آخوری به نام ناکامی احمدی نژاد!!

 

استفاده ابزاری از قدرت یاهمان قدرت طلبی آفتی است كه از دیرباز گریبانگیر تحولات و فرایندهای سیاسی بوده و باظهورمدرنیته  در قالب و چارچوب احزاب به حیات خود ادامه می‌دهد.
اندراحوالات و توضیحات این آفت همین بس كه گاه چنان افراد و گروه‌ها‌ی ناهمگون و نامترادف را در كنارهم و علیه  یك موضع و هدف بسیج می‌كند كه تا پیش ازآن، مقصود چنین كاری نیز – كه معمولاً مانعی است بر سد راه قدرت طلبی این گروهها- بعید و ناممكن انگار می‌شد. همان چیزی كه اكنون  در فضای سیاسی كشورمان و تحولات پیچیده ی آن شاهدیم.
پس از انتخابات دوم خرداد 76 و سطره ی جریان مدعی اصلاح طلبی بر اركان و مناسب دولتی، آنچه از اظهار نظرها و صحبت‌ها‌ی طرفداران این جریان استنباط می‌شد، مخالفت با آرا عقاید و دیدگاههای كسانی بود كه پیش از آنها اداره ی دولت را برعهده  داشتند  یعنی همان افرادی كه خود را كارگزاران اسلامی نامیدند و عملكرد آنها در دوره ی ریاستشان باعث بروز ظهور دوم خرداد شده بود.
مخالفت‌ها‌ی جدی و صریح  با اندیشهای كارگزارانی و سركوب و منكوب كردن  تفكرات حكومتی آنان از سوی حامیان دوم خرداد تا جایی بالا گرفت كه مراد كارگزاران یعنی‌ها‌شمی رفسنجانی عملاً سیبل این افراد قرار گرفت بطوریكه افشاگری‌ها‌ی این افراد از جمله اكبر گنجی از عملكرد سیاسی  اقتصادی‌ها‌شمی رفسنجانی و نیز اتهام به دست داشتن وی در جریان قتل‌ها‌ی زنجیره ای، عامل اصلی مخدوش شدن چهره ی‌ها‌شمی در افكار عمومی پس از انقلاب بود.
قراردادن كارگزاران در مقابل جریان دوم خرداد عملاًچیزی بود كه در دستوركار سران جبهه ی دوم خرداد قرار گرفت چرا كه نفوذ كارگران در تمامی دستگاه‌ها‌ و مناسب دولتی و غیر دولتی چنان  بود كه سران دوم خرداد جز به این طریق نمی‏توانستند عملاً قدرت را از چنگ آنان خارج  كنند چرا كه تجربه ی ناموفق تعویض مدیران توسط عبدالله نوری این واقعیت را در مقابل چشمان دوم خردادی‌ها‌ آشكار كرده بود كه به این راحتی نمی‏توانند قدرت كارگزاران و‌ها‌شمی را ازصحنه ی تصمیم گیری‌ها‌ی سیاسی آن زمان حذف كنند، لذا همانگونه كه گفته شد، افشای برخی عملكردهای كارگزاران – البته در آن موقع بیشتر بی تدبیری و ناكارآمدیهای سیاسی كارگزاران مورد توجه سران دوم خرداد قرار گرفت- در دستور كار رسانه‌ها‌ی دوم خرداد قرار گرفت وبدین شیوه آنها تا حدودی توانستند در كوتاه كردن دست حامیان  و طرفداران‌ها‌شمی از مراكز قدرت و ثروت پیروز باشند.
آنچه اما درمجادله ومبارزه ی جریان دوم خرداد با كارگزاران از آن خبری نبود، انتقاد ازعملكردها و باورهای ایدئولوژیك و عقیدتی و اخلاقی طرفین بود و بیشترین حجم انتقادات طرفین از یكدیگر را مسائل سیاسی و اقتصادی تشكیل می‌داد.
با نزدیك شدن به پایان دوران حكومت جریان دوم خرداد حجم انتقادات طرفین از یكدیگر به نازلترین سطح رسید كه دلیل آن هم تعاملات طرفین در برخی ازجایگاه‌ها‌ و وزارت خانه‌ها‌ی پول ساز مانند وزارت نفت و وزارت صنایع بود، همان چیزی كه در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری نهم پرده از آن كنار رفت.

آخوری به نام ناکامی احمدی نژاد
پس از پیروزی خیر كننده ی دكتر احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری نهم، هنگامیكه طرفین منازعه ی دیروز به این مهم پی بردند كه دولت نهم دولت تعامل وبده بستان‌ها‌ی سیاسی نیست و هنگامیكه دریافتند انتقادات دولت نهم كه نشأت گرفته از خواست‌ها‌ و دغده‌ها‌ی مردمی است متوجه هر دو دولت گذشته است، تقسیم كار كرده وهر كدام  وظیفه ای را برای سیاه نمایی و تخریب عملكرد دولت نهم برعهده گرفتند.
 در این تقسم كار جریان دوم خرداد كه به نسبت كارگزاران از جراید قدرتمندی برخوردار بودند، وظیفه ی تخریب دولت درافكار واذهان عمومی را برعهده گرفتند كه در این راستا چاشنی بداخلاقی‌ها‌ی رسانه ای را نیز بدان افزودند و كار را تا چاپ كاریكاتور رئیس جمهور به پیش بردند. از سوی دیگر كارگزاران نیز به دلیل نفوذ در برخی سمت‌ها‌ی غیر دولتی فشارهای سیاسی را علیه دولت عهده دار شدند بطوریكه دامنه ی این  فشارها و حملات علیه دولت، سران  آنها را نیز شامل شد و در برخی موارد خود‌ها‌شمی رفسنجانی را هم به انتقاد علیه سیاست‌ها‌ی اقتصادی دولت نهم در چارچوب و قالب اصل 44 قانون اساسی واداشت و برادرش – محمد‌ها‌شمی – نیز به تبعیت از وی سیاستهای اقتصادی دولت نهم رافاقد هرگونه نكته ی  مثبتی دانست.       
اما آنچه در روزهای اخیر شاهد آن هستیم، پیوستن برخی دیگرازگروههای مخالف دولت نهم به جمع این دو طیف است، گروه‌ها‌یی كه بارها از سوی امام (ره) و دلسوزان، عدم مشروعیت آنها اعلام شده و مردم نیز با روی برگرداندن از آنهاعدم مقبولیت آنها را نشان دادند، این روزها با اظهار نظرهایشان عملاً حمایت خود را از سیاست‌ها‌ی ضد احمدی نژاد اعلام كرده و به نوعی خود را دخیل در ائتلاف علیه دكتر احمدی نژاد می‌كنند كه این خود جای بسی تأمل و توجه است.
به عنوان مثال علی رضا رجایی از فعالین ملی – مذهبی در اینباره گفت: نوعی توافق بر سرناكامی احمدی نژاد در پیشبرد  برنامه‌ها‌ی اقتصادی میان اكثر گروههای سیاسی وجود دارد و این باور منحصر به یك جناح خاص نیست.
وی افزود: برای هر جناح و طیفی در كشور، پیروزی در انتخابات  مجلس و ریاست جمهوری از برنامه‌ها‌ی اصلی محسوب می‌شود و از سوی دیگر عملكرد نامناسب و ناموفق احمدی نژاد در برآورده ساختن نیازهای اقتصادی مردم و عملی نشدن وعده‌ها‌ی وسیع وی در باره ی وعده‌ها‌ی اقتصادی، باعث افزایش نارضایتی شده است.
آنچه به نظر می‌رسد این است كه دراین شرایط تلاش برای ناكارآمدی دولت نهم، نقطه ی اشتراكی است برای تمامی كسانیكه دراین فاصله زمانی آغاز ریاست جمهوری دكتر احمدی نژاد تا كنون به هر شكل ممكن منافع، مطامع و مقاصد آنها به مخاطره افتاده است  و مهمتر اینكه فقط كسانی می توانند سر دراین آخور ببرند كه هدف اصلی شان شكست دولت دكتر احمدی نژاد در تحقق خواسته‌ها‌ و نیاز جامعه باشد، آخوری كه ائتلاف نامیومنی به نام  تلاش برای اتحاد ناكارآمدی دولت  نهم را بوجود آورده است.

 

پی نوشت:طبق آخرین اخبار سفر پر خیر و برکت جناب دکتر احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران به استان خراسان جنوبی در هفته آینده انجام خواهد شد و به این ترتیب آغاز دور دوم  سفرهای استانی با این سفر شروع خواهد شد. بی شک سفر دکتر احمدی نژاد به استان ما مایه خیر وبرکت بود تصویب ۱۰۰ مصوبه و اجرایی و عملیاتی شدن تقریبا تمام این مصوبات نوید بخش آینده ای روشن برای محروم ترین استان کشور است .امید است با عنایت ویژه ای که شخص رئیس جمهور محترم به استان ما دارند شاهد توسعه همه جانبه استان خود باشیم. انشا الله در پست های آینده بیشتر در این زمینه خواهم گفت