خط امام در انتخابات - قسمت دوم اين راه ادامه دارد


سه روز بعد از رفراندم كه راي قاطع و كامل مردم به جمهوري اسلامي ايران را در پي داشت (15 فروردين 1358) يكبار ديگر حضرت امام با حضور مجدد و خستگي ناپذير در صحنه پرچم چندين ماه تلاش و مبارزه بر عليه توطئه هاي گسترده و مختلف در راه تدوين قانون اساسي را به دوش ميگيرند:
«... اينهائي كه الان در ايران مشغول فتنه هستند اينها از اسلام هيچ اطلاع ندارند و برحسب آنطوري كه من مي فهمم، اينها مرتبط با آمريكا هستند ولو اينكه اسمشان برخلاف است! و ملت ما بايد اينها را رد بكنند و اعتنايي به آنها نكنند و خودشان در اين سيل جمعيت ايران منحل خواهند شد. شما جوانها و شما مرد و زن ان شاءالله در انتخاباتي كه در پيش داريم براي مجلس مؤسسان كه قانون اساسي جمهوري اسلامي را آنها بايد تصويب كنند همين طور كه روآورديد با عشق و علاقه به جمهوري اسلامي و رأي داديد در آنجا هم بايد با عشق و با علاقه، در هر شهري، در هر استاني با عشق و علاقه تعيين كنيد، اشخاص فاضل، اشخاصي امين را، اشخاصي متدين، اشخاصي متدين امين فاضل را براي اينكه بروند در مجلس مؤسسان و قانون اساسي جمهوري اسلامي را تصويب كنند.» (1)
استكبار جهاني براي جبران دومين ضربه مهلكي كه با حضور مردم در رفراندم متحمل گرديده بود با تمام توان بر وسعت توطئه ها توسط ايادي خود مي افزايد. در زير به چند نمونه مختلف از توطئه هاي رنگارنگ مي پردازيم تا معلوم شود امام در چه شرايط دشوار و پيچيده اي درصدد تثبيت اسلام انقلابي و مردم سالاري ديني در تدوين قانون اساسي اسلامي بوده اند.
منافقين كه در زندان هاي زمان شاه از بدترين توهين ها به روحانيت و آيت الله طالقاني به جرم پاسداري از حريم اسلام دريغ نمي ورزيدند تحت عنوان پدر طالقاني درصدد ايجاد بلوا هستند حضرت امام در اين باره ميفرمايند:
«... الان هم آنهايي كه مي خواهند نگذارند كه اين مسايل ايران روي مصالح مسلمين درست بشود حالا هم اين مسائل هست. وقتي اين سرد شد، يك مسئله ديگر، حالا شما خواهيد ديد بعد از اينكه مثلا اين غائله اخير از بين رفت و حل شد- و چنانچه حل است و خود آقاي طالقاني هم الان در قم هستند و با ما ملاقات كردند و خود ايشان هم ناراحت از اين مسايل شدند كه يك همچو حرفهايي درست كردند- بعد از اينكه اين غائله تمام شد. يك غائله اي درست مي كنند. حالا يا خودشان مي فرستند- مثلا فرض كنيد كه- يك كسي را مي گيرند، مثلا احمد(2) ما را مي گيرند- ولو اينكه احمد را بگيرند بكشند هم من حرفي نمي زنم اما مي خواهند اينها غائله درست بكنند... خود صاحبكار هيچ حرفي نمي زند اما آقايان سينه مي زنند!...» (3)
در همين روزها پاره تن امام شهيد مطهري(ره) بدست مزدوران آمريكا به شهادت ميرسند!
«... اينان كه شكست و مرگ خود را لمس نموده و با اين رفتار غيرانساني مي خواهند انتقام بگيرند يا به خيال خام خود مجاهدين در اسلام را بترسانند، بدگمان كرده اند، از هر موي شهيدي از ما و از هر قطره خوني كه به زمين مي ريزد، انسانهاي مصمم و مبارزي به وجود مي آيد. شما مگر تمام افراد ملت شجاع را ترور كنيد والا ترور فرد هرچه بزرگ باشد براي اعاده چپاولگري سودي ندارد. ملتي كه با اعتماد به خداي بزرگ و براي احياي اسلام بپاخاسته با اين تلاشهاي مذبوحانه عقبگرد نمي كند. ما براي فداكاري حاضر و براي شهادت در راه خدا مهيا هستيم...» (4)
همزمان نمايندگان احزاب آزاديبخش اسلام از كشورهاي اسلامي به خدمت ايشان مي رسند حضرت امام علي رغم تمامي توطئه هاي صهيونيست ها در دنيا و ايران قاطع و محكم، الگو بودن انقلاب اسلامي و خطر اصلي براي دنياي اسلام را به آنان گوشزد و رهنمود مي دهند:
«... تا مسلمين رمزي را كه در ايران اتفاق افتاد پيدا نكنند، پيروز نمي شوند آنها متحد شدند و همه يكصدا اسلام را خواستند و جمهوري اسلامي را خواستند. و وقتي همه با هم متحد شدند خداوند پيروزشان كرد. اگر مسلمين اين رمز را پيدا كنند، اين ملت عظيم اگر با هم مجتمع شوند قدرتي هستند ما فوق قدرتها، زيرا علاوه بر مخازن طبيعي، قدرت معنوي دارند. كه عبارت است از ايمان به خدا و رسول كه اگر مجتمع شوند قدرتي فوق آنها نمي شود. لكن مع الاسف نصايح كمتر اثر مي كند. من قريب بيست سال است كه به كشورهاي عربي توصيه مي كنم كه با هم مجتمع شويد و اين ماده فساد را طرد كنيد. اگر اسرائيل قدرت پيدا كند، اكتفا به بيت المقدس نمي كند...» (5)
حضرت امام در همين ايام سختي ها و شهادت هاي پس از پيروزي انقلاب را موجب در صحنه ماندن مردم و عدم سستي و وادادگي آنان مي دانند و آنرا از عنايت خاصه الهي دانسته و مي فرمايند:
«... باز دست خداي تبارك و تعالي از آستين درآمد و در شهادت يك شهيد، همچو موجي، همچو موجي در ايران و در ساير كشورها ايجاد كرد كه ما را زنده كرد، اسلام را باز زنده كرد، اگر سستي احتمال ميرفت، به واسطه اينكه خيال پيروزي كرده بوديم، آن سستي را بدل به سختي كرد و بدل به سد بزرگ و موجب شد كه شما همه، همه ايران، همه جا با قدرت الهي قيام كردند...» (6)
در همين ايام گروهك-هاي وابسته به غرب و شرق در سراسر ايران آشوب هاي فراواني را براه انداخته اند و بمجرد مخالفت مردم با آنان به وحشيانه ترين جنايات و هتك حرمت ها دست مي زنند. بطور مثال عده اي از مردم گنبد براي نجات از فجايع گنبد به دست گروهكها به امام پناه آورده و مادري از ميان آنان فرياد مي زند:
«اي امام! ما در گنبد هيچ امنيت نداريم، ناموس و مالمان در خطر است، من دختر چهارده ساله ام را در آنجا گذاردم تا به حضور شما برسم. وقتي حركت مي كردم دخترم گفت: مرا هم خدمت امام ببر، مرا به چه كسي مي سپاري؟ آيا من از خود و ناموسم چگونه دفاع كنم؟ اي رهبر، من شرم دارم بگويم كه مادري با گريه مي گفت در جلوي من اين گروه جنايتكار به دخترم تجاوز كرده و سر از بدن او جدا كردند» حضرت امام در پاسخ ميفرمايند: «اي مادر! براي من مرگ بهتر از اين است كه اين مصيبت ها را بشنوم. اي مادرها و خواهرهاي من، جوانهاي شما جوانهاي ما بودند. مولا اميرالمؤمنين- سلام الله عليه- براي ربوده شدن يك خلخال از پاي يك كسي كه يهود بود فرمودند كه اگر انسان بميرد بهتر از اين است كه بشنود اين را. من اگر بميرم بهتر است كه اين مصيبت ها را بشنوم اي مادرها و خواهرهاي من! اي برادرهاي من! اسلام از اين شهيدها بسيار داشته است. پيغمبر اسلام در جنگهاي مختلف شهدا داده است، اميرالمؤمنين- سلام الله عليه- در جنگها عزيزها از دست داده است. سيدالشهدا- سلام الله عليه- ]ين شهادت ها[اگر در راه اسلام باشد غم نيست، ما همه بايد در راه اسلام شهيد بشويم. اسلام عزيزتر از هرچيز است. من راجع به مصيبتهايي كه به شما مادرها و خواهرها وارد شده است بسيار متأثرم بطوري كه نمي توانم ديگر صحبت كنم. من مطالب شما را با دولت در ميان مي گذارم و اميدوارم كه ان شاءالله امنيت آنجا برقرار شود و شما و برادران سربازتان و برادران پاسداران با هم دست به هم بدهيد و اين اشرار را از آن ناحيه عقب بزنيد...» (7)
ــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) صحيفه امام ج 6 ص 472
(2) مرحوم سيداحمد خميني(ره) فرزند امام
(3) صحيفه امام ج 7 ص 42
(4) صحيفه امام ج 7 ص 179
(5) صحيفه امام ج 7ص178
(6) صحيفه امام ج 7 ص 190
(7) صحيفه امام ج 7 ص 10