18 تیر و عبرت هایش

امروز که این یادداشت را می نویسم 23 تیر ماه است. باید بدون تردید 23 تیر را یک حماسه در تاریخ پر افتخار نظام اسلامی دانست. در اوردگاه 23 تیر سال 1378 اقیانوسی از یک ملت بیداردل، روانه کوچه و خیابان های کشوری به نام ایران شد. همان ها که به دستور مقتدای خویش چند روز سیاست صبر و سکوت و تحمل را پیشی گرفته بودند با حضور میلیونی شان باعث حیرت همه تحلیل گران غربی گشتند تا بار دیگر اثبات نمایند که رهبری انقلاب و مردم هوشیار و هوشمند این نظام از چه ظرفیت های بی بدیل و شگفت آوری در تبدیل تهدید ها به فرصت ها برخوردارند، راهپیمایی میلیونی و حماسی ملت ایران در 22 تیر نشان داد که از حادثه تا حماسه راهی نیست به شرط آنکه گوش و دل را به امیر کاروان سپرده باشی و برای چنین ملتی سرافراز همواره چنین بوده و هست و خواهد بود.

حادثه ای که از نیمه شب تا بامداد 18 تیر 78 در کوی دانشگاه رخ داد و رأی نیمه پنهان آن که ای کاش روزی بر ملا شد حادثه ای دردناک بود که قلب رهبر انقلاب را به درد آورد اما نا اهلان بر تکیه به روزنامه های زنجیره ای سعی کردند تا از آن سوء استفاده کنند.

گروهی که با بازی گرفتن احساسات پاک جوانان این سرزمین و تبدیل آن به یک اهرم قدرت همواره سیاست همیشگی خود در طول دوران 8 ساله یعنی فشار از پایین و چانه زنی از بالا را دنبال می کردند و از طریق جایی را نشانه گرفته بودند که کاملاً با اهداف و باورهای آرمانخواهانه جنبش دانشجویی در تضاد بود بعد از گذشت 8 سال از این ماجرا، اما اکنون دانشجویان پاک و متعهد خوب درک کرده اند که چرا و چگونه دانشجویان در تیررس نگاه های نااهلان برای تحقق اهدافشان هستند.

آنها دیگر فهمیده اند که اراذل و اوباش چگونه و بادستور چه کسانی وارد اعتراضات آنها شده و به تخریب اموال عمومی و هتک حرمت اعتقادات و باورهای دینی جامعه پرداخته اند. دانشجویان عزیز این سرزمین از یاد نخواهند برد. حمایت رهبران استکبار از عائله 18 تیر را و این که چرا جریان داخلی حاکم در آن برهه، سایت ها یش همگون و هم راستا با آن حمایت ها و اظهار نظر ها بود.

آنروزها گذشت و همه چیز به روز اول بازگشت. بلکه بهتر از اول اما آیا به درس گرفتن از این حوادث فکر کرده ایم؟

شاید یکی از اصلی ترین زمینه های پیدایش آن همان بود که رهبری از آن با این عنوان یاد کرده اند درسی به خطوط سیاسی است. من خطوط اساسی را از یک منظر نگاه می کنم برای من اسم ها اهمیت ندارد برای من مغز ه، دل ها و عمل ها اهمیت دارد . هر کس که به اسلام و ارزش ها به امام به مصالح ملی و به سرنوشت این کشور بیشتر علاقه نشان دهد، او برای من عزیزتر است. سعی کنید خودتان را با این معیارها تطبیق دهید ملت این را از شما می خواهد، ملت اسلام را می خواهد به دشمن و ایادی او اعتماد نکنید. این بد حالتی است که انسان ببیند در داخل خطوط اساسی با خط مقابل خودشان خصمانه رفتار کنند. اما مرزهای خودشان را به روی دشمن باز بگذارند. من این را نمی پسندم، این را ملت هم نمی پسندد به جرئت می توانم بگویم این را خدا هم نمی پسندد.

در آستانه انتخابات بد نیست از خود بپرسیم تا چه حد این درس را یاد گرفته ایم و به کار بسته ایم؟