!!انصاف با شرايط ويژه
كشور در شرايط ويژه به سر مى برد». اين گزاره اى است كه يكى از شخصيت هاى مشهور سياسى مدتى است در تريبون هاى مختلف مطرح مى كند و برخى اطرافيان ايشان نيز در رسانه ها تكرار نموده و به آن دامن مى زنند. عمده ترين موضوعى نيز كه به عنوان زمينه و دليل ويژه بودن شرايط كشور مطرح مى شود، تهديدات و فشارهاى دشمنان سنتى ايران يعنى آمريكا و رژيم صهيونيستى و تبليغات جهانى آنها عليه جمهورى اسلامى است. متأسفانه مبلغين شرايط ويژه، به صورت آشكار نيز تلاش مى كنند تا عملكرد دولت نهم و مواضع رئيس جمهور را عامل ويژه شدن شرايط كشور قلمداد نموده و از اين رهگذر، برخى اهداف سياسى خاص را دنبال نمايند. گو اين كه براى نخستين بار در دولت دكتر احمدى نژاد است كه آمريكا و رژيم صهيونيستى رجزخوانى و تهديد عليه ملت ايران را آغاز كرده اند.
البته هيچ ترديدى نيست كه به دليل وجود روحيه انقلابى و ابتكار در سياست خارجى دولت نهم، دفاع قاطع دكتر احمدى نژاد از حقوق مسلم ملت ايران و ملل مظلوم جهان و نيز انتقادات صريح او از روابط ناعادلانه فعلى حاكم بر نظام بين الملل، سردمداران نظام سلطه دشمنى ويژه اى با اين دولت و رئيس جمهور دارند.
اما حقيقت اين است كه خصومت آمريكا و رژيم صهيونيستى و برخى دولت هاى متحد آنها با ايران اسلامى، چيزى نيست كه جديداً و با روى كار آمدن دولت نهم پديد آمده باشد بلكه اين دشمنى، سابقه اى به قدمت انقلاب دارد. متأسفانه برخى بزرگوارانى كه مدام بر طبل شرايط ويژه مى كوبند، يا خود دچار فراموشى شده اند و يا حافظه تاريخى مردم را دست كم گرفته اند وگرنه بسيارى از مردم ايران، موج فشار ها و تهديدات و تبليغات آمريكا، رژيم نامشروع اسرائيل و برخى كشورهاى اروپايى عليه ايران اسلامى را در مقاطعى چون تسخير لانه جاسوسى، ۸ سال جنگ تحميلى، صدور حكم اعدام سلمان رشدى مرتد و... به ياد دارند.

در هيچ كدام از اين مقاطع به رغم فشارهاى وارده و تهديدات بالقوه و بالفعل، در كشور، اعلام شرايط ويژه نشد و هم ملت و هم نظام، بر مواضع اصولى خود پافشارى كردند. شخصيت محترمى كه مدام بحث شرايط ويژه را مطرح مى كنند احتمالاً به خاطر دارند كه در زمان رياست جمهورى ايشان، تهديدات دولت آمريكا و متحدان اروپايى اش عليه ايران بار ها و بار ها تكرار شد و تبليغات رژيم صهيونيستى درباره آنچه كه خطر ايران مى ناميد، حتى پررنگ تر از امروز مطرح مى گرديد. برخى مؤتلفين امروزى اين شخصيت سياسى كه به عنوان جريان دوم خرداد شناخته مى شوند، بار ها اعلام كرده اند كه در سال ۷۶ كشور را در حالى تحويل گرفتيم كه ايران با بحران ديپلماتيك مواجه بود؛ سفراى كشورهاى اروپايى از تهران به حالت قهر رفته بودند؛ روابط ايران و همسايگان به شدت متشنج بود؛ دولت ده ها ميليارد دلار استقراض خارجى داشت و موشك هاى آمريكايى براى شروع حمله نظامى، به سمت ايران نشانه رفته بود.
حال جاى سؤال است اگر كشور در چنان وضعيتى قرار داشت چرا آن هنگام، اعلام شرايط ويژه نشد به راستى زمان اعلام شرايط ويژه، موقعى بود كه بعد از رأى بى پايه دستگاه قضايى آلمان عليه مسئولين بلندپايه كشورمان از جمله رئيس جمهور وقت در پرونده قهوه خانه ميكونوس، سفراى كشورهاى اروپايى به حالت اعتراض ايران را ترك كردند؛ يا اكنون كه همه سفارتخانه هاى خارجى در تهران در عالى ترين سطوح مشغول به فعاليتند و رفت و آمدهاى ديپلماتيك به تهران در عالى ترين شرايط بعد از انقلاب قرار دارد
اگر تهديدات و تبليغات رژيم صهيونيستى و كارتل هاى رسانه اى آن در دنيا به بهانه ۲ سؤال منطقى دكتر احمدى نژاد درباره هولوكاست عامل ويژه شدن شرايط شناخته مى شود، پس چرا زمانى كه رژيم صهيونيستى بعد از مطرح شدن «بمب اتمى اسلامى» در نماز جمعه تهران از سوى رئيس جمهور وقت ، شديدترين تهاجم تبليغاتى را عليه ايران به راه انداخت، اعلام شرايط ويژه نشد در همان مقطع، چرا زمانى كه رئيس جمهور وقت - باز هم در نماز جمعه تهران- ترور اسحق رابين نخست وزير معدوم رژيم نامشروع اسرائيل را انتقام الهى ناميد و رسانه هاى صهيونيستى و غربى به اين بهانه جنجال تبليغاتى شديدى عليه كشورمان بپا كردند، اعلام شرايط ويژه نشد اگر بحث تحريم ها و تهديدات دولت كنونى آمريكا زمينه ساز طرح موضوع شرايط ويژه است، اين سؤال پيش مى آيد كه مگر اين تحريم و تهديد ها با روى كار آمدن دولت نهم آغاز شده است در زمان رياست جمهورى همين شخصيت محترمى كه بحث شرايط ويژه را مطرح مى كند چندين قانون سفت و سخت تحريم ايران توسط كاخ سفيد و كنگره آمريكا تصويب شد. سياست «مهار دوجانبه» آمريكا در زمان رياست جمهورى كدام شخصيت براى فشار همزمان بر ايران و عراق در دستور كار قرار گرفت قانون «داماتو» كه تحريم هاى گسترده اى را عليه ايران در بر داشت و هدف آن تضعيف توانمندى هاى استراتژيك و بخش نفت ايران و محروم كردن ايران از ذخاير مالى بود، در زمان كدام دولت ايران و كدام رئيس جمهور تصويب و اجرا شد
آيا غير از اين است كه در همان مقطع نيز، اين قوانين ضدايرانى با ادعاى فعاليت تروريستى ايران، تهديد صلح و امنيت جهانى، و تلاش ايران براى دستيابى به سلاح هاى كشتار جمعى تصويب مى شد حال جاى سؤال است چرا در آن زمان كه اين شخصيت محترم ، سكان قوه مجريه و رياست جمهورى را بر عهده داشتند در كشور اعلام شرايط ويژه نشد چرا در دوره رئيس جمهور محترم بعد از ايشان و قبل از دكتر احمدى نژاد كه به رغم همه همكارى هاى دولت وقت با آمريكا در اجلاس بن، جرج بوش ايران را در جرگه «محور شرارت» قرار داد كسى به فكر اعلام شرايط ويژه نيفتاد اين سؤالاتى اوليه و ابتدايى است كه نه تنها مردم، بلكه خود افرادى كه موضوع شرايط ويژه را مطرح مى كنند به خوبى جواب آنها را مى دانند.
اما گويى در شرايط كنونى، انصاف به اكسيرى كمياب نزد برخى جريانات تبديل شده است. وگرنه حتى اگر در كشور شرايط ويژه هم حاكم مى بود، طبعاً راه منطقى در مواجهه با چنين وضعيتى، حمايت قاطع همه جريان ها و عناصر تأثيرگذار سياسى از دولت و ترجيح دادن منافع ملى بر منافع جناحى و شخصى است (نظير آنچه كه ملت و جريان هاى پايبند به منافع كشور و انقلاب در تمام اين ۳ دهه در برابر تهديدات دشمنان انجام داده اند) نه اين كه با همه ابزارهاى سياسى و تبليغاتى، دولت و رئيس جمهورى كه شجاعانه براى احقاق حق ملت در برابر زورگويان جهانى ايستاده اند، مورد حمله و نقد غيرمنصفانه و هجوآميز قرار گيرند. و نه اين كه عده اى در داخل، براى دشمنان كشور و نظام پيغام بفرستند كه شرايط مهياست، بر فشار و تهديد افزون كن! (محمد رضا عابدی)