه نظام فراهم مي شود.

پليس نيز پس از تشديد اوضاع، با دريافت مجوز از وزير كشور، مبني بر لزوم برخورد با تحركات غير قانوني از جمله راهپيمايي هاي بدون مجوز دانشجويان كه به بروز آشوب انجاميد وارد عمل مي شود كه با مقاومت اغتشاشگران روبرو مي گردد. با تشديد درگيري ها و آشوب ها پليس ضد شورش براي دستگيري تعدادي از آشوبگران و آزادي سه نفر از پرسنل خود كه توسط دانشجويان به گروگان گرفته شده بودند، وارد محوطه كوي دانشگاه مي شوند كه اين امر بر دامنه فاجعه مي افزايد و ماجرا را پيچيده تر مي سازد.

 

 

كوي دانشگاه در شب هجدهم تير ماه در حالي كه آبستن حوادث بسيار ناگواري بود، شب بسيار سخت و ناآرامي را سپري كرد. عناصر ضد انقلاب پس از اطلاع از اوضاع شهر به دانشگاه هجوم آوردند و تحريك كنندگان حزبي درون حكومت نيز هراز گاهي با دميدن در تنور احساسات با سخنراني ها و شايعات و جعل اخبار صددرصد كذب نظير به خاك و خون كشيده شدن تعدادي از دانشجويان كوي دانشگاه، زبانه هاي اين آتش را شعله ور ساختند و فرداي آن روز حادثه، حادثه غم انگيز ديگري شكل مي گيرد و فصل تازه اي از حوادث رقم مي خورد، حوادثي كه به قطع و يقين دست ناپاك دشمن خارجي در ايجاد و هدايت آن نقش آفرين بوده است.

 

آشوب هاي خياباني پايتخت 18 تير 1378

 

از هيجدهم تير ماه 78 به بعد، اتفاقاتي رخ داد كه كاملاً از تصميم و عزم جدي عاملان آن براي براندازي نظام جمهوري اسلامي حكايت مي كرد. در ادامه خط تشنج و خشونت كه در كوي دانشگاه كليد خورده بود، عده اي اوباش و اغتشاش گر به اسم دانشجو و در حمايت از جنبش دانشجويي و به انتقام از شهداي دروغين اين حادثه، دست به آشوبي فراگير در سطح شهر زدند.

دانشجويان معترض كوي دانشگاه بي آنكه از عواقب اين بازي خطرناك مطلع باشند، با تحريك عده اي ماجراجوي حزبي و تعدادي از عناصر سرخورده از انقلاب، به ماجرايي كشانده شدند كه ديگر قادر به مهار آن نبودند. تنها كاري كه مي توانستند انجام دهند اين بود كه با اعلان مواضع صريح خود، اقدامات اعتراضي خود را به پايان يافته اعلام كرده و از اتفاقات شومي كه در شرف تكوين بود، بيزاري بجويند

آشوبگران با شعارهاي تحريك آميز و با ايجاد جوّي از رعب و وحشت به عابران و رهگذران حمله ور مي شدند، به اموال عمومي و خصوصي تعرض و آنها را به آتش مي كشيدند. به مسئولين عالي رتبه نظام از جمله امام راحل و مقام معظم رهبري توهين و هتاكي مي كردند. اين اتفاقات ناگوار در حالي رخ مي داد كه دستان پليس كه مأمور حفظ امنيت در جامعه است بسته و دستان پليد اغتشاشگران كاملاً باز بود.

سردار نظري در كتاب خود، «براي تاريخ» مي نويسد:

 

«با توجه به گستردگي آشوب و شورش در حساس ترين مناطق پايتخت در 18 تير 1378 دستور هرگونه برخورد با تظاهر كنندگان و آشوبگران از سوي وزير كشور ابلاغ گرديد و 48 ساعت به طول انجاميد. در اين مدت آشوبگران و اراذل و اوباش نقابدار تحت حمايت بعضي از مدعيان اصلاحات، آزادانه هر كاري كه دلشان مي خواست انجام دادند از قبيل: داير كردن پست هاي ايست و بازرسي، خلع سلاح بعضي از مأمورين گشت هاي انتظامي، ضرب و شتم و مجروح ساختن بسياري از مردم و پرسنل شريف نيروي انتظامي. . . »

 

خيابان جلال آل احمد، كارگر شمالي، ميدان ولي عصر، خيابان فلسطين و بلوار كشاورز از جمله ميادين درگيري و خشونت هاي خياباني بودند، آشوب و شورش در حساس ترين مناطق شهر در جريان بود و لحظه به لحظه بر گستره آن افزوده مي شد.

آشوبگران در حالي كه مجهز به پيشرفته ترين سيستم هاي ارتباطي، حتي بي سيم هاي سازماني بودند، آشوب را به هر نقطه اي از اين شهر بزرگ كه مي خواستند مي كشاندند.

تلاش برخي از عناصر افراطي براي كشاندن اين حوادث به مسابقه فوتبال بين دو تيم پيروزي و استقلال در استاديوم صد هزار نفري آزادي در روز يكشنبه مورخ 20 تير ماه 1378 مي توانست بر ابعاد اين فاجعه افزوده و كشور را در وضعيت بحراني غير قابل تصوري قرار دهد. فرماندهان نيروي انتظامي پس از ناكامي در متقاعد كردن مسئولين ذي ربط، براي به تعويق انداختن اين مسابقه تنها با اميد به عنايت الهي و تدبير و درايت خود نگذاشتند آنچه كه خواست بدخواهان نظام بود، اتفاق بيفتد. به هر روي نيروي انتظامي اين بازوي امنيتي كشور در اين بازي سياسي قرباني توطئه اي شد كه دشمنان نظام آن را طراحي و بازي خوردگان سياسي داخلي نيز آن را به اجرا درآورده بودند. پس از واقعه كوي دانشگاه، هجوم سازماندهي شده بي سابقه اي به نيروهاي انتظامي صورت گرفت و نيروي انتظامي در آن شرايط بس خطير، از ناحيه دوست و دشمن به شدت مورد بي مهري و هتاكي و توبيخ واقع شد. بزرگ نمايي برخي از اتفاقات و درج دروغين برخي از اخبار نظير: كشته شدن تعدادي از دانشجويان، حتي تعدادي از مراجع را وادار به موضع گيري كرده بود. روزنامه خرداد با تيتر درشتي نوشته بود:

 

«كوي دانشگاه به خاك و خون كشيده شد»

 

 

يكي از اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت، در تجمع مقابل درب اصلي دانشگاه اعلام كرده بود:

 

«اجساد شهداي دانشجو بايد به ما تحويل داده شوند و دولت بايد امنيت تشييع جنازه باشكوه آنها را كه ما برگزار مي كنيم تضمين كند. »

 

در حالي كه به تصريح گزارش كميته تحقيق شوراي عالي امنيت ملي، احدي در حادثه كوي دانشگاه كشته نشده بود.

 

ادامه دارد....

لینک قسمت دوم:

بازخوانی پرونده 18 تیر/2

! آغاز به کار یک سایت خبری جدید

آغاز به کار  آزمایشی یک سایت خبری !

www.kajnews.com

 

به دوستان خود هم بگویید....

 

کاج نیوز

 

! به بهانه سوم تیر 84

 به بهانه سوم تیر 84!

به یاد آن روز...

چيزهايي بود كه سوم تير را از پي خود آورد و چيزهايي هست كه سوم تير از پي خود آورده است. هر دو آنها را بايد شناخت. سوم تير نبايد به وجود مي آمد. اين پديده از دل مجموعه اي از علل نامساعد سر برآورد. از دل انبوهي از تحليل ها و برآوردها كه مي گفت احمدي نژاد هيچ شانسي ندارد. از خلال حجم وسيعي از مخالفت ها و هشدارها در داخل و خارج ايران كه دوزخي را وعده مي داد در صورتي كه كانديداي انقلابي پنجاه و هفتي روي كار بيايد. صفي طويل از «كارشناسان» و «نخبگان» تشكيل شده بود تا مردم را شيرفهم كنند كه چرا بايد ترسيد. مردم اما انگار نه انگار. از امكاني كه سيستم براي جابجايي قدرت در اختيار آنها نهاده بود استفاده كردند و در عين ابراز وفاداري و اميد به كليت سيستم، تعدادي از نيروهاي درون آن را به جاي عده اي ديگر از آنها نشاندند.
درس گرفتند يا نه، نمي دانم؛ ولي اين نكته اي درخور تامل فراوان است كه چگونه به يكباره همه چيز درهم مي ريزد و پيش بيني ها نقش بر آب مي شود. افسانه هايي ساخته اند درباره دخالت سازمان يافته در انتخابات و از اين قبيل. عيبي ندارد. اما آيا نبايد بروند و بشناسند آن نيرو و جريان و تفكري را كه مي تواند ظرف چند روز ميليون ها انسان را سازماندهي و به نفع خود بسيج كند؟ مدح مي كنند و نامش را ذم مي گذارند، چه عيبي دارد؟!

 


سوم تير سياست، اقتصاد و فرهنگ ايراني را دگرگون كرد. در سياست داخلي، رئيس جمهور اصولگرا آشكارا از همان الگويي تبعيت مي كند كه يكي از عوامل اصلي سازنده سوم تير بود. گروه ها و جريان هاي سياسي را تا آنجا كه خود را تافته جدابافته مي دانند و به دنبال سهم نداشته خويشند، نبايد به چيزي گرفت. ارزش هركسي به ميزان خدمتي است كه به مردم مي كند و نزديكي كه با آرمان هاي آنها دارد. بسياري از اهل سياست گله مندند كه چرا دولت آنها را به عنوان واسط هاي افكار عمومي و ساخت قدرت به رسميت نمي شناسد. اما اين وضعيتي برگشت ناپذير نيست. به خود آنها بستگي دارد كه بتوانند ثابت كنند نمايندگان صادق و استوار افكار عمومي هستند. در اين صورت كسي نمي تواند -حتي اگر بخواهد- آنها را ناديده بگيرد. رويكرد اصلي دولت در سياست داخلي ايجاد و تحكيم ارتباط مستقيم با مردم از فراز واسطه هايي چون احزاب و گروه هاي سياسي است، كه خود را به صور مختلف از سفرهاي استاني هيئت دولت گرفته تا پاسخگويي شبانه روزي و بي وقفه به درخواست هاي مردم توسط رئيس جمهور نمايانگر ساخته است. اين رويكرد دولت بدون شك شجاعانه و حاكي از اعتماد به نفسي است كه براي جلب نظر مساعد مردم بي نياز از واسطه گري اين و آن در خود احساس مي كند. اما از ياد نبايد برد كه در اينجا آفتي هم خفته است. دولت مي تواند- و بايد- نسبت به سهم خواهي جريان هاي سياسي و خود بزرگ بيني بيهوده آنها بي تفاوت باشد اما نمي تواند- و نبايد- خود را از مشورت نخبگان محروم سازد. گاه در گوشه و كنار نوعي احساس خود بسندگي مي توان ديد كه به دولت در راه خدمت به همان مردمي كه عاشقانه در حال تلاش براي بهبود وضع و حال آنهاست، آسيب خواهد رساند.

سياست خارجي دولت اصولگرا ادامه منطقي سياست داخلي آن است. دولت تلاش مي كند همانطور كه در داخل كشور به زياده خواهي هاي متكبرانه بي اعتناست، در عرصه بين المللي هم به قدرت هاي سلطه گر بفهماند جز منافع مردم خود چيزي را به رسميت نمي شناسد و از هيچ بلوك و جبهه اي حرف زور نمي شنود. رئيس جمهور و دستگاه سياست خارجي او چند ماهي است با همان معيارهايي به ارزيابي غرب مي پردازند كه آنها سالياني است با آن معيارها به ارزيابي كشورهايي چون ايران پرداخته اند و مي بينيم كه غرب از حضور موفق در چنين آزموني تا چه حد ناتوان و مايوس است. وقتي الگوي معيارهاي دوگانه و چندگانه كنار گذاشته شود و رفتار همگان را با معيارهاي واحدي بسنجند، كمتر چيزي براي غرور و افتخار در انبان غربي ها باقي خواهد ماند. به دليل اعمال چنين سياستي است كه اكنون در پرونده هسته اي- كه مي توان آن را شاخصي از مجموعه تحولات سياست خارجي ايران دانست- ابتكار عمل به دست ايران است و ما بي آنكه هزينه غيرضروري پرداخته باشيم، هر روز كه مي گذرد جايگاهي مستحكم تر از پيش مي يابيم.
در حوزه اقتصاد، دولت در حال عمل به وعده خود درباره بازگرداندن حق مردم به آنهاست. دولت تلاش مي كند موانع ساختاري و مالي فعاليت اقتصادي بخش خصوصي را رفع كند و در همان حال با بها دادن به توليد داخلي از وابستگي كشور به اقتصاد متلاطم و جائر جهاني بكاهد. در كنار اينها دولت تلاش كرده به هر قيمت جلو رانت خواهي، ويژه خواري و فساد بايستد و با شفاف ساختن فرايندهاي مالي خود از به وجود آمدن حاشيه هاي امن براي چپاول دارايي ملت جلوگيري كند، دولت اكنون در حال توزيع سهام عدالت است و اين به نوبه خود ظرفيت ها و انگيزه هاي جديدي براي فعاليت اقتصادي سودآور نزد مردم به وجود خواهد آورد. دولت تعرفه هاي واردات را افزايش داده تا مجال و فضا براي رشد توليد داخلي افزون تر شود. دولت براي نخستين بار بودجه سال جاري خود را به صورت عملياتي نوشته و اين خود عامل موثري خواهد بود تا سر سال بتوان معلوم كرد پول مملكت در چه راهي، چگونه و توسط چه كساني هزينه شده است. براي داوري درباره اين سياست ها، زماني بسيار بيشتر از آنچه تاكنون سپري شده لازم است ولي نتيجه هر چه باشد يك نكته روشن است: اين سياست ها كپي آن سياست هايي نيست كه نزديك به دو دهه اجرا و پيگيري شد و نهايتا جز خسارت و ناكامي به بار نياورد.
و اما فرهنگ، كار در اين حوزه هم دشوارتر و هم ديرياب تر از دو حوزه سياست و اقتصاد است. به فاصله اندكي پس از روي كار آمدن دولت اصولگرا معلوم شد، تمامي تبليغات قبلي درباره ايجاد فضاي بسته فرهنگي و اختناق و بگير و ببند، دروغ هايي با مصارف انتخاباتي بيش نبوده است.
دولت در عرصه فرهنگ بسيار با حوصله و دقيق رفتار مي كند، هم چنان كه اقتضاي اين عرصه حساس و ظريف نيز همين است. به علاوه دولت اصولگرا خوب مي داند كه هرگونه اصلاحي در عرصه فرهنگ محتاج صرف وقت فراوان و در نظر گرفتن تمامي جنبه هاي حساس مسئله است تا مبادا روش هاي نسنجيده به نتايج نامطلوب بينجامد. با اين حال روشن است كه مفهومي به نام فعاليت زودبازده فرهنگي وجود ندارد. به قول معروف يك شبه خراب نشده كه يك شبه درست شود. درباره آنچه حادثه سوم تير ناميده شده، بايد تا مدت ها و از زواياي مختلف بحث كرد. ما از اين حادثه ذوق زده ايم، اما معلوم نيست همه ابعاد آن را آنچنان كه شايسته است شناخته باشيم.

!شعری برای سوم تیر

انتخابات ریاست جمهوری که به دور دوم کشیده شد. دانشگاه را بچه ها به تعطیلی کشاندند و امتحانات یک هفته عقب افتاد. یک طبقه از یکی از بلوکهای خوابگاهی را به ستاد تبلیغاتی تبدیل کردیم. یکی از تبلیغاتی که در آن هفته منتشر کردیم. شعری از محمد کاظم کاظمی شاعر انقلابی افغانی بود. زمانی که همه گروهها و اجتماعات حمایت های خود را از کاندیدای مورد نظر انجام دادند. دیگر جای هیچ تحلیلی نبود. داستانها و درسهای آن یک هفته حداقل یک کتاب است. ولی فعلا آن شعر را تقدیم می کنیم:
(با حال و هوای امروز هم سازگار است، نه؟!)

شکر خدا که اهل جدل همزبان شدند
با هم بسوي کعبه عزت روان شدند

شکر خدا که گردنه گيران محترم
بر گله هاي بي سرو سامان شبان شدند

شکر خدا که کم کمک از ياد مي رود
روزي که پشت نعش برادر نهان شدند

شکر خدا که مسجد و محراب شهر نيز
يکباره – پوست کنده بگويم- دکان شدند

يعني دوباره دشمن سوگند خورده را
با استخوان سينه خود نردبان شدند

مانند يک دو خوان دگر بعد گير و دار
بر خون خويش و نعش پدر ميهمان شدند

هر کس بگونه اي به هدر داد آنچه داشت
يک عده هم که سگ نشدند استخوان شدند

به نقل از وبلاگ تاملات

!دولت عزم

(به مناسبت افتتاح پروژه گاز رسانی به خراسان جنوبی)

دولت عزم!

هوالحکیم

شاید عده ای آن زمان که احمدی نژاد سخن از سفرهای استانی می گفت با خود می گفتند چرا وعده ای می دهید که نمی توانید به آن عمل کنید .طولی نکشید که بعد از دور نخست سفرهای استانی موضوع متفاوت شد و منتقدین کثرت مصوبات و عدم اجرایی شدن آن را به عنوان یک مشکل جدی مطرح کردند

غافل از آن که مرد (ما می توانیم) ملت ایران تا انتهای کار را دیده بود و وقتی خود خبر از دور دوم سفرهای استانی آن هم با رویکرد کاملا دقیق و موشکافانه داد که نشان ازدرایت و توجه او به مشکلات بود دیگر صدایی به گوش نرسید

استان خراسان جنوبی که به لحاظ محرومیت جزء رتبه های اول کشور است طی دور نخست سفر رئیس جمهور عزیز مصوبات خوب و اثر گذاری را در جهت پیشرفت و آبادانی و کاهش چهره محرومیت با خود به همراه آورد

آنچه در آغاز دور دوم سفرهای رئیس جمهور به نظر می رسید از اهمیت بالایی برخوردار است ایجاد احساس کا آمدی و چشاندن طعم شیرین مصوبات دولت در کام مردمی بود که تلاش دولت خدمت گذار بارقه هایی از امید در میان زنان و مردان این استان ایجاد کرده است

بی تردید یکی از شاخص های مهم رئیس جمهور که در مقام خادمی جمهمور در این مدت تمام تلاش خود را صرف عمران و آبادانی نقاط کم تر توسعه یافته کشور کرده رو حیه عدالت محوری با رویکرد توجه و توسعه مناطق محروم کشور بود

نکته مهمی که بیم آن می رفت که شاید در هیا هوهای توسعه سیاسی و اقتصادی  به فراموشی سپرده شوند مردمی بودند که به تعبیر حضرت روح الله ولی تعمتان این انقلابند.

تبلور این نگاه و رویکرد ارزشی که همانا توجه به مناطق محروم و کمتر توسعه یافته بود شاید در خراسان جنوبی نمود بیشتری یافت.دوبار سفر هیات محترم دولت به این استان و توجه و عنایت ویژه رئیس جمهور به این استان را می توان در مصداق واقعی همان نگاه یافت

به طوری که حال بعد از گذشت دو سال و چند ماه از عمر دولت نهم هیچ منصفی را قادر به انکار تعغیرات و تحولات اساسی در این استان نیست

در میان یکی از شاخص ترین و ملموست  ترین و شاید هم مهمترین مصوبه دولت کریمه در خراسان جنوبی پروژه گاز رسانی بود

پروژه ای که شاید عده ای مدعی شوند در دولت های قبل هم مطرح بود اما در مقابل این سوال که چرا اجرایی نکردید هیچ گاه پاسخ قانع کننده ای ندادند

به خوبی می دانید ایران جزء غنی ترین کشورهای دنیا به لحاظ داشتن منابع عظیم گازی است و این خود بزرگترین بی عدالتی در حق مردم شرق کشور بود که از این نعمت بزرگ محروم باشند

شاید وقتی سرمای بی سابقه امسال استان را شاهد بودیم اهمیت گاز و نعمت بزرگ در ایجاد رفاه و آسایش در زندگی روزمره ما نقش ملموس تری به خود گرفت اما با یک نگاه کلان به بحث گاز و ورود آن به معادلات اقتصادی و اجتماعی و به حرکت در آوردن چرخ های صنعت در استان اهمیتش را چند برابر نشان خواهد داد

این نعمت بزرگ وقتی نقش خود را در توسعه اقتصادی و صنعتی، تثبیت جمعیتی و حتی امنیت وایجاد رضایتمندی و .. بازی کند به خوبی در خواهیم یافت که چرا عده ای پروژه گاز رسانی به شرق کشور را برابر کار عمرانی دولت در 30 سال گذشته در کل خراسان بزرگ برابر می دانستند

اما «آنچه در این میان به عنوان یک حقیقت غیر قابل انکار خود را نشان می دهد تلاش و پیگیری های مدیران اجرایی و کارشناسان مربوط در این زمینه است .البته نقش استاندار محترم خراسان جنوبی بدون شک یک نقش کلیدی و راهبردی است و پیگیری های مجدانه ایشان و اصرار بر عملیاتی شدن سریع این پروژه از از مسائل مهم اجرایی شدن این مصوبه مهم دولت است

امید آن داریم به زودی شاهد روشن شدن شعله های گرما بخش گاز در خانه تک تک هم استانی های عزیز باشیم

البته ما نیز به برخی کاستی ها آگاهیم اما دل خوش داریم به لطف ایزد منان و همراهی فرد فرد شما زنان و مردان این خطه پهناور با دولتی که با افتخار خود را خادم جمهور می داند باشد که با این همدلی شاهد اعتلای این سرزمین محمدی باشیم

آنچه بسیار مهم و حیاتی است و مورد تاکید رئیس جمهور عزیزمان هم هست خدمت صادقانه و بی منت به مردمی است که دینی عظیم به گردن خادمان خود دارند .قطعا تلاش مدیران استان هم این است که شیرینی مصوبات دولت را به کام مردم بنشانند.باشد که رضای خدا نیز به این واسطه برایشان میسور گردد