جرزنی ممنوع!

تحليل معاني سياسي اتفاقي كه در روز 24 اسفند رخ داد كار آساني نخواهد بود. ميزان حضور مردم در اين انتخابات و نوع انتخاب سياسي آنها بسياري آرزوها را بر باد داد و تعداد فراواني از پيش بيني ها را هم به مسخره گرفت. در داخل و خارج از ايران بسيار بودند آنها كه گمان مي كردند خواهند توانست با نتيجه اين انتخابات به جنگ «اصولگرايي» در ايران بروند اما حالا مي توان ديد كه انتخاب مردم ايران پيامي جز ناكامي براي آنها نداشته است. پيش بيني اينكه اصلاح طلبان تندرو و حاميان خارجي آنها شجاعت تحمل شكست و صداقت مواجه شدن با واقعيت را نخواهند داشت و دموكراسي را هم فقط آنگاه مي پسندند كه نام خودشان از صندوق بيرون بيايد و مردم را هم تا وقتي احترام مي كنند كه سر در پي آنها داشته باشند، اصلا دشوار نبود. نظري اجمالي به شيوه انعكاس اخبار انتخابات ايران در رسانه هاي غربي و از اين سو بداخلاقي ها، ناشكيبايي ها و لطيفه هايي كه تندروهاي داخل ايران در توجيه شكست خود سر هم كردند، نشان مي دهد همچنان نبايد به خروج اصلاح طلبان از دوران طفوليت سياسي و تبديل شدن به نيروهايي كه به جاي بهانه جويي به دنبال علل واقعي شكست هاي خود و راه علاج آنها مي گردند، اميد داشت. اين يادداشت به اجمال تمام تلاش خواهد كرد اندكي از تناقض هايي را كه در همين دو روز گذشته از انتخابات گرفتار آن شده اند مرور كند و در ريشه هاي آنها اندكي تامل نمايد.

1- ظاهرا از ديد اصلاح طلبان ديروز و فرداي انتخابات متعلق به دو دوره زمين شناسي كاملا متفاوت -با فاصله يك ميليون سال از يكديگر- است به گونه اي كه مي توان در يكي چيزي گفت و در ديگري درست خلاف آن را ادعا نمود و توقع هم داشت كه كسي سر از اين پشتك وارو زدن ها در نياورد. اصلاح طلبان تندرو تا شب قبل از انتخابات با صداي بلند مي گفتند كه در اين انتخابات حذف شده اند و حضور آنها يك حضور كاملا اعتراضي است. با اين وجود يعني در حالي كه تندروها پيام نبودن خود را با صداي بلند به گوش مردم رساندند، مردم هيچ اعتنايي به حذف آنها در اين انتخابات نكردند و يك ركورد استثنايي از حيث مشاركت در اين انتخابات -60 درصد در سطح كشور و 40 درصد در تهران را- به ثبت رساندند. اگرچه انبوهي از گزارش ها وجود دارد كه نشان مي دهد اصلاح طلبان و حاميان خارجي آنها به كاهش چشمگير مشاركت در اين انتخابات اميد ها بسته بودند و تمام قد همه امكانات رسانه اي و غير رسانه اي خود را براي رسيدن به اين هدف بسيج كردند، اما مردم ايران همانطور كه از پيش هم معلوم بود عدم حضور آنها را پاك ناديده انگاشتند و نشان دادند كه وقتي پاي سرنوشت انقلاب در ميان باشد بداخلاقي چند موجود خود فروخته را به چيزي نخواهند گرفت. پس نتيجه اول اين است كه عدم حضور اعلام شده تندروها تاثيري در مشاركت مردم نگذاشت.

2- اصلاح طلبان تندرو تا يك روز قبل از انتخابات ادعا مي كردند جناح مقابل علاقمند به مشاركت اندك مردم است چرا كه مي داند در صورتي كه مشاركت مردم در انتخابات بالا باشد حتما اصلاح طلبان راي خواهند آورد. حالا مي بينيم كه اين داستانسرايي هم باطل از آب درآمده است. مشاركت مردم ايران در انتخابات 24 اسفند بالاتر از سخت گيرانه ترين استاندارد هاي موجود بوده ولي با اين حال نشاني از راي آنها به اصلاح طلبان نمي توان ديد. جالب است كه حتي اگر اظهارات خود اصلاح طلبان در اين مورد را هم ملاك بگيريم باز هم تندروها بازنده انتخابات 24 اسفند بوده اند. سايت نوروز -ارگان اينترنتي تندروها- روز شنبه از قول سعيد شريعتي عضو كميته تبليغات ستاد ائتلاف اصلاح طلبان نوشت كه اصلاح طلبان در 34 كرسي از 102 كرسي رقابتي(؟!) پيروز شده اند. حتي اگر همين خبر نوروز را هم ملاك بگيريم پيداست اصلاح طلبان تازه به گفته خودشان فقط در 33 درصد حوزه ها برنده شده اند!
اين در حالي است كه آخرين آمارها نشان مي دهد با وجود مشاركت 60 درصدي مردم در انتخابات بيش از 73 درصد آراء آنها متعلق به اصولگرايان بوده است.
پس نتيجه روشن دوم انتخابات 24 اسفند اين است كه مردم به رغم مشاركت بالا، اصولگرايان را انتخاب كردند و اصلاح طلبان به اعتراف خودشان جز حداقلي از آرا را در اختيار ندارند.

3- يك تناقض بسيار جالب توجه در مجموعه واكنش هايي كه تندروها به انتخابات مجلس هشتم نشان دادند مربوط به شعري است كه پيش از انتخابات درباره تفكيك حوزه هاي به اصطلاح رقابتي از حوزه هاي غير رقابتي سرودند و فرداي روز 24 اسفند ظاهرا قافيه آن سخت تنگ آمد. گروهي از اصلاح طلبان پيش از انتخابات بر مبناي اين توهم كه اگر مشاركت مردم وسيع باشد، آنها حتما برنده خواهند شد -و معلوم نبود كه اين حكم محصول كدام استقراي تاريخي است- تلاش مي كردند اينگونه جا بيندازند كه تعداد حوزه هاي رقابتي آنقدر هست كه به مشاركت آنها در انتخابات بيارزد. از جمله غلامحسين كرباسچي عضو مركزيت حزب كارگزاران درست يك روز قبل از برگزاري انتخابات در مصاحبه با سايت ضد انقلابي روزآنلاين تعداد حوزه هاي به قول اصلاح طلبان رقابتي را 170 حوزه اعلام كرد. پيش از او عبدالله ناصري از وجود 110حوزه رقابتي براي اصلاح طلبان خبر داده بود. شب بعد از انتخابات اما وقتي اصلاح طلبان فهميدند اوضاع خراب است با وجود مشاركت بسيار بالاي مردم رغبت بسيار اندكي به آنها نشان داده اند، نواختن سرنا از سر گشادش آغاز شد و يكباره ادعا كردند فقط در 100 حوزه امكان رقابت داشته اند. واضح بود كه تندروها پس از آنكه يقين كردند منتخب مردم نيستند سعي كردند تعداد حوزه هاي به اصطلاح رقابتي را پايين بياورند تا درصد پيروزي شان بالا برود!

پس به عنوان نتيجه سوم مي توان گفت كه اصلاح طلبان تندرو در پيش بردن اين پروژه كه انتخابات غير رقابتي است عميقا ضايع شده اند. در حالي كه خودشان مي دانند انتخابات در تمام حوزه ها رقابتي بوده و آنها با احتساب كانديداهاي حلقه دو و سه خود در تمام حوزه ها قادر به رقابت با حريف بوده اند حالا ناچارند حتي حرف هاي قبلي خود را نقض كنند تا شايد اين شكست بزرگ به نحوي لاپوشاني شود.